تبليغاتX
گروه آموزشی پارامیس
Welcome To Paramis The Weblog For Vastvision International LTD Workers and businesser

سوال

 دوستان سلام. با توجه به شرایط خاص موجود و نیز نزدیکی به انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری، ترجیح داده شد که خبر غیر منتظره در مورد وست ویژن به بعد از اعلام نتایج انتخابات موکول شود.

فقط در این جا از شما دوستان سوالی می پرسم که پاسخ آن مربوط با خبر ماست. در صورت امکان حتی در حد یک جمله نظر خود را بیان کنید.

به نظر شما آینده ی اینوست منت در ایران چگونه است؟

نوشته شده توسط مدير در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 13:41 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    


فشار سنج و ارتفاع يک ساختمان


اول اراده ات را در کوله ات بگذار!


فکرتان را عوض کنید تا زندگی‌تان تغییر کند

نوشته شده توسط مدير در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 11:52 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

استفاده از نشانه های عمل

شما خود منشا همه عواطف و احساساتتان هستید. در هر لحظه كه بخواهید می توانید آنها را ایجاد كنید و یا تغییر دهید.

پس چرا ما چنین نمی كنیم؟بساری از ما(بد حال) بودن را طبیعی می دانیم،اما برای خوشحال بودن باید دلیلی داشته باشیم. اماشما برای احساس خوشحالی به هیچ بهانه ای نیاز ندارید.می توانید هم اكنون تصمیم بگیریدكه خوشحال باشید،به این دلیل ساده كه زنده اید، به این دلیل كه چنین می خواهید. لزومی ندارد كه منتظر چیزی یا كسی باشید! 

بهترین راه بر خورد با عواطف منفی چیست؟راههای معمولی و بی اثر بسیاراست. می توانید عواطف خود را ندیده بگیرید؛ البته آنها از بین نمی روند. می توانید آنهارا سركوب كنید، امادوباره به شكلی ظاهر می شوند.می توانید در آنها فرو بروید و برای خویشتن احساس تاسف كنید، اما آن نیز وضع را بهتر نمی كند. می توانید آنها را مایه فخر فروشی قرار دهید:( خیال می كنی وضع تو بد است؟ وضع من از آن بدتر است!)

البته هوشمندانه ترین كار، این است كه با برخورد مؤثر در هروضعیت ، و جستجوی راه حل، این عواطف را دگرگون كنید و از آنها درس بگیرید و با استفاده از عواطف خود زندگی خویش و اطرافیانتان را غنی سازید.

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در جمعه دوازدهم مهر 1387 و ساعت 19:45 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

ويژگي‌هاي اقتصاد موج سومي( قسمت اول )

تاریخچه کوتاهی از فارکس

هنر کنترل اثر مقابل

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 0:39 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

فرهنگ موفقیت

نیروی كلمات دگرگون كننده و تمثیلهای جهانی

آیا تاكنون عمیقا تحت تاثیر سخنان كسی قرار گرفته اید ؟آیا هنوز كلمات جان، اف كندی ،وینسون چرچیل، یا مارتین لوتركینگ را به خاطر می آورید؟این اشخاص با كلام نافذ خود نه فقط من و شما، بلكه ملتی را تحت تاثیر قرار دادند، و حتی بعد از مرگشان هم هنوز سخنانشان دیگران را تكان می دهد.

اما آیا هرگز به این فكر افتاده اید كه كلماتی كه بطور عادتی از آنها استفاده می كنید دارای چه قدرت جادویی برای ایجاد روحیه مثبت و یا ایجاد غم و افسردگی هستند؟ آیا كلماتی كه بكار می برید، سازنده اند یا نابود كننده؟ آیا در شما امید ایجادمی كنند یا نومیدی؟ برای اینكه تاثیر شگفت انگیز كلمات را در تغییر روحیه دریابید این بار كه خواستید به بیان احساسات خود بپردازند، آگاهانه در انتخاب كلمات، دقت كنید.

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 0:8 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

مصاحبه مدیران توسعه سازمان فروش ارجاعی شرکت مهر کاویان پارس

سکوت زمان

در دیاری که همه به جان هم افتاده اند

نوشته شده توسط مدير در شنبه هشتم تیر 1387 و ساعت 1:49 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

درویشی به اشتباه فرشتگان ؛ به جهنم فرستاده مي شود.

پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم؟!! از روزي كه اين آدم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و ...

حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است:

 "با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند "

نوشته شده توسط مدير در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 1:15 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

مراقب افکارت باش که عقایدت می شوند

مراقب عقایدت باش که رفتارت می شوند

مراقب رفتارت باش که عادت می شوند

مرقب عادتت باش که شخصیتت می شوند

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شوند

نوشته شده توسط مدير در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 23:16 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

انسان مچاله

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد

دست همه حاضرین بالا رفت

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد.

و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.

این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.

و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است.

 هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند،

آدم با ارزشی هستیم.

نوشته شده توسط مدير در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 14:26 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:

او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد

او می گوید نه و چیز بهتری به تو می دهد

او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد

نوشته شده توسط مدير در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 13:8 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

کتاب "راز موفقیت" اثر آنتونی رابینز (قسمت ششم)

فرهنگ موفقیت

نیروی كلمات دگرگون كننده و تمثیلهای جهانی

آیا تاكنون عمیقا تحت تاثیر سخنان كسی قرار گرفته اید ؟آیا هنوز كلمات جان، اف كندی ،وینسون چرچیل، یا مارتین لوتركینگ را به خاطر می آورید؟این اشخاص با كلام نافذ خود نه فقط من و شما، بلكه ملتی را تحت تاثیر قرار دادند، و حتی بعد از مرگشان هم هنوز سخنانشان دیگران را تكان می دهد.

اما آیا هرگز به این فكر افتاده اید كه كلماتی كه بطور عادتی از آنها استفاده می كنید دارای چه قدرت جادویی برای ایجاد روحیه مثبت و یا ایجاد غم و افسردگی هستند؟ آیا كلماتی كه بكار می برید، سازنده اند یا نابود كننده؟ آیا در شما امید ایجادمی كنند یا نومیدی؟ برای اینكه تاثیر شگفت انگیز كلمات را در تغییر روحیه دریابید این بار كه خواستید به بیان احساسات خود بپردازند، آگاهانه در انتخاب كلمات، دقت كنید.

كلمات چنان قدرتی دارند كه می توانند آتش جنگی را بیفروزند و یا صلحی را بر قرار سازند مرابطه ای را به نابودی كشانند و یا آنرا محكمتر كنند برداشت و احساس ما نسبت به هر چیز بسته به معنایی است كه به آن چیز می دهیم كلماتی كه آگاهانه یا نا آگاهانه برای بیان یك وضعیت انتخاب می كنیم بلافاصله معنای آن را در نظرمان دگرگون می كنند و در نتیجه احساسمان را تغییر می دهند اگر ضمن تعریف واقعه ای آن را( فاجعه)بنامید ویا آن را (كمی مایوس كننده ) بخوانید احساستان در برابر آن فرق نمی كند؟ اگر مساله ای را ( مشكل بزرگ )و یا ( اشكال جزئی) قلمداد كنید، آیا شدت احساستان نسبت به آن یكسان است؟ اگر موضوعی را كه به آن ایمان دارید با من در میان گذارید و من بگویم اشتباه است چه؟ اگر بگویم افكارتان بكلی غلط است چه ؟ بدتر از آن اگر بگویم( دروغ می گوئید ) چه ؟ آیا این طرز سخن گفتن روابط ما را تیره نمی كند؟

سالها پیش ، كشفی كردم كه برای همیشه بر زندگی من اثر گذاشت .

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 11:1 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

امرسون مي گويد: مردان بزرگ ، کساني هستند که مي دانند انديشه ها برجهان فرمان مي رانند.

انديشه هاي ما سرنوشت ما را رقم مي زنند . آن چه امروز هستيم ، ثمره انديشه هاي ديروز ماست و فردا چيزي جز انديشه هاي امروز ما نيست .شادي و خوشبختي ما ، امکانات و توانايي هاي ما و حتي ميزان موجودي بانکي ما به نوع تفکر ما بستگي دارد .و بدانيد که در بزرگ انديشي و خوش بيني ؛ افسوني نهفته است ! براي رسيدن به هر چيز ، نيازمند ابزاري هستيم و براي موفقيت ، به انديشه هاي استوار نيازمنديم . پس ، از همين حالا شروع کنيد !بزرگ بينديشيد تا بزرگ زندگي کنيد . بزرگي زندگي ، در خوشحالي و کاميابي است.

ادموند اسپنسر مي گويد : اين ذهن ماست که ما را شاد يا ناشاد ، بدبخت يا سعادتمند و غني يا فقير مي سازد. هرگز خود را دست کم نگيريد و از همه توان خود براي رسيدن به موفقيت استفاده کنيد. به اين سخن ژرف بينديشيد که : زندگي کوتاه تر از آن است که بخواهد دست کم گرفته شود. مردم غالبا اين حقيقت بزرگ را از ياد مي برند که براي رسيدن بايد اولين قدم را بردارند و سپس خود را براي برداشتن قدم هاي بعدي آماده کنند .


يک روانشناس سوئدي مي گويد :
موفقيت هاي بزرگ هنگامي نصيب ما مي شوند که از شروع هاي کوچک راضي باشيم. همواره بايد به ياد داشته باشيم که :همه راه ها از نخستين گام آغاز مي شود .و اين گام اول است که دشوار است . و در واقع کسي که به پشت در رسيده است ، تقريبا نيمه سخت سفر را پشت سر گذاشته است.

مشکل اساسي اين است که ما از حد آرزو کردن فراتر نمي رويم و اکثرا در برداشتن اولين گام دچار ترديد هستيم بي آن که بدانيم چه فسوني در همين گام نخست نهفته است .مساله اينجاست که بيشتر مردم از برداشتن اولين گام پروا دارند و اين بزرگترين خطاي آنهاست .

آنتوني رابينز در کتاب به سوي کاميابي معتقد است : ساختمان مغز و اعصاب افراد بشر کم و بيش شبيه به هم هستند ، پس اگر کسي در نقطه اي از دنيا توانسته است کاري بزرگ انجام دهد ، ديگري هم که داراي مغز و اعصاب مشابه اوست مي تواند عينا همان کار را انجام دهد و به همان نتيجه برسد ، به شرط آن که ؛ دقيقا از همان راهي که او رفته ، برود و طرز فکر و رفتارش شبيه به او باشد و اين همان مشاهده الگوهاي موفق است.

در مسير رسيدن به موفقيت هرگز نبايد آرزو کردن را با اعتقاد داشتن اشتباه گرفت . آرزو نمي تواند جاي ايمان را بگيرد .يک روان شناس مي گويد : همواره سعي کنيد آرمان هاي بزرگ داشته باشيد ، نه آرزوهاي بزرگ. مسلما کسي که معتقد است نمي توان به اين آرزوها رسيد ،قادر نخواهد بود پله هايي را که به اوج موفقيت مي رسند کشف کند .انديشه و رفتار چنين افرادي ، از حد رفتار و انديشه هاي افراد متوسط فراتر نمي رود .

انديشه مثبت و خلاق ، نخستين گام براي رسيدن به موفقيت است و هيچ کس ادعا نمي کند که به صرف انديشيدن يا آرزو کردن همه چيزهاي ناممکن ، ممکن مي گردند . اما بزرگ ترين گام براي رسيدن به موفقيت هاي عظيم ، کشف اين حقيقت است که "ايمان قادر است کوه را از جا بلند کند.ايمان در دوران ما حتي مي تواند کارهايي عظيم تر از جابه جايي کوه ها انجام دهد .اگر دانشمندان ما شهامت ، علاقه و ايمان به فتح فضا را نداشتند ،هنوز ماه تسخير نشده بود .

دکتر بهنام غفاري مي گويد : در مورد نيروي انگيزشي ايمان مي توان گفت که همه چيز از انديشه ها و باورهاي ما ناشي مي شود و برزبان ما جاري مي گردد. بنابراين بايد ذهن و زبان خود را هدايت کنيم زيرا انديشه ، زيربناي عمل است. متاسفانه بسياري از مردم گرايش ناخودآگاهي به شکست دارند ؛ آنها دوست دارند خود را فرسوده ببينند و نشان دهند که به هر دري زده اند و نيرو و انرژي خود را به پايان رسانده اند .طوري حرف مي زنند که گويي از خود دست کشيده اند .اما کافي است نگرش خود را اصلاح کنند و شروع به بهره برداري از امکانات و توانايي هايشان نمايند .در واقع با تغيير نگرش و خودباوري ، به يک ذخيره انرژي استخراج نشده مي رسند ؛ گويي به يک پس انداز دست نخورده و عظيم دست مي يابند .

مثبت نگري و خوش بيني ، بهترين و ارزان ترين سرگرمي و درعين حال مهمترين ابزار براي رسيدن به موفقيت است .هرگز اجازه ندهيد افکارتان عليه شما به کار افتد ! اجازه ندهيد زبان شما به زيان شما بچرخد ! نيروهاي خود به ويژه ذهن و زبان خود را به خدمت بگيريد و از هرانديشه و هر کلام ، پله اي براي تعالي و پيشرفت خود بسازيد .ذهن انسان کارگاه انديشه است ، کارگاهي که کارش توليد انديشه است .کافي است اسير ياس شويد و با کلمات منفي ، دمار از روزگار خود درآوريد به جاي آن که بگوييد :امروز ، روز بدي است. بگوييد : معرکه است و من امروز مي توانم چند کار عقب مانده را جلو بيندازم. بدانيد که ؛ نخستين ايستگاه انديشه ، ايمان داشتن به توانايي هاي خويشتن است . به خود بگوييد که شخص منحصر به فردي هستيد و خود را باور داشته باشيد.چون اگر شما خودتان را باور نکنيد ، براي ديگران نيز مشکل است که شما را آن طور که شايسته است باور داشته باشند .افکار اميد بخش را جايگزين انديشه هاي ياس آور نماييد .وقتي فرصتي به شما روي آورد ، به خود بگوييد :مي توانم انجامش دهم . فراموش نکنيد که ايده ها و نقشه هاي بزرگ ، گاه آسانتر از نقشه هاي کوچک هستند!

و نکته آخر اينکه : اين شماييد که بايد از فرصت ها بهره مند شويد و هنر تماشا کردن و ديدن را بياموزيد .متاسفانه اکثر مردم تماشاگران خوبي نيستند . در حالي که از مشاهده اطراف خود ، درس هاي ارزنده اي خواهيد آموخت .فرانک تايگر مي گويد :هنر گوش دادن را فرابگيريد ؛ فرصت ها گاه به آهستگي در مي زنند. همانا خوشبختي بزرگ را بايد پشت لحظه هاي کوچک زندگي صيد کرد .اصول موفقيت را به صورت عادت درآوريد هر چه بيشتر آن ها را تمرين کنيد.

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 13:28 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

کودک درون

آرزوهایی که حرام شدند

چقدر از مردم با افكار شما مخالفند؟

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 13:24 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

شخصي مي گفت من بیست سال دارم ؛ بزرگي به او خرده گرفت

که نبايد بگوي بیست سال دارم ؛ بايد بگويي آن بیست سال را

ديگر ندارم.

نوشته شده توسط مدير در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 18:42 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

شهد زندگی را با رغبت نوش جان کنید .     

 

شادترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارند اونها فقط از آنچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو می برن

 

در زندگی از تصور مصیبت های بیشماری رنج بردم که اغلب آنها هیچگاه اتفاق نیفتادند.

 

مشکلی که با پول حل شود مشکل نیست بلکه هزینه است.

 

رمز شکست و ناکامی در راضی نگهداشتن همگان است.

 

پشیمانی از کارهایی که انجام داده ایم با مرور زمان کم می شود اما برای کارهایی که انجام نداده ایم همیشگی است.

 

 آموخته ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید پس چه چیز باعث شد من بیاندیشم می توانم همه چیز را در یک روز بدست بیاورم.

 

آموخته ام که فرصتها هرگز از بین نمی روند بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.

 

 همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند اما تمام شادی و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستیم.

 

اگر قبل از هر کاری انگشت خود را آهسته به پیشانی خود بزنید مجبور نخواهید شد در پایانکارمحکم بر فرق خود بکوبید.

 زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

                                         هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صـــــــــــــــــحنه پیوســـته بجاســت

                                      خرم آن نغمه که مردم بســـپارند به یـــــــاد

نوشته شده توسط مدير در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:10 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

کتاب "راز موفقیت" اثر آنتونی رابینز (قسمت پنجم)

رمز و راز تغییر

دانش شرطی كردن موفقیت

من همیشه از اینكه می توانم تغییرات پایداری را در افراد به وجود آورم به خود مغرور بودم . اما یك روز از خواب غفلت بیدار شدم . مردی كه زمانی به كمك من سیگار را ترك كرده بود،نزدم آمد،سیگاری روشن كرد، و گفت (تو موفق نشدی)

من كه كنجكاو شده بودم پرسیدم ( منظورت چیست؟) گفت ( پس از جلسه ای كه با هم داشتیم، به مدت دو سال ونیم سیگار نكشیدم. اما یك بار در اثر فشار روحی،سیگاری روشن كردم و از آن موقع تا كنون دوباره به سیگار پناه آوردم. همه اش تقصیر تو بود!تو ذهن مرا به طور كامل برنامه ریزی نكرده بودی !)

گرچه صحبتهای این مرد، خالی از خشونت نبود، اما نكته مهمی را به من آموخت.من دریافتم كه ما باید شخصاٌ مسؤلیت تغییرات خود را به عهده بگیریم. هیچكس نمی تواند ذهن شما را ( برنامه ریزی ) كند. این شما هستید كه باید خود را شرطی كنید.

هر تغییری كه در خود ایجاد كنیم ، فقط جنبه موقت دارد، مگر اینكه خود را( و تنها خود ، نه كسی یا چیزی دیگر را) مسؤول ایجاد آن تغییر بدانیم. خصوصاٌ باید به این سه اصل، معتقد شویم:

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:12 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

به نظر شما تصویر زیر چه مفهومي را مي رساند؟

 

به ديگران عشق بورزيد.

 

شما کدامیک را انتخاب می کنید؟

 

همه چیز درباره ی تجارت الكترونيك(قسمت اول)

 

همه را ببخشيد و روح خود را آزاد کنید!

 

7 نوآوری بزرگ متحول کننده زندگی بشر

نوشته شده توسط مدير در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:57 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

"زندگی يا پر است از هدف يا پر است از بهانه"

"تمام کسانی که برای موفقيت خود نگرانند عمل می کنند نه بهانه ترشی ."

  هدف و ويژگيهای آن

هدف از زندگی ما چيست ؟

هدف از زندگی اين است که ما مطرح باشيم ؛ به حساب بيائيم و بعبارتی ميان بودن و نبودن ما فرقی وجود داشته باشد . در واقع زندگیی داشته باشيم که ارزش زندگی کردن را داشته باشد . زندگی از ما نمی خواهد که بهترين باشيم ، فقط از ما می خواهد که تلاش کنيم . آنچه بيشتر افراد ناموفق از آن بی خبرند آنست که زندگی دقيقاً به ما همان چيزهایی را می دهد که می خواهيم ؛ البته بشرط اينکه لياقتش را در خود بوجود بياوريم . اگر کم بخواهيم ، کم بدست می آوريم .
بايد اين موضوع را مد نظر داشته باشيم که آينده بالاخره می رسد ، چه بخواهيم و چه نخواهيم . پس بهتر است برای آينده خود کاری انجام دهيم زيرا آينده جائی نيست که ما را به آنجا می برند ، آينده جایی است که خودمان با برنامه ريزی برای اهدافمان آنرا می سازيم و شکل می دهيم .

اما برای موفقيت و شاختن آينده ای روشن بايد ۳ گام مهم را برداريم :

۱تصميم بگيريم چه چيزی می خواهيم و به کجا می خواهيم برسيم .
۲به آنچه تصميم گرفته ايم عمل کنيم
.
۳شيوه عمل خود را آنقدر تغيير دهيم تا به تصميمی که گرفته ايم برسيم .

اما گفتيم بايد تصميم بگيريم چه می خواهيم . اين يعنی همان اهداف کوتاه مدت ، ميان مدت و بلند مدت .همه ما در ابتدای ورودمان به اين تجارت به اعتماد به فرد معرفمان وارد اين سيستم شده ايم اما پس از گذشت چند روز و اتمام آموزشها ، فقط و فقط بخاطر اهداف خودمان در اين سيستم کار می کنيم . پس اينجاست که به اهميت اهداف پی می بريم .
حال بايد اهدافمان را در غالب اهداف کوتاه مدت ، ميان مدت و بلند مدت بنويسيم . در واقع اهداف ما سوخت و انرژی حرکت ما در مسير هستند و به ما انرژی می دهند تا به اهداف بعديمان برسيم . اهداف ميان مدت و بلند مدت نيز دقيقاً نقطه روشنی در آينده ما هستند که به ما جهت می دهند و عامل پايداری ما هستند .

اما گفتيم که اهدافمان را بنويسيم . چرا ؟

۱کمرنگ ترين قلمها از قويترين ذهنها هم قويترند .
۲اگر زندگی شما ارزش زندگی کردن را دارد پس حتماً ارزش ثبت کردن را خواهد داشت
.
۳اگر می خواهيد هدفهای شما به شما انرژی بدهند ، بايد آنرا مکتوب کنيد و جلوی ديد خود بگذاريد و هر روز و هر شب آنها را ببينيد و به آنها فکر کنيد .

اما شما قبل از نوشتن اهدافتان بايد به اين سوال پاسخ دهيد که چرا وارد اين تجارت شده ايد ؟ شما بايد دليل ورود خود را دقيقاً بدانيد تا انگيزه لازم برای فعاليت را داشته باشيد .
اما چه اتفاقی می افتد که اهداف ما با اولين ناملايمات و سختيها بدست فراموشی سپرده می شوند ؟ چون عجولانه و سطحی انتخاب شده اند . در واقع داشتن هدف نياز به درون گرائی و مکاشفه و جسارت دارد . خيلی از افراد با اهدافشان احساس راحتی نمی کنند و از بيان آنها خجالت دارند
.
ولی تعين اهداف نقطه شروع شما در هر فعاليتی است و اگر نتوانيد اين سنگ بنا را خوب بپذيريد نمی توانيد به هفت بخش بعدی برويد . حتی نمی توانيد  نتورک  را آغاز کنيد . پس در انتخاب اهداف و نوشتن آنها بايد نهايت دقت را بکار برد
.

اهدافتان را درست SMART کنيد زيرا اهداف روشن موجب انجام کار بيشتر و سريعتر می شوند . در انتخاب اهدافتان قانون ۵۰-۵۰ را رعايت کنيد يعنی هدف را بالا تعيين کنيد اما نه آنقدر که اگر به ۵۰ درصد آن هم رسيديد باز فکر کنيد که شکست خورده ايد . بايد ۵۰ درصد احتمال باخت به خودتان بدهيد .
نگاه تان را از Hot Vision ها يا همان روياهای سوزان تان بر نداريد و برای رسيدن به آنها هر روز درگير کار باشيد . ذهنتان را هميشه و ۲۴ ساعته درگير کار کنيد و قلباً برای رسيدن به اهدافتان راسخ باشيد و با تکرار و تکرار ، باور رسيدن به آنها را در خود ايجاد نمائيد .
هرگز چشم از اهدافتان برنداريد چون هر وقت چشم از آنها برداريد تنها چيزی که خواهيد ديد موانع و مشکلات هستند .

تمام افراد موفق و ثروتمند ، برای يکبار هم که شده در زندگی شکست خورده اند و پولی را از دست داده اند اما يک فقير هيچگاه يک دلار هم از دست نداده ولی همچنان فقير است .

" تمام آدمها دوست دارند به بهشت بروند ولی از مردن می ترسند "

" برای رفتن به بهشت ابتدا بايد مرد "

منبع: VVRoyal

نوشته شده توسط مدير در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 23:49 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد چون بر این باورند که:

راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.

نوشته شده توسط مدير در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 17:17 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

            ریچارد پو در مورد نتورک مارکتینگ چه می گوید ؟

ريچارد پو نتورك ماركتينگ را در دو معني خلاصه مي كند: خواستن و تعهد.

الف : تعهد به خود و خواسته هاي خود .

ب : تعهد به شغل و كار خود .

ج : تعهد به مجموعه ي خود و تك تك اعضاي مجموعه خود .

پو دوام يك مجموعه را در ساختن افرادي با داشتن هر سه نوع تعهد ميداند و افراد را چه در جامعه و چه در مجموعه نتورك به 3 دسته تقسيم ميكند :

دسته اول :

افرادي كه هر سه نوع تعهد را دارند و فقط اين دسته افراد هستند كه دوام يك كمپاني را تضمين ميكنند ، نه قيمت پايين اوليه ورود و نه كمسيون دهي كمتر يا بيشتر .

دسته دوم :

افرادي هستند كه خودبيني و خودخواهي را به تعهد به خود تعبير ميكنند و از جامعه و نتورك فقط براي پول درآوردن استفاده ميكنند . اين افراد تعهدي نسبت به افراد مجموعه خود ندارند و در صورتي كه احساس كنند از جاي ديگر امكان بهره برداري بهتر ميباشد مجموعه خود را رها كرده و وارد مجموعه اي ديگر ميشوند و تعهد نسبت به مجموعه خود و افراد آن را به تعصب تعبير ميكنند .

به گفته اين افراد نتورك جاي پول درآوردن است و به هيچ چيز نبايد تعصب بيجا داشت اگر دير بجنبي عقب ميماني !! آنها به اين فكر نمي كنند كه هر كدام از افرادي كه وارد مجموعه آنان شده اند براي ورود هزينه كرده اند و بايد نتيجه بگيرند .

دسته سوم :

افرادي هستند كه نه به خود متعهد هستند و نه به ديگران . اين دسته افراد در جامعه روزمرگي ميكنند و در نتورك به ابزاري براي به سود رسيدن دسته دوم تبديل ميشوند . اين افراد معمولا ابزار خود را براي رسيدن به موفقيت بيشتر ، شانس و اقبال ميدانند .

نوشته شده توسط مدير در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 0:20 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

نومیدی و افسردگی

می گویند روزی شیطان تصمیم گرفت که از کار خود دست بردارد. بنابراین اعلام کرد که می خواهد ابزارش را با قیمتی مناسب به فروش برساند.

   پس وسایل کارش را به نمایش گذاشت که شامل خودپرستی، نفرت، ترس، خشم، حرص، حسادت، شهوت، قدرت طلبی و غیره بود.

   اما یکی از این ابزار بسیار کهنه و کارکرده به نظر می رسید و شیطان حاضر نبود که آن را به قیمت ارزان بفروشد. کسی از او پرسید: این وسیله گران قیمت چیست؟

   شیطان گفت: این نومیدی و افسردگی است.

   پرسیدند چرا این همه گران است؟

   شیطان گفت: زیرا این وسیله برای من از ابزار دیگر موثر بوده است. هرگاه سایر وسایلم بی اثر می شوند، تنها با این وسیله می توانم فلب انسانها را بگشایم و کارم را انجام دهم. اگر بتوانم کسی را وادار کنم که احساس ناامیدی، یاس، دلسردی، مطرود بودن و تنهایی کند، می توانم هرچه که می خواهم با او بکنم. من این وسیله را روی همه انسانها امتحان کردم و به همین دلیل کهنه است.

  

   از فرار ابدیت ناظران عرش، فرشتگان و ملایک تلاش و مبارزات تو را نظاره می کنند، پس قوی باش. تو در تلاش و پیکارت تنها نیستی که در حضور فوجی عظیم به مبارزه ای شریف برخاسته ای.

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 23:43 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

بدان که دلیل موفقیت برخی از افراد، انجام کارهایی

 

است که دیگران از انجام آن سر باز می زنند

 

 

جکسون براون   

نوشته شده توسط مدير در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 0:11 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

شکست را چگونه تعريف مي کنند؟


سعي كن عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چيزي كه به آن مينگري.

دختري براي پدرش كه اسير جنگي بود نامه نوشت و از اوضاع نابسامان زندگي و مسائل پيرامون جنگ كه درگير آن بودند نوشت و پدر در جواب او نوشت: دخترم دو تا زنداني در زندان، يكي هر شب به ماه نگاه ميكند و ديگري به گل ولاي جلوي زندان.

گفتند: شکست يعني تو يک انسان در هم شکسته اي!
گفت: نه ! شکست يعني من هنوز موفق نشده ام.
گفتند:  شکست يعني تو هيچ کاري نکرده اي .
گفت: نه! شکست يعني من هنوز چيزي ياد نگرفته ام.
گفتند:  شکست يعني تو يک آدم احمق بودي.
گفت:  نه! شکست يعني من به اندازه کافي جرات و جسارت نداشته ام.
گفتند : شکست يعني تو ديگر به آن نمي رسي.
گفت : نه! شکست يعني مي بايد از راهي ديگر به سوي هدفم حرکت کنم.
گفتند : شکست يعني تو حقير و نادان هستي.
 گفت : نه! شکست يعني من هنوز کامل نيستم.
گفتند: شکست يعني تو زندگيت را تلف کردي.
 گفت : نه! شکست يعني من بهانه اي براي شروع کردن دارم.
گفتند: شکست يعني تو ديگر بايد تسليم شوي!
 گفت : نه! شکست يعني من بايد بيشتر تلاش کنم.
اولين شرط لازم براي دستيابي به موفقيت، بكارگيري قواي ذهني و جسمي خود، بطور بي‌وقفه و خستگي ناپذير، در جهت حل يك مسئله مي‌باشد.
(توماس اديسون)

نوشته شده توسط مدير در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 23:48 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 23:42 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

نتورک به خاطر رابطه یا رابطه به خاطر نتورک؟

تا به حال با خودتون فکر کردید که بهتره ما بیشتر با هم رفیق باشیم و یا همکار ؟ یعنی اینکه قرار رفاقت ما توی این سیستم سازمانمون رو بزرگ کنه و یا این سیستم باید رفاقت ما رو قویتر و محکمتر کنه؟

خیلی متأسفم که بگم توی بعضی از قسمتهای مجموعه ها میبینم که رابطه بچه ها بعد از وارد شدنشون به این سیستم به جای اینکه قویتر و محکمتر بشه، تبدیل به رابطه رئیس و مرئوسی شده! بابا مگه قرار نیست ما با هم رشد کنیم؟مگه قرار نیست با هم VISION تیک بزنیم؟! مگه توی فالو به دایرکتمون نگفتیم بیا اینجا تا خوشبخت بشیم؟! مگه نمی دونید که باید با هم رشد کنیم ؟! مگه نمیدونید که توی نتورک خط ها خیلی مهمتر از دایره هاست؟به نظر من وقتی توی یک تیم این مشکلات وجود داشته باشه، معناش اینه که بچه های اون تیم هنوز نفهمیدن که چه کاره هستن؟! یعنی نمیدونن که قراره چه کار کنن و به کجا برن و به چی برسن؟!بچه ها اینها اشتباهات تکراریه! یکدستی و همدلی تنها راه رشد در این سیستمه، اینو مطمئن باشید!

اینو بفهمید که ما سخت ترین کار دنیا رو داریم. چون با آدمها سر و کار داریم نه ماشین! هر آدمی هم خصوصیات اخلاقی خاص خودش رو داره، یعنی هر کسی یه جوریه، هر کسی یک جور حرف میزنه، یک جور حال میکنه، و هر کسی ویژنهای خاص خودش رو داره! این هنر ماست که بتونیم همه رو هم جهت کنیم! فقط اینو بگم که یک وقت این اشتباه رو نکنید که حالا که بالاسری دوستتون شدید، قراره بهش دستور بدید! و بدترین اشتباه اینه که وقتی بالاسریتون داره راهنماییتون میکنه فکر کنید داره بهتون دستور میده!

میدونید این تصویر کل کار ما رو بیان میکنه:

این یعنی سازمان ما با وجود آدمهای مختلفی که در اون مشغول فعالیت هستن، باید یک جهت کلی رو داشته باشه! و البته باید تمام اعضای سازمان به این جهت کلی ایمان و تعهد بالایی داشته باشن و البته به نظر من وظیفه لایه های آخر این سازمان اینه که اجازه ندن کسی از محدوده این فلش بیرون بیاد و به بیراهه کشیده بشه!

من شاید در سفت و سخت ترین شرایطی که تیم بالاسری من برای مجموعشون ایجاد کرده بودن، رشد کردم و شاید بهترین شرایط هم همین باشه! یعنی همه به غیر از اهدافشون، به همدیگه و به تیم هم احساس تعهد بکنن! و اینو بفهمن، چون توی این سیستم موفقیت گروهیه، پس همه باید با هم و برای هم کار بکنن! یعنی کسی حق نداره وقتی جلسه ای از قبل set میشه، دیر به اون جلسه بیاد (و یا اصلا نیاد!) و یا از روی سلیقه شخصی خودش هر کاری رو که بخواد انجام بده!

به نظر من مشکل در فهمیدن Freedom to choose هستش! یعنی اگر همچین مشکلی رو در مجموعتون دارید بدونید که اعضای سازمانتون عبارتهای "ساعت کاری خودتون رو، خودتون تعیین می کنید" و یا "رئیس خوتون، خودتون هستید" رو درست نفهمیدن. یعنی نمیدونن وقتی که همه اعضای تیم (از جمله خودشون) و یا حتی اکثریت اعضای تیم با هم برای برگزاری یک جلسه در یک ساعت خاص به موافقت میرسن، دیگه کسی حق نداره که بگه من نمی تونم بیام و یا چون فلان مشکل رو دارم یک کم دیر میام! و یا وقتی که کسی در جلسه تعهد، تعهد میده که فلان کار رو تا فلان موقع انجام بده، وقتی که بالاسری اون فرد داره اون رو پیگیری می کنه، دیگه حق نداره بگه که بالاسریم داره به من دستور میده! چون هر کسی وظیفه داره که به همه تعهداتی که در جلسه تعهد مبده عمل کنه!

اصلا به نظر من کمترین تعهد هر شخصی در این سیستم شرکت منظم در 2 جلسه تعهد و یک جلسه هفتگی در هر هفته است و اگر کسی در سازمان خود من به این حداقل تعهد خودش عمل نکنه مطمئن باشید که من هم با اون برخورد میکنم و بهش میگم که این کار رو به خاطر رفاقتمون و حرفهایی که در روزی که وارد این سیستم شدی بهت میزنم!

اما باز هم از همتون میخوام که بیشتر از دایره ها به رابطه ها و خط ها (در رسم کردن genealogy) توجه کنید و این رو هم بدونید که در تمام دنیا همه چیز دو طرفه است، یعنی زمانی که تو درست و منطقی با تمامی اعضای تیمی که در اون قرار داری، برخورد کنی، اونها هم با تو به همین صورت برخورد خواهند کرد! و هیچ وقت این جمله یادتون نره:

اول باید با یکدیگر کار کرد، بعد با یکدیگر برنده شد!

منبع :Vvroyal

نوشته شده توسط مدير در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 11:52 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

با سلام به همه دوستان

چند مدتي است كه به درج مطالب راز موفقيت از نويسنده مطرح نتورك ماركتينگ مي‌پردازيم كه سعي در درج بر آن است كه از يك ترجمه صحيح و درست كلمات استفاده شود كه اميد است بهره لازم را داشته باشد.

کتاب "راز موفقیت" اثر آنتونی رابینز (قسمت چهارم)

 

  پرسش كلید پاسخ است  

 

در میان آگاهیهای انسانی، نیروی پرسش به منزل اشعه لیزر است. از این نیرو برای بر طرف كردن هرگونه مانع و مشكل استفاده كنید.

نخستین فرق میان افراد موفق و ناموفق چیست؟ موضوع بسیار ساده است: افراد موفق سؤالات بهتری از خود پرسیده اند ، و در نتیجه پاسخهای بهتری نیز گرفته اند. هنگامی كه اتومبیل متولد شد ، صدها نفر دست به ساختن آن زدند. اما هنری فورد با دیگران فر ق داشت و از خود پرسید( چگونه می توانم این ماشین را به تولید انبوه برسانم؟) در اروپای شرقی، میلیونها نفر در زیر یوغ آهنین كمونیزم، رنج كشیدند،اما یك نفر به نام لخ والسا شهامت داشت كه از خود بپرسد( چگونه می توانم معیارهای زندگی مردان و زنان كارگر را بالاتر ببرم؟)

اگر به توسن خیال خود میدان دهید، چه پرسشهایی در ذهنتان مطرح می شود؟

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 23:31 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

 

حلال خور ترمز می کند!!!!

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 23:24 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

اگر بخواهید دست به هر كاری بزنید، موفقیت و شكست هر دو، انتظارتان را می‌كشند. چه بخواهید آشپزی یاد بگیرید، چه دانشگاه قبول شوید و چه كسب و كاری راه بیندازید، اوضاع بر همین منوال است. بازاریابی و تبلیغ یك كسب و كار هم بخشی از امور جاری یك صاحب شغل است كه موفقیت و ناكامی پایه و اساس نتایج آن هستند. بازاریابی هم فنون خاص خودش را دارد و نكات ظریفی در لابه‌لای این فنون نهفته‌اند كه می‌توانند امكان موفقیت یا شكست یك طرح بازاریابی را رقم بزنند. معمولا بازاریابان اشتباهات رایجی را مرتكب می‌شوند كه در میان همه آنها مشترك هستند و چندان به نوع كسب و كار ارتباطی ندارند. به علاوه راهكارهای عمومی پیشبرد موفقیت‌آمیز بازاریابی هم وجود دارند كه در كل برای همه بازاریابان مفید واقع شده به دردشان خواهند خورد. در ضمن توصیه‌های بهتری هم هستند كه قدرت و كارایی و بازدهی یك پروژه بازاریابی را افزایش خواهند داد. توجه به همه این توصیه‌ها، نكات ظریف و فوت كوزه‌گری امكان موفقیت یك بازاریاب و افزایش عایدات كسب وكارش را بیشتر خواهند نمود. در زیر سعی می‌كنیم تا جای ممكن این مطالب ارزشمند را برای شما توضیح دهیم. ابتدا به دیدگاه‌های نادرست و خطاهای رایج متصدیان بازاریابی اشاره می‌نماییم:

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 15:45 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    


ارزش وقت

ابر بهاری

جوابیه
قوانين مهم ثروتمند شدن

فرايند تغيير

نگاهي تازه

انرژی مثبت

عدم مطالعه: علت اصلي عدم موفقيت

3 حکایت خواندنی

روياي سرنوشت

یک پروژه علمی
اگر من مدیر عامل شرکت وست ویژن بودم...

همدست و هم داستانند...

اگر نمیترسیدی!!!!

حکایت آن سوار

10 راز بزرگ از وین دایر

حق با دکتر بابایی بود

پروژه اصول سرپرستی




مطالب فوق توسط همکاران عزیزمان در وبلاگ های دیگر تهیه شده که برای سهولت خوانندگاه به این صورن تهیه گشته است.
 

نوشته شده توسط مدير در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 14:3 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

غير ممکن، ممکن است

نویسنده: دکتر ژوزف مورفی

ترجمه: هوشیار - رزم آرا

ناشر: انتشارات سپنج -- دانلود فايل (PDF)

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 14:37 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

نوشته شده توسط مدير در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 23:4 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

با سلام به همه دوستان گرامی.
مطالبی که در این قسمت قرار داده می شود توسط همکاران عزیزمان و یک تحلیل با ظرافت در مورد افرادی است که نتورک را فقط برای پول دیدند و بس و نه برای پیشبرد اقتصاد و فرهنگ ایران و ایرانی....

نوشته شده توسط مدير در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 0:13 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

با هم نگاهی به تاریخ بیندازیم تا ببینیم مشاهیر جهان قبلا چه شغلی داشتند؟

نام شخصیت

شغل قبلی 

آخرین شغل

آلبرت انیشتین  منشی اداره ثبت فیزیکدان
امیر کبیر پسر آشپز صدراعظم ناصرالدین شاه
کریم خان زند تیر انداز سپاه نادر شاه موسس سلسله زندیه
نادرشاه افشار پوستین دوز موسس سلسله افشاریه
یعقوب لیث صفاری آهنگر سرسلسله صفاری
امیر اسماعیل سامانی ساربان سرسلسله امرای سامانی
آلبتکین غلام زر خرید سرسلسله غزنویان
فرخی سیستانی کارگرـکشاورز!! شاعر مشهور ایران
جرج واشنگتن کشاورز اولین رئیس جمهور آمریکا
آبراهام لینکلن هیزم شکن رئیس جمهور آمریکا
رونالد ریگان هنر پیشه سینما رئیس جمهور آمریکا
جیمی کارتر بادام کار رئیس جمهور آمریکا
جرالد فورد مانکن لباس رئیس جمهور آمریکا
نهرو وکیل دادکستری نخست وزیر هند
جک لندن کارگر کشتی نویسنده آمریکایی
ساموئل مورس نقاش مخترع ایتالیایی
فیدل کاسترو دانشجوی حقوق رئیس جمهور کوبا
کار دینال ریشیلو کشیش صدر اعظم فرانسه
ادیسون تلگرافچی مخترع برق
آلفرد نوبل کارگر کارخانه بنیانگذار جایزه نوبل
والت دیسنی پادوی مغازه مخترع سینمای انیمیشن

و حالا از امروز به خودبنگریم و ببینیم که این همه استعداد نهفته درونیمان را که از آن بی خبر هستییم چطور به کار بیندازیم و از این استعداد برای زندگی خود و دیگران به نحو احسن خدمت کنیم.

 

واقعا دوستان ببینید کجایید...!

چقدر از من "من"شده است...!

نوشته شده توسط مدير در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 0:37 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

به مقصد خواهی رسید اما باید حرکت را شروع کنی

تفاوت برنده و بازنده بودن ( قسمت اول )

 تفاوت برنده و بازنده بودن(قسمت دوم)

 تفاوت برنده و بازنده بودن (قسمت سوم و آخر)

یک مسئله عجیب به نام تصویر ذهنی

آری وست ویژن رسالت ماست

روش ایجاد اطمینان

پرسش و پاسخ

  داستان پيانو

قوانین کوئه

 

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 20:30 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

تا چه حد ارزش وقت خود را می دانيم؟

 آيا لحظات برايمان ارزشمند است يا زمان را منبعي دائمي می پنداريم

که هميشه در دسترسمان است؟!!

نوشته شده توسط مدير در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 23:46 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

کتاب "راز موفقیت" اثر آنتونی رابینز (قسمت سوم)

نیروی سازندهنیروی نابود كنندهاعتقادات

چه عاملی سبب می شود كه در زندگی خود، راهها و هدفهای معینی را انتخاب كنیم؟ این عامل، اعتقادات ماست؛ عقیده به اینكه تواناییهای ما چقدر است و چه كارهایی ممكن ، یا غیر ممكن است. در فرهنگ مردم هائیتی ، پزشك جادوگر قبیله داری چنان قدرت مرموزی است كه میتواند با یك اشاره فردی را هلاك كند. اما در واقع، آنچه موجب مرگ آن فرد می شود قدرت جادویی پزشك نیست، بلكه اعتقاد افراد به قدرت فوق تصور اوست.

آیا در زندگی خود تاكنون انتظار واقعه ناگواری را كشیده اید؟ اثر آن انتظار بر زندگیتان چه بوده است؟ چه عقاید مثبتی بر زندگی فعلی شما اثر گذاشته است؟ چه انتظارات مثبت تازه ای می توانید در خود یا دیگران ایجاد كنید؟

مردم جهان به مدت هزاران سال بر این عقیده بودند كه انسان با توجه به ساختار جسمی خود، قادر نیست مسافت یك مایل را درچهار دقیقه بدود. با وجود این فردی به نام راجربانیستراین مسافت را در كمتر از چهار دقیقه دوید و این باور را در هم شكست . وی چگونه به این كار توفیق یافت؟ آنقدر موفقیت خود را به چشم دل دیدو چنان تصویر زنده ای از موفقیت در ذهن خود تشكیل داد كه سرانجام فرمانی بی چون و چرا به سیستم عصبی خود صادر كرد و نتیجه ای جسمی بدست آوردكه با آن تصویر ذهنی هماهنگ بود . پس از آن ، كسان دیگر نیز از بانیستر پیروی و باور كردند كه آنان نیز قادر به چنین كاری هستند لذا ظرف یك سال، افراد بسیاری موفقیت او را تكرار كردند.

درمقابل شما چه سدی است كه باید آن را در هم بشكنید ؟ كدام كار در نظرتان غیر ممكن جلوه می كند كه اگر آن را ممكن می دانستید( و انجام می دادید) زندگی خودتان و اطرافیانتان دگرگون می شد؟

بسیاری از مردم ، گناه نارسائیهای زندگی خود را به گردن وقایع و اتفاقات می اندازند . در حالی كه آنچه زندگانی ما را شكل می دهد، خود آن وقایع نیست، بلكه معنایی است كه به آن رویدادها می دهیم.

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 23:20 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

اول مرغ بود یا تخم مرغ ؟

تجلی آرمان وست ویژن ۲

تجلی آرمان وست ویژن ۳

تجلی آرمان وست ویژن 4

نوشته شده توسط مدير در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 1:17 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

مردی که با اندیشه با توماس ادیسون شریک شد!!!

هفت راه كاشتن بذر آرامش و سعادت در ذهن

سه مسئله بزرگ در رشد مجموعه ها

تغییر گامی بلند به سوی موفقیت

خودم را معرفی می کنم

اول خودت را عوض كن

رمز شکوفایی

تعهد

نوشته شده توسط مدير در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 17:48 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

کتاب "راز موفقیت" اثر آنتونی رابینز (قسمت دوم)

چگونه به خواسته های واقعی خود برسیم

 

رنج، لذت ، و نیروی روحیه

 

برای اینكه به خواسته های خود برسید ، باید ابتدا ببینید چه عواملی شما را از تلاش و كوشش در جهت رسیدن به هدف، باز می دارند. كارهایی هست كه تا آخرین لحظه از انجام آنها خودداری می كنیم.( مثلاٌ پرداخت مالیات). علتش آن است كه پرداخت مالیات، ممكن است بعداٌ حتی ما را دچار عواقب دردناكتری سازد.

اما همین كه 14 آوریل فرا می رسد تمام تردیدها و تعللها از میان می رود ، زیرا نظر ما درباره آنچه كه مایه رنج یا لذت است عوض می شود و متوجه می شویم كه انجام ندادن عمل بمراتب دردناكتر از انجام دادن آن است.

برای ایجاد تغییر در زندگی ، می توان از همین نكته استفاده كرد. در آینده بجای اینكه از خود بپرسید ( چگونه می توان از انجام این كار دردناك خودداری كرد؟ )بپرسید( اگر اكنون این كار را نكنم ، در آینده به چه قیمتی برایم تمام خواهد شد؟)

نیروی رنج، می تواند در خدمت شما باشد، به شرط اینكه از آن به صورت صحیح استفاده كنید.

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 21:58 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

يه انتخاب درست يه فرصت طلايي

همواره راهي براي تغيير هست ؛ راهي كه هنوز آن را نيازموده اي . اگر كسالت دلگير،بر روزهايت سايه افكنده، به انتخابي كه تو را به اينجا رساند فكر كن . براي انحراف از خود واقعه به دنبال مقصر نگرد ، به دليلي كه باعث انتخابت شد ، فكر كن . ارزش آن چه در حال تجربه اش هستي را محك بزن .

به بهاي آن چه براي دريافتش پرداختي، به رضايت و آرامشي كه بدست آوردي يا از دست دادي ، به ريشه دلبستگي هاي امروزت فكر كن ، به آن چه مي خواستي و آن چه دريافت كردي . به آنچه پيش آمده و آنچه مي توانست پيش بيايد دقيق شو و به هر آنچه مي خواهي در آينده رخ بدهد .

بزرگي مي گفت: " سهم هر كسي از زندگي چيزي است كه لياقتش را دارد و آنچه كه آرزويش را ". تمام وقايع زندگي بازتابي از درون ماست . آنجا كه اتفاقي تو را آزرده مي كند، به ياد بياور كه اتفاقات آيينه احساسات تو هستند . وقتي از اتفاقي مي ترسي و درست همان اتفاق رخ مي دهد بدان كه عامل اصلي اش تنها ترس تو بوده است .تمام رفتار تو متاثر از ترس دروني ات، اتفاقاتي را به زندگي ات جذب كرده و ثمره اش، آن شده . اگر امروز زيباترين و خيال انگيز ترين روياي تو برايت محال مي نمايد ، به خاطر انديشه دروني توست كه شك باعث شد باورت شود كه محال است و محال شود .

اگر رفتار هاي تكراري ديگران تو را مي آزارد ، در خودت جست و جو كن تا بيابي چه چيز در تو به ديگران اين اجازه را داده تا با تو اين چنين باشند، و اين درست همان چيزي است كه بايد در تو متحول شود تا جنبه هاي ناخواسته زندگي ات ديگر تكرار نشود .

براي به دست آوردن آن چه تا كنون نداشته اي بايد به گونه اي باشي كه تاكنون نبوده اي . تو ناچار به تحمل شرايط آنگونه كه هستند ، نيستي، اما براي ايجاد تغيير در شرايط بايد اول تغيير را در خودت ايجاد كني .

هرگز ناچار به سازش نيستي. بدترين مقابله با مسايل سازش با آنهاست وقتي كه مي تواني راه جديدي براي تغيير مثبت شرايط بيابي .

همواره در جست و جوي راه درست باش، هرگز بد را به خاطر ترس از بدتر نپذير، در بدترين شرايط مي توان راه حل خوب را پيدا كرد . تقدير حاكم محكوميت بي بازگشت نيست ، تقدير ساخته تفكرات و اعمال ، انتظارات و عكس العملهاي ماست . اگر آنچه را نمي خواهي نپذيري قطعا" كمتر از آنچه مي خواهي را به دست نخواهي آورد . از ترس بدتر شدن شرايط جلوي تغييرات نايست چرا كه تغييرات همواره اجتناب ناپذيرند و براي وقوع نيازمند مجوز از سوي ما نيستند .

همه چيز در جهان پيرامون ما در حال تغيير است و آنچنان كه تغيير تاكنون رخ داده از اين پس نيز رخ مي دهد . اگر سعي كني در مقابلش بايستي روند دشوارتري بر لحظات تحميل مي كند .

هرچه منعطف تر باشي راحت تر مي تواني مسير تازه اي بيابي. همه چيز حتي بزرگ ترين اتفاقات مثبت دور دست از تغيير انديشه ات آغاز مي شود .

هويت تو چيزي نيست كه در قالب خواست ديگران اثبات شود و نياز ها و عطش روح تشنه ات براي تعالي هرگز اين گونه مرتفع نمي شوند. و اين به ظاهر از خود گذشتن، ايثار نيست، بلكه به باد دادن هويت شخصي و شكنجه كشنده و پنهان روح است .

قطعا مقام رفيع تو به عنوان يك انسان در حد وسيله اي براي برآوردن تمام خواسته هاي ديگران نيست . فرصت كوتاهي است جهت تلاش براي رسيدن به تعالي، در راه عاقلانه اي كه تو بر مي گزيني . آزموني بدون فرصت تكرار، ثروتي بي بازگشت كه هرچند براي سرمايه گذاريش مشورت نيكوست، اما تحميل نارواست. انتخاب با توست و اين انتخاب توست كه تو را به فرصتي طلايي مي رساند يا فرصت هاي عالي را از تو دور مي كند اما در فرصت كوتاهي با نام زندگي، برگزيدن و تكرار و ادامه اشتباه قبلي، از ترس تصور و برداشت و حرف و سخن مردم، اسفناك است و گاه ايجاد تغيير لازم، واجب ترين و تنها اتفاق مورد نياز خوشبختي است .

این است اموزش هایی که ما از ان دم میزنیم .نتورک همش پول نیست . (قابل توجه کسانی که میگویند من از وضع مالی خوبی برخوردارم ) همچنین برای کسانی که ما را پرزنت میکنند و میگویند پنیر کهنه را باید عوض کرد . اری پنیر کهنه را باید عوض کرد ولی پنیری هست که هیچ وقت کهنه نمیشود . اگر تغییر نکنی محکوم به یک سرنوشتی و ان هم چیزی جز سرنوشت دایناسورها نیست . چه بسیار نتورک هایی که امدند و خود را بهتر از وست ویژن میدانستند و حتی خیلی ها ازروی پلان وست ویژن کپی برداری میکردند ولی ادعا میکردند که شما از ما کپی برداری کردید . ولی از این نکته غافل بودند که تنها پلان نیست که نتورک را نگه میدارد بلکه مدیریت و راهبریست . مدیریت و راهبری که هیچگاه نمیتوانید از ان کپی برداری نمایید ولي اگر قول بدهيد كه تغيير كنيد و دست از دوز و كلك برداريد . ما در وست ويژن با اغوش باز پذيراي شما هستيم .

ما وست ویژنی داریم که با مدیریتی لایق و دلسوز هیچگاه محکوم به شکست نیستیم , نبوديم ونخواهيم بود

منبع : مرجع وبلاگهای کمپانی وست ویژن اینترنشنال

نوشته شده توسط مدير در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 21:30 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

مطلبی از مرجع وبلاگ های وست ویژن
 

 

مدیریت مبتنی بر هدف

 
مطالبی از وست ویژن آذربایجان
 

 

نخستین همایش کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در صنایع دستی

این شما هستید که راه حل را انتخاب می کنید

شنونده بایـد عاقـل باشـد ( قسمت اول )

شنونده باید عاقل باشد(قسمت پایانی)

اول فکر کنید بعد پاسخ دهید!!!

 

مطالبی از گروه مهر اصفهان

كار گروهی ( TeamWorking )

سخنی از رندی گیج

موج های نت ورک

عکسی از خدا

تغییر

مطالبی از وبلاگ قدرت نگرش

یک برنامه ریزی دقیق برای اینکه در زندگیمان شکست بخوریم !!!

کدامیک از ما در وست ویژن متعهد هستیم ؟؟؟

اصفحان مسترز تیم

6 نكته پيرامون مهارت هاي مديريتي(قسمت اول)

6 نكته پيرامون مهارت هاي مديريتي(قسمت دوم)

نوشته شده توسط مدير در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 10:41 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

کتاب "راز موفقیت" اثر آنتونی رابینز (قسمت اول)

  رویای سرنوشت

تصمیم گیری و هدف گذاری

 

همه ما رویا ها و آرزوها یی داریم ... همه ما در اعماق روح خود می خواهیم باور كنیم كه دارای موهبت خاصی هستیم، می توانیم تغییر و تفاوتی ایجاد كنیم، می توانیم به طریق خاصی در دیگران نفوذ كنیم و می توانیم جهان فعلی را به صورت دنیای بهتری در آوریم.

آرزوی شما چیست ؟ شاید رویایی است كه آن را فراموش كرده اید و یا درشرف زوال و نابودی است . اگر آرزوی شما عملی می شد ، وضع امروزی شماچگونه بود؟

اكنون چند لحظه وقت صرف كنید و در رویا و آرزوی خود فرو بروید و ببینید خواسته واقعی شما در زندگی چیست ؟             

كارهایی كه گاه به گاه انجام می دهیم، ملاك نیستند، بلكه اعمال دائمی ما هستند كه نقش تعیین كننده دارند. پدر همه اعمال ما كدام است ؟ چه عملی در نهایت ، تعیین كننده شخصیت و راه زندگانی ماست ؟ پاسخ این پرسش در كلمه تصمیم نهفته است . در لحظات تصمیمگیری است كه سرنوشت ما رقم زده می شود . من بیش ازهر چیز ، اعتقاد دارم كه آنچه سرنوشت ما را تعیین می كند ، شرایط زندگیمان نیست ، بلكه تصمیمهای ماست.         

چه كسی باور می كردكه ایمان مردی آرام و بی ادعا ( حقوقدانی كه به اصل مسالمت معتقدبود )

چنان قدرتی داشته باشد كه امپراطوری وسیعی را واژگون كند ؟ مع ذالك تصمیم مهاتماگاندی و اعتقاد او به اینكه بدون توسل به خشونت می توان به مردم هند كمك كرد تا دوباره زمام كشور خود رابدست گیرند،یك رشته وقایع زنجیره ای غیر منتظره را سبب شد .

ببینید یك تصمیم ، كه به موقع و با ایمان كامل به آن عمل می شود ، چه نیرویی دارد. هنگامی كه خیلیها این كار را رویایی غیر ممكن تصور می كردند ، استقامت و پابندی گاندی به تصمیمی كه گرفته بود ، آن رویا را به واقعیتی غیرقابل انكار مبدل كرد.نكته آن است كه خود متعهد كنیم بطوری كه نتوانیم از تصمیم خود بر گردیم .

اگر شما همین اندازه شور و شوق، ایمان و عمل در خود سراغ داشتید كه بتوانید حركتی توقف

 نا پذیر را به وجود آورید، دست به چه اقداماتی می زدید؟       

در درون هر یك از ما منابع نیروی عظیمی به ودیعه نهاده شده است كه می تواند ما رابه كلیه آرزوهای خود و حتی به چیزی بیش از آن برساند. یك تصمیم ، می تواند دریچه های بسیاری را به روی ما باز كند و شادمانی یا غم ، سعادت یا بی نوایی، با هم بودن یا انزوا ، عمر طولانی و یا مرگ زود رس را به ارمغان آورد.

از شمامی خواهم كه همین امروز ، تصمیمی بگیرید كه بلافاصله موجب دگرگونی یا بهبود كیفیت زندگیتان شود.كاری را كه به تعویق انداخته اید انجام دهید...مهارت تازه ای فرا بگیرید ...با دلسوزی و احترام بیشتری نسبت به دیگران رفتار كنید ... و یا به كسی كه چند سال است با او صحبت نكرده اید ، تلفن كنید . فقط بدانید كه همه تصمیمها دارای پی آمد هایی هستند. حتی اگر هیچ تصمیمی نگیرید، این خود نوعی تصمیم است.

در گذشته، چه تصمیمهایی گرفته، یا نگرفته اید كه بر زندگی امروزی شما تاثیر شدیدی داشته است؟

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 14:35 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

چگونه فروشنده موفقي شويم؟
چگونه فروشنده موفقي شويم؟
 
كسب و كارهاي كوچك معمولاً با مشكلات زيادي روبه رو مي‌شوند.

سی. دوین هاستینگز - ترجمه : دنیا مملكت دوست

 

برای مثال، شخصی كه كار دو، سه یا چهار نفر را به تنهایی انجام می‌دهد، مسلم است كه در كارش با مشكلات زیادی روبه رو می‌شود چرا كه همزمان باید مشتریان را ملاقات كند، محصولاتش را بفروشد و در سمینارهای مختلف شركت كند. جرالد كین درباره انجام دادن تجارت یك نفره به شوخی می‌گوید: «آقا بالاسر خود بودن خوب است، چرا كه هم می‌توانید فقط نصف روز كار كنید و یا در روز دوازده ساعت سر كار باشید».
نكته‌ای كه باید تمام كاسبان و تاجران به آن توجه كنند این است كه باید در زمان بسیار محدودی كارها و وظایف بسیاری انجام دهند و البته باید از حداقل كار بهترین نتیجه لازم را بگیرند یعنی كارشان باید بیشترین بهره داشته باشد. اما برای اینكه از كمترین زمان بهترین استفاده را برد چه باید كرد؟
اگر شما دوست دارید كه برنامه‌ها و كارهایتان را به سریع‌ترین و بهترین نحو انجام دهید بهتر است كه به نكاتی كه در این مقاله به آن اشاره می‌شود خوب توجه كنید و آنها را در رأس كارهایتان قرار دهید. البته برای اینكه خواندن این مقاله خسته كننده نباشد این نكات به صورت پرسش و پاسخ آمده است و فایده دیگر آن این است كه به خاطر سپردن نكات آسان‌تر می‌شود.

مرجع: روزنامه همشهری

منبع : وست ویژن آذربایجان

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 23:26 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

حتما شما هم با افرادی برخود کرده اید که بعد از شرکت در یک سمینار و یا خواندن  یک کتاب  تغییرات مثبتی در خودشان بوجود می آوردند اما بعد از مدتی این تغیرات از بین می رود و شخص به حالت اول بر می گردد.

چه کنیم که این تغییرات در ما پایدار بماند؟ و تمام زندگی ما تحت تاثیر تکنولوژی فکر و موفقیت به یک شاهکار تبدیل شود. مطلبی که در زیر می خوانید پاسخیست که دکتر آزمندیان در کتاب تکنولوژی فکر به این سوال می دهد.

منبع : وست ویژن تبریز

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 11:30 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

 

اصول وفنون مذاکره(قسمت اول)

 

 

اصول وفنون مذاکره(قسمت دوم)

 

 

اصول وفنون مذاکره(قسمت سوم)

 

 

اصول و فنون مذاکره(قسمت پایانی)

 

 

 

منبع : وست ویژن آذربایجان

نوشته شده توسط مدير در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 9:11 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

مقالات و مطالعات نظری وکاربردی تجارت الکترونیکی

مقدمه

اگر کمی واقع بینانه به اطراف نگاه کنیم می بینیم که دوران سکون و ثبوت عصر صنعت به تدریج جای خود را به تغییر و تحول دائمی عصر اطلاعات و دانش داده است این تغییر و تحول دائمی عصر اطلاعات و دانش است . این تغییرو تحول در حوضه کسب و کار به مراتب شدیدتر از سایر حوزه های زندگی بشری می شد. دهۀ 90 میلادی جهان ناظر انقلاب دوم فناوری اطلاعات وپیوند آن با فناوری ارتباطات بود، که مولود آن فناوری ارتباطات می باشد که پدیده تجارت و کسب و کار الکترونیکی از مهمترین نمونه های این فناوری جدید است.

با توجه به رشد این تجارت در کشور ایران که یک کشور درحال توسعه است باید نقاط قوت وضعف این شیوه جدید تجاری مورد بررسی قرار گیرد ، چرا که تجارت الکترونیک به عنوان یک پدیده ی  نوظهور در ایران چه در سطح کلان - کشور- و چه أؤ ُيح خورد - سازمان - باعث اثرات چشمگیر و غیر قابل تردیدی شده است.

همانطور که می دانید تجارت الکترونیک را خرید، فروش، بازاریابی، حمل ونقل، خدمات دهی و پرداخت هرگونه کالا، خدمات و  اطلاعات از طریق اینترنت ،اینترانت و اکسترانت و سایر شبکه های الکتونیکی تعریف کرده اند . که اگر عمری باقی باشد زین پس به صورت تخصصی و موشکافانه به بررسی این تجارت و شرکتهایی از این دست می پردازیم.

 

منبع : گروه آموزشی ترنادو

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 20:33 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

همه چیز در مورد قدرت (قسمت اول)

همه چیز در مورد قدرت (قسمت پنجم)

 

منبع : اصفهان مسترز تیم

نوشته شده توسط مدير در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 6:49 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

1- يك حرفه اي تمام جوانب شغل خود را آموزش مي بيند. يك آماتور از هر فرصتي استفاده ميكند تا از روند يادگيري طفره رود.

2- يك حرفه اي به دقت در مي يابد به چه چيزهايي نياز و احتياج است. يك آماتور نيازها و احتياجات ديگران را حدس ميزند.

3- ظاهر و طرز بيان يك حرفه اي همانند يك حرفه اي ميباشد. يك آماتور ظاهر و گفتار به هم ريخته اي دارد.

4- يك حرفه اي محيط كار خود را پاكيزه و منظم نگه ميدارد. يك آماتور يك محيط كار شلوغ، آشفته و كثيفي دارد.

5- يك حرفه اي متمركز و مدبر است. يك آماتور سردرگم و پريشان خاطر.

6- يك حرفه اي از اشتباهات خود درس ميگيرد. يك آماتور اشتباهات خود را ناديده گرفته و يا پنهان ميكند.

7- يك حرفه اي از وظايف و ماموريتهاي دشوار استقبال ميكند. يك آماتور تلاش ميكند از كارهاي دشوار خود را رهايي بخشد.

8- يك حرفه اي در اسرع وقت پروژه ها را به انجام ميرساند. يك آماتور در ميان انبوه كارهاي ناتمام احاطه گشته است.

9- يك حرفه اي همواره خوشبيني و خونسردي خود را حفظ ميكند. يك آماتور از كوره در ميرود و بدترين وضعيت را متصور ميشود.

10- يك حرفه اي پول و حسابهاي بانكي خود را به دقت مديريت ميكند. يك آماتور پول خود را بي حساب خرج ميكند.

11- يك حرفه اي سعي ميكند مشكلات و ناراحتي هاي ديگران را رفع كند. يك آماتور از مشكلات ديگران اجتناب ميورزد.

12- يك حرفه اي از لحن احساسي مثبت استفاده ميكند: اشتياق، خوشي، علاقه، رضايت. يك آماتور از لحن احساسي منفي استفاده ميكند: خشم، خصومت، ترس، نفرت، قرباني.

13- يك حرفه اي آنقدر پافشاري ميكند تا به مقصود خود برسد. يك آماتور در ابتداي كار شانه خالي ميكند.

14- يك حرفه اي بيش از انتظار بهره وري دارد. يك آماتور تا اندازه اي كه كارها پيش رود.

15- يك حرفه اي خدمات و فراورده هاي مرغوب وب ا كيفيت بالا ارائه ميدهد. يك آماتور خدمات و محصولات با كيفيت پايين.

16- يك حرفه اي آينده اي نويد بخش دارد. يك آماتور آينده اي مبهم و نامشخص.

نوشته شده توسط مدير در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 17:0 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

آیا بازاریابی شبکه ای قانونی است؟                                    

بعد از تشکیل کمپانی Amway و فراگیر شدن شیوۀ فروش آن در ایالات متحده آمریکا وکانادا و ادعای دارندگان این کمپانی که 500 هزار دلار تنها در عرض یک سال سود کرده اند بسیاری را متحیر ساخت که چگونه یک کمپانی نوپا توانسته تنها در عرض یک سال به این سود برسد . در همین زمان برای بررسی عملکرد Amway پرونده ای برای آن تشکیل شد و به دادگاه فرستاده شد شاکی پرونده FTC و متهم آن Amway بود ، رسیدگی به این پرونده به مدت چهار سال از سال های 1975 الی 1979  در دادگاه به طول انجامید و در نهایت Amway با دلایلی قانع کننده و بیان این مسئله که فروش در Amway بر مبنای محصول است ونه Pyramid قائله را به نفع خود تمام کرد . بعد از آن کمپانی های دیگری از روش Amway برای فروش محصولات خود استفاده کردند و این روش از فروش به مردم وموسسات و نهادهای دولتی آمریکا معرفی شد .

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 0:0 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

Network Marketing چيست؟

از حوالی سال 1930 مفهومی به نام بازاریابی شبکه ای از کشور آمریکا آغاز شد. در این روش تولیدکننده به جای اینکه کالاهای خود را از طریق عوامل پخش با درصد کمیسیون بالا به فروش برساند از طریق خود مردم و مشتریان این کار را انجام می دهد. بدین طریق شبکه ای از مشتریانی که تمایل دارند در کار فروش به تولیدکننده کمک کرده و منفعتی نیز برای خود کسب نماید امر بازاریابی و فروش کالا را بر عهده می گیرند. در برخی از موارد در ادبیات، از بازاریابی شبکه ای به عنوان بازاریابی چند لایه ای (Multi Level Marketing) نیز نام برده می شود که هر دو عنوان ناظر به یک مفهوم هستند و به طور کلی در این روش فروشنده کالای خودش را به افرادی در شبکه بازاریابی و فروش واگذار می کند و آن افراد نیز کالا را به چند نفر زیردست خود واگذار می کند و بازاریابی می کنند و به همین ترتیب کار ادامه پیدا می کند و در نتیجه به صورت تصاعدی تعداد مشتریان و فروشندگان کالا در شبکه اضافه می شود.
سازوکار بازاریابی شبکه ای به این شکل است که فردی به یکی از این شرکتهای مزبور تقاضای عضویت می دهد تا تبدیل به یک مالک مستقل کسب و کار شود و این فرد با استفاده از مستندات و آموزش های شرکت مورد نظر به عنوان موجود مستقل اقتصادی کارش را آغاز می کند و از طریق گرفتن کمیسیون به کسب درآمد می پردازد.

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 11:0 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

 

تاریخچه بازاریابی و فروش چند مرحله ای(MLM) در آمریکا

 

از اواخر دهه 90 میلادی و اواسط قرن 21 ، دولت فدرال آمریکا با پدیده نوین تجارت الکترونیک و کلاهبرداریهای گسترده از شیوه های چندگانه این تجارت (خصوصا شیوه بازاریابی و فروش چند مرحله ای) ، مواجه شده و بر سر یک دو راهی بس دشوار و گمراه کننده تصمیم گیری قرار گرفته بود. در دهه (2001- 1995) ، تعداد شرکتهای هرمی نظیر گلدکوئست و EBL و غیره در آمریکا به سرعت رو به تزاید بودند و کلیسای کاتولیک و پروتستان در موعظه های یکشنبه خود ، پیوسته دولت را به خاطر اهمال در برخورد با اینگونه شرکتها که جوانان سیاهپوست را به خاک سیاه نشانده بودند- تقبیح می کردند. هیاتهای قانون گذاری ایالت میشیگان ، آرکانزاس و جورجیا- بدون توجه به نظارت دولت فدرال ، قانونی را به تصویب رسانیده و هر گونه فعالیت شرکتهای هرمی دارای "ماهیت پول گردانی" را غیر قانونی اعلام داشتند.

دولت فدرال نیز پس از درگیریهای شدیدی که بین فرماندار میشیگان و کمیته امنیت ملی کاخ سفید به وجود آمد، بر اساس قانون فدرال USCS1302 درتمامی ایالات آمریکا فعالیت شرکتهای هرمی پول گردان را غیر قانونی اعلام داشت. اما شرکتهایی که از شیوه بازاریابی و فروش چند مرحله ای(MLM) استفاده می کردند ریشه های مستحکم سنتی داشتند و اتحادیه شرکتهای خدمات بازاریابی (DSA) واتحادیه فروشندگان مستقیم (CDM) و غیره حامی این شیوه بازاریابی و فروش کالا بودند. زیرا از دهه 40 میلادی قریب به تعداد 8 میلیون نفر بازاریاب و فروشنده کالا ، از این شیوه بازاریابی و فروش ارتزاق می کردند.

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 22:20 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

طبق قوانين FTC (كميسيون تجارت امريكا) شركتهايي كه در زمينه نتورك ماركتينگ فعاليت مي كنند بايد كالا و خدمات خود را با رعايت شرايط زير به فروش برسانند :
۱) سود شركت بايد از فروش محصولات و يا ارائه خدمات باشد نه از حق عضويتي كه از افراد گرفته مي شود .
۲) قيمت محصولات بايد رقابتى باشد و گرانتر از بازار نباشد.
۳) سود و پاداش اعضا از فروش محصولات باشد.
۴) نياز به سرمايه بالا براى بازاريابى نداشته باشد.
۵) خريد محصول اجباري نباشد.
۶) محصول بايد بيرون از زنجيره شركت هم خريدار داشته باشد.
۷) محصول فقط مخصوص توزيع كننده ها نباشد و بيرون از شركت هم بشود آنرا تهيه كرد.
۸) پلان كارى و سود دهى شركت بايد شفاف و روشن باشد و براى همه قابل فهم باشد.
۹) اگر فردى نتوانست كسى را وارد مجموعه كند به هيچ عنوان ضرر نكند.
۱۰) درصد افرادى كه وارد مى شوند و سود نمى كنند به كسانى كه سود مى كنند اختلاف فاحش نداشته باشد.
۱۱) گاهى ورود افراد به طرح باعث ترك شغل قبلى مى شود ، بنابراين شركت بايد كار آفرينى كند و شغل جايگزين در شركت بوجود آورد.

پيشنهاد FTC به افرادي كه مي خواهند به عضويت اين شركتها درآيند :

* به یاد داشته باشید که تفاوتی نمی‌کند کالا تا چه حد خوب باشد و تا چه حد یک طرح بازاریابی چندسطحی قابل اعتماد باشد، شما باید به اندازه سود حاصل از سرمایه‌گذاری، عرق بریزید. (نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود!)

* وقتی فرصت بازاریابی‌ای چند سطحی را ارزیابی می‌کنید عقل سلیم خود را به کار ببندید و در جلسات یا هرگونه موقعیت تحت فشار ،‌ پولی نپردازید. برای گرفتن زمانی برای تصمیم‌گیری اصرار کنید و در مورد آن شركت تحقيق كنيد.

* در برخورد با طرح‌هایی که ادعا می‌کنند شما با رشد زیرمجموعه خود، یعنی تعداد توزیع‌کنندگانی که به خدمت می‌گیرید، پول‌سازی می‌کنید "محتاط باشید" و از مروج طرح بخواهيد ادعاهاي خود را ثابت كند.

* مراقب در دام افتادن در طرح‌هایی که در آن به اعضا پول داده می‌شود تا در مورد درآمدشان از طرح، اغراق کنند، باشید. 

برای طرح شکایت و یا سایر اطلاعات رایگان مخصوص مشتریان، به نشانی اینترنتی www.ftc.gov مراجعه کرده و یا با شماره 1-877-FTC-HELP (1-877-382-4357); TTY: 1-866-653-4261 به صورت رایگان تماس بگیرید. FTC کلیه شکایات مربوط به اینترنت، تجارت تلفنی، دزدی هویت و سایر شکایات کلاه‌برداری را وارد Consumer Sentinel می‌کند که بانک اطلاعاتی ایمن و online برای صدها دفتر اجرای قانون شهری و جنایی در امریکا و خارج آن است.

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 6:40 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

  ليدر كسي است كه وظيفه راهنمايي و آموزش زير مجموعه هاي خود را بعهده دارد و يك ليدر براي اينكه بتواند به نحو مطلوبي سازمان خود را هدايت كند بايد اطلاعات و مهارتهاي زيادي داشته باشد. علاوه بر آن يك ليدر بايد بتواند با برانگيختن افراد و در كنار آنها اهداف سازمان خود را تحقق بخشد يعني به عبارت ديگر يك ليدر بايد در رهبري نيز مهارت داشته باشد.

تمامي ليدرها الزاما همه روزه بايد اطلاعات زيادي را در اختيار ديگران قرار دهند پيشنهاد كنند و با ساير ليدرهاي همتراز و ليدرهاي بالاسري نيز ارتباط داشته باشند اشتباهات زيرمجموعه ها را تصحيح كنندو به آنها روشهاي صحيح را آموزش دهند و در نهايت بايستي قدرت انتقال اطلاعات به ديگران را نيز داشته باشند. اما براي آموزش يك تجارت و يا انتقال مطلب به ديگران تنها داشتن تخصص و اطلاعات كفايت نميكند و هنر انتقال مطلب و آموزش دادن نيز از الزامات اين كار است بنابراين يك ليدر بايد در تعليم دادن نيز مهارت داشته باشد و بتواند نفراتي مانند خود را نيز در مجموعه شبيه سازي كند.

 روشهاي نامناسب كار در بسياري از موارد امكان دارد افراد و يا تجارت را به مخاطره اندازد در اينگونه موارد ليدر بايد روش كار را تغيير داده و راههاي بهتري را براي انجام تجارت پيشنهاد كند. در مواردي كه لازم است كار ساده تر و بهتر انجام شود و موانعي براي آن وجود دارد نيز ليدر بايد وارد عمل شود انجام چنين مواردي فقط ازعهده ليدرهايي بر ميايد كه در كار خود كاملا حرفه اي باشند. مهمترين مهارتهايي كه يك ليدر بايد داشته باشد به شرح زير است :

۱- مهارت در رهبري

2- مهارت در تعليم دادن

3- مهارت در معرفي بهترين روشهاي كار

4- مهارت در پيشگيري از وقوع مشكلات

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 6:30 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

  میل جمعی به یک استراتژی

 

 

همانگونه که دوست گرانقدرمان هفته گذشته به این نکته اشاره نمودند که همیشه درصدی از تفاوت در نحوۀ عملکرد بازاریابان و مدیران فروش وجود دارد ، لازم به ذکراست به این نکته کاملاً صحه بگذاریم و تا حدودی به بررسی نقش محیط فرهنگی در بازاریابی بپردازیم ؛

 

همانگونه که می دانید بازار هدف و فروش در هر بازاری به شرایط مختلف اجتماعی _ فرهنگی مرتبط می باشد گرچه عوامل بیرونی از قبیل مسائل سیاسی شرکتهای بزرگ بین المللی و آموزش پذیری مردم در این امر دخالت دارد .

فرهنگ چیست ؟ فرهنگ در بازاریابی وزبان بازار عبارت است از روش زندگی اکتسابی گروهی و پاسخ گروه به محرکهای گوناگون، فرهنگ را می توان به صورت « مجموعه ویژگیهای رفتاری آموخته شده که بین اعضای یک جامعه مشترک است و یا روش متمایز زندگی یک جامعه تعریف کرد که این رفتار به محیط ارتباط دارد نه به وراثت .  

 

 

مطابق با تقسیم بندی کارشناسان فرهنگ را می توان به هفت بخش تقسیم بندی نمود :

 

1- تکنولوژی و فرهنگ مادی   Technology and material culture    

2- زبان     Language  

3- زیبا شناسی      Aesthetics

4- تعلیم وتربیت       Education

5- دین و اعتقادات  Religion , Beliefs     

6- سازمان اجتماعی     Social organization

7- سیاست و قوانین      Politics and Law

قابل ذکر است تقسیم بندی فوق را می توان به کلیه بازارهای هدف چه داخلی و چه بین المللی تعمیم داد لیکن ما فقط قصد بررسی در بازارهای داخل کشور و نتیجه گیری در چنین بازاری را داریم ؛

 

_ تکنولوژی و فرهنگ مادی :

دستاوردی که ابزار و مصنوعاتی که توسط انسان ساخته و یا طراحی شده است بوجود می آید را فرهنگ مادی آن جامعه می گویند . فرهنگ غیر مادی یعنی طبیعت و کیفیت زندگی نیز اثر زیادی برروی فرهنگ مادی می گذارد و این دو دارای تأ ثیرات متقابلی از یکدیگر می باشند . به قول چرچیل « ما به    ساختمان هایمان شکل می دهیم و آنها به ما » . در کشور ما با توجه به اینکه فرهنگ مادی تقریباً بطور یکسان در شهرها توزیع می گردد و اصولاً ما ایرانی ها دارای ارتباطات و رفت وآمدهای بسیاری با یکدیگر می باشیم با کمی اغماض می توان گفت فرهنگ مادی و تکنولوژی بصورت یکسان در سطح جامعه درحال پخش است علی الخصوص از لحاظ جامعه شناختی با گستردگی محیط های دانشگاهی در اقصی نقاط کشور تأثیر این نوع فرهنگ تا حدودی یکسان سازی شده است .

 

 

_ زبان :

زبان مهمترین وسیله ارتباط بین مردم است . زبان طبیعت و ارزشهای درونی یک فرهنگ را منعکس می کند . زبان کلیدی است به فرهنگ آن جامعه ، آموختن زبان یعنی آموختن فرهنگ . اگر یک کشور چند زبان داشته باشد یعنی به همان تعداد دارای فرهنگ می باشد .

یک بازاریاب باید نسبت به زبان آن منطقه تسلط کافی داشته باشد .

زبان دارای دو جزء اصلی می باشد . زبان سکوت ( Silent Language ) و زبان مکالمه

(Spoken Language) که از هر دو برای انتقال افکار و احساسات استفاده می شود . زبان سکوت عبارت از ارتباط غیر گفتاری مانند ادا، رنگ رخساره ، ژست ، وضع خاصی به خود دادن و فاصله می باشد . ما می توانیم غم وشادی افراد را دراین حالت ببینیم ولی متأسفانه زبان بدنی به شدت تحت تأثیر فرهنگ آن منطقه می باشد . مثلاً در گیلان مردم در هنگام صحبت کردن درفاصله 70 سانتی متر قرار می گیرند در حالی که درشیراز و یزد این فاصله در حدود 45 سانتی متر و درخراسان و تهران حتی این فاصله کمتر می شود .پس همانگونه که می بینید زبان در نحوۀ عملکرد بازاریابان در محیط های مختلف دارای تأثیر می باشد .

 

_ زیباشناسی :

به عقاید مردم در زمینه زیبایی و ذوق و سلیقه که بصورت هنر ، موسیقی ، نمایش ، رقص ،... بیان می شود ، زیبا شناسی می گویند . به طور مثال طراحی ساختمان دریزد که دارای کمبود آب می باشد و استفاده از گمبد در جهت خنکای بیشتر با طراحی ساختمان در آذربایجان و سقف های کوتاه تر و یا شمال کشور که دارای سقف های زاویه دار با خانه هایی که نمای باز و قابل دیدتری دارند متفاوت می باشد و یا رنگ هایی که در آذربایجان استفاده می شود با رنگهایی که در خوزستان ویا تهران مورد قبول است متفاوت می باشد پس در این مورد نیز عملکرد بازاریابان در محیط های مختلف دارای تفاوت می باشد .

_ تعلیم وتربیت :

نقش تعلیم و تربیت در فرهنگ و رفتارها و کنش های اجتماعی را بیشتر تحصیلات رسمی در برمی گیرد و با توجه براینکه کشور ما دارای یک نظام آموزشی واحد وساختاری هماهنگ می باشد تأثیری در تفاوت فرهنگی از این جهت نمی گذارد .

 

_ دین و ارزشها :

فرهنگ مادی ، زبان ، زیباشناسی وتعلیم وتربیت در واقع رفتار فیزیکی و قابل رؤیت یک فرهنگ است ولی برای درک و تحلیل یک فرهنگ باید بخش درونی آن را نیز شناخت . اکثر رفتارهای مردم ارتباط مستقیم با دین و ارزشهای آنها دارد و این ارزشها اغلب پایه و اساس مذهبی دارند . در ایران بیش از 95% درصد مردم مسلمان می باشند و اکثریت قریب به اتفاق نیز از مذهب تشیع پیروی می کنند پس باز هم آن گونه که ملاحظه می شود در این مورد که برروی فرهنگ اثرگذار است تقریباً یکدستی قابل ملاحظه ای حکمفرما می باشد .

 

 

_ نماد اجتماعی :

منظور از نماد اجتماعی روابط و یا نحوۀ مرتبط شدن افراد با یکدیگر می باشد که در در جوامع مختلف ، متفاوت می باشد .

نحوۀ ایجاد ارتباط چه در زمینه ازدواج و یا در مسائلی به مانند شراکت و یا گوش دادن به توصیه دیگران و حتی مشورت گرفتن در جامعه ایران به رابطه خویشاوندی مرتبط می باشد . مهمترین نماد اجتماعی در ایران خویشاوندی می باشد . واین نکته که بازاریابان بدانند واحد تصمیم گیرنده خانواده و یا اقوام می باشد مهم می باشد و درکشور ما این نماد دارای مرجعیت تصمیم گیری و تأثیر گذارترین آنها می باشد .

 

_ سیاست و قوانین :

قوانین مالیاتی ، نحوۀ برخورد با متخلفین ، قوانین تجارت ، تعطیلات اجباری از عوامل تأثیر گذار در این بند می باشند و با توجه براینکه در بازار داخل کشور تمامی این امور یکسان سازی شده است پس بازاریابان در این مورد نیز دارای یک همسویی و اتفاق عمل می باشند .

پس همانگونه که ملاحظه شد وقتی به بررسی عوامل تأثیر گذار می پردازیم می بینیم که اکثر این عوامل دارای یک هارمونی و انسجام می باشند و اکثراصول رعایت شده در بازاریابی دارای یک روش و قاعده کلی می باشد .

 

مهدی اسماعیلی

مدیر روابط عمومی و امور بین الملل وست ویژن

نوشته شده توسط مدير در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 18:9 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

خلاصه كتاب"چه كسي پنير مرا جا به جا كرد؟"

بخش های ساده و پيچيده وجود ما :

چهار شخصيت خيالي در اين داستان وجود دارد. دو موش به نامهای اسنیف و اسکاری و دو آدم کوچولو به نامهای "هيم" و "هاو". آنها بدون توجه به سن و جنس و نژاد يا مليت بيانگر بخشهاي ساده و پيچيده وجود ماست.

اسنيف : تغييرات را به خوبي تشخيص مي دهد.

اسکاري: به سرعت دست به کار مي شود.

هيم : تغييرات را انکار کرده و در برابر آن مقاومت مي کند او مي ترسد که تغييرها کار ها را خراب کند.

هاو: وقتي مي فهمد تغيير به موقعيت هاي بهتر منجر مي شود مي آموزد که خود را به موقع با تغييرات انطباق دهد.

اگرچه هر کدام از ما شبيه يكي از اينها عمل ميكنيم اما همگي در يك موضوع وجه مشترک داريم.

نياز به پيدا کردن راه صحيح در هزار توي زندگي و موفقيت در ايجاد تغيير.

این کتاب از 3 بخش تشكيل شده است .

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 18:8 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

پیگیری کنید اما التماس نکنید!!

یک نتورکر به خوبی می داند که مرحله پیگیری (follow up) حتی از دعوت کردن و نحوه معرفی کار هم مهمتر است. برای درک اهمیت پیگیری ؛

یک گلف باز را در نظر بگیرید که می خواهد از مسافت بسیار زیاد ، توپ را به درون هدف بیاندازد. او با اولین ضربه فقط می تواند توپ را به هدف نزدیک کند و به جرات می توان گفت که در کمتر از یک درصد مواقع توپ به درون هدف می افتد. او مجبور است چند بار دیگر به توپ ضربه بزند و با این کار توپ را به هدف نزدیکتر کند و در نهایت آن را به درون هدف بیاندازد.

در بازاریابی شبکه ای شما با معرفی کار (پرزنت) فقط شخص را به هدف نزدیک می کنید . اما برای اینکه او محصولی را از شرکت خریداری کند لازم است تا به سوالاتش پاسخ دهید و اطلاعات او را در زمینه این حرفه و شرکت خود تکمیل کنید (درست مثل ضربات بعدی به توپ).

پیگیری یا فالو آپ یعنی پاسخ به سوالات و رفع نگرانیهای شخصی که می خواهد وارد سیستم بازاریابی شود. بدون شک شما در عرض ۴۵ دقیقه به هیچ وجه نمی توانید این حرفه را به طور کامل معرفی کنید و مطمئنا بعضی از نکات برای شنونده مبهم خواهد بود.

متاسفانه بسیاری از افراد به جای اینکه پیگیری کنند ، التماس می کنند!! اگر چه این کار را به صورت علنی انجام نمی دهند اما با نگاه ملتمسانه خود و گفتن جمله "بیا دو نفرت با من" ، دید افراد را نسبت به این حرفه منفی می کنند.

هرگز برای وارد شدن افراد به سیستم اصرار نکنید!! زیرا آنها فقط در صورتی در کار خود موفق خواهند شد که با میل خود وارد شوند. فراموش نکنید که شاید یکی از دلایل وارد نشدن آنها به سیستم ، همین رفتار غیر حرفه ای و ملتمسانه شما باشد! زیرا آنها هرگز دلشان نمی خواهد یک روز مثل شما همین کار را انجام بدهند و به جای پیگیری التماس کنند.

در پیگیری باید به این نکته توجه داشته باشید که افراد باید میزان ایمان و اعتقاد شما را نسبت به این کار بدانند و بر اساس این ایمان و اعتقاد شماست که تصمیم ورود به این تجارت را خواهند گرفت. باید با اعتماد به نفس کامل و حفظ کردن غرور خود ، طوری کار را به آنها معرفی کنید که دید آنها نسبت به این حرفه وسیع تر شود. البته شما با اعتماد به نفس کاذب و غرور بیجا مشتریان خود را از دست خواهید داد!! پس از خط اعتدال خارج نشوید...

نوشته شده توسط مدير در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 17:57 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

سیمرغ و جستجوی افسانه شخصی                                    سیمرغ

"روزی هزاران مرغ دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند که پی سیمرغ افسانه ای در قله قاف بروند . مدت ها جستجو کردند و بعد ازمدتی تعداد از آنها خسته شدند و از ادامه راه دست کشیدند . تنها یک گروه اندک باقی ماندند  که همه همدل ومصصم بودند که سیمرغ را پیدا کنند . این گروه وقتی خوب به خویش نگاه کردند , دانستند که سی تا مرغ هستند و آنها خودشان سیمرغ هستند."



دوستان من در راه رسیدن به افسانه شخصی باید ایستادگی کرد . باید ادامه داد و باور کرد که آینده وست ویژن در دستان من و شماست . وست ویژن من و شما هستیم.


باید دست در دست هم بدهیم و یکدل , محکم و استوار گام برداریم , چون که تا لحظه موعود دیگر چیزی نمانده است .


وقت آن است که از آزمون زندگی خویش سربلند بیرون بیایید و به این پرسش یک جواب بلند و قاطع بدهید .


آیا شما نیز یکی از همان سی مرغ هستید ؟

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 22:8 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

 اعتماد به نفساعتماد به نفس
در اوج قله موفقیت برای شما هم جایی هست


یکی از بزرگترین نیاز های اولیه برای رسیدن به موفقیت در هر زمینه ای داشتن اعتماد به نفس است.

در اوج قله موفقیت برای شما هم جایی هست , با اعتماد به نفس و آموزش درست همواره ارکان موفقیت را طی خواهیم نمود . اولین گام به سوی هدف و پیروزی شناخت خود و ابعاد آن است. همه ما نقطه های تاریکی در ذهن و فکر خود داریم که گاها یا به مرورزمان روشن خواهند شد یا تا آخر عمر خاموش خواهند ماند که یا خودمان در روشن شدن آن سهم داریم  یا دیگران نیز به یاری ما شتافته اند . همه ما انسانها نابغه هستیم , یا خودمان می فهمیم , یا دیگران می فهمند ,یا نخواهیم فهمید و ندانسته از دنیا خواهیم رفت .پیدا کردن  رموز وجودی انسان و پی بردن به زوایای آن قرنهاست که مساله ساز بوده , ولی در این میان انسانهایی هستند که با همت گماردن  بر این امر و اعتماد به نفس خود کلید حل این معما را یافته اند.

بزرگترین امر ابعاد  و رموز وجودی انسان یافتن خویش است و شناخت خویش , شناخت خداست .

اعتماد به نفس داشتن یعنی شناختن , شناخت رموز وجودی و ماورای آدمی

آگاهی داشتن از داشته و نداشته ها , آگاهی داشتن از بهره هوشی و استعداد هایی که پروردگار به همه ما اعطا داشته.

انسان اشرف مخلوقات دنیایی از شگفتی و زیبائیست.

شگفت آورترین و زیباترین ارمغان الهی برای انسان اعتماد به نفس است.

نفس خود آدمی است و اعتماد به آن اعتماد به قدرت لایزال خداوند است.

جوهره خداوند در انسان نهفته است و ایمان به خداوند ایمان به قدرت آدمی است.

اگر انسان به ذات خود پی ببرد به کمال رسیده

اگر آدمی بداند بر مشکلات چگونه فائق آید بر قله های سفید پیروزی بوسه می زند

ما با اتکا برخود و داشتن آموزش صحیح اعتماد به نفس خواهیم توانست شخصیتی بزرگ داشته باشیم.

چگونه به خود اعتماد کنیم  برای اعتماد به خود به یکسری باورها باید رسید.

نخستین قدم در این راه شناخت خود آدمی است ما باید بدانیم دارای چه پتانسیل هایی هسیتم و دارای چه مقدار ظرفیت . باید به خود آموخت , من می توانم , ما می توانیم.

وقتی به خود آموختی به دیگران هم خواهی آموخت که بیاموزند رمز غلبه بر مشکلات را ما باید بیاموزیم در جواب هر جمله منفی چندین جمله مثبت داشته باشیم.

می توانیم برای هر چه بیشتر تقویت نمودن  اعتماد به نفس خود و فهماندن آن به دیگران برای آنکه بدانند با چه فرد محکم و استواری مواجه هستند با بکار بردن چند نکته ساده ولی در عین حال مهم آشنا شویم:

1-همیشه در هر کجا که هستید دانشگاه – اتومبیل – سمینار – سالن کنفرانس در جلو بنشینید , بودن در ردیف و صف اول همیشه حق تقدم را بهمراه دارد.

فراموش نکنیم برای چهره شدن نیز باید در جلو قرار داشت.

2-وقتی با دیگران در حال گفتگو هستید در چشم های او خیره شوید این کار باعث می شود او بفهمد شما انسانی مصر و با اراده هستید و تمام توجه شما به اوست.

3-همیشه با صدای بلند و رسای سلامتان هنگام ورود اشخاص را متوجه حضور پرشور و هیجان خود بکنید . در هنگام صحبت کردن نیز شمرده و با آهنگ صحبت کنید.

4-هنگام دست دادن با آقایان جدی بوده و بی حس نباشید , انرژی که از دست شما به طرف مقابل منتقل می شود او را تحت تاثیر گذاشته و متوجه می شود  که شما فردی پرقدرت , پرانرژی و با اعتماد به نفس بالا هستید.

5-در محافل و جلسات نظر بدهید , هیچگاه نگذارید مجلس بر شما سنگینی کند  تجربیات و خاطرات خود را بیان نمایید همیشه بگویید نظر من هم اثر دارد , شما هم به عنوان یک فرد دارای حق رای هستید.

6-در هر حال خندان , بشاش , شوخ طبع و شاد باشید در هر حالت نگذارید افراد از حالات درونی شما خبردار شوند. 

 

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 21:51 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

آنچه ما خوشبختي مي ناميم نبودن بدبختي است’خوشبختي حقيقي چيزيست كه هيچ كس تاكنون نديده.تفکر ما مهم است.

دو تا دانه توي خاک حاصلخيز بهاري کنار هم نشسته بودند ...

دانه اولي گفت : " من مي خواهم رشد کنم ! من مي خواهم ريشه هايم را هرچه عميق تر در دل خاک فرو کنم و شاخه هايم را از ميان پوسته زمين بالاي سرم پخش کنم ... من مي خواهم شکوفه هاي لطيف خودم را همانند بيرق هاج رنگين برافشانم و رسيدن بهار را نويد دهم ... من مي خواهم گرماي آفتاب را روي صورت و لطافت شبنم صبحگاهي را روي گلبرگ هايم احساس کنم "

و بدين ترتيب دانه روئيد .

دانه دومي گفت : " من مي ترسم . اگر من ريشه هايم را به دل خاک سياه فرو کنم ، نمي دانم که در آن تاريکي با چه چيزهايي روبرو خواهم شد . اگر از ميان خاک سفت بالاي سرم را نگاه کنم ، امکان دارد شاخه هاي لطيفم آسيب ببينند ... چه خواهم کرد اگر شکوفه هايم باز شوند و ماري قصد خوردن آن ها را کند ؟ تازه ، اگر قرار باشد شکوفه هايم به گل نشينند ، احتمال دارد بچه کوچکي مرا از ريشه بيرون بکشد . نه ، همان بهتر که منتظر بمانم تا فرصت بهتري نصيبم شود .


و بدين ترتيب دانه منتظر ماند .

مرغ خانگي که براي يافتن غذا مشغول کندوکاو زمين در اوائل بهار بود دانه را ديد و در يک چشم برهم زدن قورتش داد .

( پتي هنسن )

نوشته شده توسط مدير در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 21:49 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

طلوع
قدمي بزرگ درپيش است ازآن نترسيد

روز تصمیم گیری ايمان مي تواند کوهها را از جا بر کند

امروز روز تصميمم گيريه، يه روز متفاوت، يه روز بزرگ. يا همين امروز تصميمت رو مي گيري و يا براي هميشه در همين حال مي موني.

تو و يه زندگي که با روزهاي ديگه ات هيچ فرقي نداره.

اون وقت تا آخر عمرت بايد حسرت بخوري.

حسرت روزهاي از دست رفته، حسرت کارهايي که مي تونستي انجام بدي و ندادي، حسرت امکاناتي رو که مي بايست براي خانواده ات جور مي کردي و نکردي، حسرت پيشرفت کردن، حسرت باليدن به معلومات و ...

خلاصه اينکه در آخرين لحظه عمرت که يه نگاه به پشت سرت مي اندازي، مي بيني که زندگي رو باختي!!!

اما نه!

ادامه مطلب...

نوشته شده توسط مدير در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 15:34 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

اگر امروز كوچك ترين تغيير مثبتي در زندگيت به وجود آوري ، روزت را در حالي تمام ميكني كه از آغاز روز يك گام جلوتر رفته اي . اگر امروز كوچك ترين قدمي در جهت تحقق روياهايت برداري ، در مسير مثبت حركت كرده اي . لحظات به سرعت مي گذرد ، چه از آن ها استفاده كني و چه از آن ها استفاده نكني . پس با توجه كامل از اوقات خود استفاده كن و بگذار گذشت زمان سبب پيشرفت تو شود .

مجبور نيستي تمام مشكلات دنيا را يك روزه حل كني ، در عوض مي تواني روزت را در مسيري مثبت ، پربار و خلاقانه سپري كني . اگر هر زمان كه فرصتي دست دهد در جهت پيشرفت خود حركت كني ، سرانجام دقيقا به همان جا كه قصد كرده بودي ، خواهي رسيد . اين روز و اين لحظه يك فرصت طلايي است . چون مي تواني از آن در جهت يك تغيير مثبت استفاده كني . بهترين چيزي كه تصورش را مي كني چيست ؟ امروز حقيقتا مي تواني در جهت رسيدن به آن حركت كني

نوشته شده توسط مدير در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 15:26 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    


P      براي فهميدن ارزش 4 سال از فارغ التحصيل دانشگاه بپرس

P      براي فهميدن ارزش 1 سال از دانش آموز مردودي بپرس

P      براي فهميدن ارزش 9 ماه از مادري كه نوزاد مرده به دنيا آورده بپرس

P      براي فهميدن ارزش 1 ماه از از مادري كه نوزاد ناقص به دنيا آورده بپرس

P      براي فهميدن ارزش 1 ساعت از عشاقي كه در انتظار هم هستند بپرس

P      براي فهميدن ارزش 1 دقيقه از مسافري كه از هواپيما جامانده بپرس

P      براي فهميدن ارزش 1 ثانيه از بازمانده يك تصادف بپرس

 

P  زندگي خود را بازپس گير؛ فقط يك ساعت از 24 ساعت روزت را وقف خودت كن تا 23 ساعت باقي مانده تحت فرمان تو قرار گيرد.

P  10 دقيقه اول را با تحليل 24 ساعت گذشته شروع كن. تك تك كارهايي را كه كرده اي مرور كن، آنچه را كه مي شد بهتر انجام داد يا تغيير داد يا بايستي به نحوه ديگري انجام مي شد در دفترت يادداشت كن.

P  اهداف امروز با در 10 دقيقه بعدي مشخص كن. در واقع امروز تمام آن چيزي است كه در اختيار داري.ديروز از دست رفته است و فردا شايد هرگز نيايد. امروز هميشه از آن توست. امروز است كه فردا را بنا                      مي نهد.امروز تو را جايي مي برد كه مي خواهي بروي. با دگرگون كردن امروز مي تواني جهان را دگرگون كني. امروز هديه اي است از سوي خداوند. به همين دليل است كه آن را «بودن در لحظه» مي خوانند.

P  در 10 دقيقه آخر اهداف دراز مدت خود را مشخص كن.اين اهداف را به سه بخش تقسيم كن:

P      اهداف 24 ساعت،هفت روز و 12 ماه آينده.

P  درست است كسي نمي تواند زمان را متوقف كند اما مي تواند نحوه استفاده از را دتحت كنترل در بياورد.

P      ارتباط ضعيف يا نامفهوم با ديگران از عمده ترين عوامل اتلاف وقت است.

P      ارزش هرچيز را با مقدار وقتي كه حاضريد صرف آن كنيد اندازه گيري كنيد.

P  هر روز مقداري از وقتتان را به اين اختصاص دهيد كه در مورد هدف هاي اصلي و واقعي خود و راه هاي بهتري كه از طريق آنها مي توانيد روز به روز به هدف هاي خود نزديك تر شويد فكر و تامل كنيد.

P  هميشه براي انجام كارهايتان جدول زمان بندي شده داشته باشيد و تمام كارها و قرار ملاقات ها را در آن بنويسيد.

P  رشد شخصيت عامل اصلي صرفه جويي در وقت است هر قدر انسان برتري شويد با صرف وقت كمتري مي توانيد به هدف هاي خود برسيد.

P  هركاري كه انجام مي دهيد در واقع داريد وقت خود را مي فروشيد، آن را ارزان نفروشيد.

نوشته شده توسط مدير در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 15:21 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

                                                    کلید های موفقیت:

نخستين کليد آن است که بدانيد چگونه با ياس و دلسردی مبارزه کنيد.

دومــــين کليد آن است که از پاسخ منفی نهراسيد.

سومــین کلید آن است که بتوانید فشارهای مالی را تحمل کنید.

چهارمین کلید آن است که به آسایش خاطری که بدست می‌آورید قانع نباشید.

پنجمــین کلید آن است که همیشه بیش از آنچه می‌گیرید بدهید.

                                       قدم نخست: معیارهای خود را بالا ببـــرید.

                                       قدم دوم: عقاید زیان‌آور را تغییر دهـــــــید.

                                       قدم سوم: شیوه معمول کار را تغییر دهید.

و همیشه به یاد داشته باشید:

«ایجاد روندها چیزی به جز رهبری نیست»

«زندگی خود را به صورت شاهکاری بی‌همتا درآورید»

«اگر فکر کنید پیروز میشوید یا شکست می خورید در هر صورت حق با شماست»

«آنچه سرنوشت ما را تعیین می‌کند، شرایط زندگی‌مان نیست بلکه تصمیم‌های ماست»

منبع : Vvroyal

نوشته شده توسط مدير در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 1:46 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

درویش یكدست

درویشی در كوهساری دور از مردم زندگی می‌كرد و در آن خلوت به ذكر خدا و نیایش مشغول بود. در آن كوهستان، درختان سیب و گلابی و انار بسیار بود و درویش فقط میوه می‌خورد. روزی با خدا عهد كرد كه هرگز از درخت میوه نچیند و فقط از میوه‌هایی بخورد كه باد از درخت بر زمین می‌ریزد. درویش مدتی به پیمان خود وفادار بود، تا اینكه امر الهی، امتحان سختی برای او پیش ‌آورد. تا پنج روز، هیچ میوه‌ای از درخت نیفتاد. درویش بسیار گرسنه و ناتوان شد، و بالاخره گرسنگی بر او غالب شد. عهد و پیمان خود را شكست و از درخت گلابی چید و خورد. خداوند به سزای این پیمان شكنی او را به بلای سختی گرفتار كرد.

قصه از این قرار بود كه روزی حدود بیست نفر دزد به كوهستان نزدیك درویش آمده بودند و اموال دزدی را میان خود تقسیم می‌كردند. یكی از جاسوسان حكومت آنها را دید و به داروغه خبر داد. ناگهان مأموران دولتی رسیدند و دزدان را دستگیر كردند و درویش را هم جزو دزدان پنداشتند و او را دستگیر كردند. بلافاصله، دادگاه تشكیل شد و طبق حكم دادگاه یك دست و یك پای دزدان را قطع كردند. وقتی نوبت به درویش رسید ابتدا دست او را قطع كردند و همینكه خواستند پایش را ببرند، یكی از مأموران بلند مرتبه از راه رسید و درویش را شناخت و بر سر مأمور اجرای حكم فریاد زد و گفت: ای سگ صفت! این مرد از درویشان حق است چرا دستش را بریدی؟

خبر به داروغه رسید، پا برهنه پیش شیخ آمد و گریه كرد و از او پوزش و معذرت بسیار خواست.اما درویش با خوشرویی و مهربانی گفت : این سزای پیمان شكنی من بود من حرمت ایمان به خدا را شكستم و خدا مرا مجازات كرد.

از آن پس در میان مردم با لقب درویش دست بریده معروف بود. او همچنان در خلوت و تنهایی و به دور از غوغای خلق در كلبه‌ای بیرون شهر به عبادت و راز و نیاز با خدا مشغول بود. روزی یكی از آشنایان سر زده، نزد او آمد و دید كه درویش با دو دست زنبیل می‌بافد. درویش ناراحت شد و به دوست خود گفت چرا بی خبر پیش من آمدی؟ مرد گفت: از شدت مهر و اشتیاق تاب دوری شما را نداشتم. شیخ تبسم كرد و گفت: ترا به خدا سوگند می‌‌دهم تا زمان مرگ من، این راز را با هیچكس نگویی.

اما رفته رفته راز كرامت درویش فاش شد و همة مردم از این راز با خبر شدند. روزی درویش در خلوت با خدا گفت: خدایا چرا راز كرامت مرا بر خلق فاش كردی؟ خداوند فرمود: زیرا مردم نسبت به تو گمان بد داشتند و می‌گفتند او ریاكار و دزد بود و خدا او را رسوا كرد. راز كرامت تو را بر آنان فاش كردم تا بدگمانی آنها بر طرف شود و به مقام والای تو پی ببرند.

منبع : تيم وست ويژن تبريز FBR

نوشته شده توسط مدير در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 1:20 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

اشتباهات مدیران (لیدرها) در نتورک

بسیاری از مدیران امروزه به دلایل متعدد دچار روزمر‌گی (مودا) شده و در نتیجه فعالیت‌های فاقد ارزش افزوده انجام می‌دهند كه تكرار انجام آنها منجر به باورهای غلط می‌شود. من سعی دارم مهمترین اشتباهات مدیران را در رابطه با مدیریت عملكرد بیان نمایم هر چند کوچکتر از آن هستم که اظهار نظری در این رابطه داشته باشم.

همزمان با رقابت نتورکها، تكنولوژی و مدیریت و ترقی اقتصاد نوین، فشار در جهت ایجاد لبه برنده طرح‌های استراتژیك برای سازمانها افزایش می‌یابد. این طرح ها جهت اجرا نیاز به روش فوق العاده‌ای دارند تا سازمان‌ها را در صدر رقابت ابقا نموده و به طور پیوسته برای سازمان، صاحبان سهام و تمامی ذینفعان ذیربط، ایجاد ارزش نمایند.

سهم قابل توجهی از این موانع از پارادایم‌های ذهنی مزمن، باورهای غلط و گاه اشتباهات مدیران نشأت می‌گیرد. ذكر این نكته ضروری است كه حتی بهترین فرآیند مدیریت عملكرد طراحی شده، تنها زمانی اثربخش خواهد بود كه متناسب با سبك رهبری، سبك مدیریت، باورهای مدیران و زیرمجموعه ها و فرهنگ سازمان ذیربط باشد.

اشتباهات رایج مدیران (لیدرها)

خودبینی:

متاسفانه بعضی از لیدرها دچار خودبینی میشوند و هرگاه مجموعه رشد کرد دلیل آنرا رهبری خوب خود میدانند و هر گاه مجموعه رشدی نداشت دلیل آنرا به کم کاری زیرمجموعه ربط میدهند. لیدرها باید به این مسئله واقف باشند که راز موفقیت یک لیدر در گرو زیرمجموعه آن لیدر میباشد و راز موفقیت زیرمجموعه در گرو رهبری و مدیریت خوب لیدر آن مجموعه است. پس یک لیدر واقعی هیچ وقت نباید به خود اجازه خودبینی بدهد بلکه همیشه و در همه حال با رهبری و مدیریت عالی خود باعث موفقیت خود و تیم خود بشود.

استفاده از زور:

بدبختانه در نتورک مسئاله ساپورت یک مسئله حیاتی میباشد و بعضی از لیدرها از ساپورت برای زورگویی استفاده میکنند یعنی وقتی میخواهند حرف خود را به کرسی بنشانند به زیرمجموعه خود میگویند اگر فلان کار را انجام ندهی دیگر ساپورتت نمیکنم. و نیز متاسفانه در وست ویژن بعضی از لیدرها وقتی میخواهند حرف خود را همیشه به کرسی بنشانند از کلمه که فقط در وست ویژن مد شده استفاده میکنند آنهم بلاک کردن است. وقتی لیدری میخواهد به مجموعه خود زور بگوید و از راه ساپورت نکردن نمیتواند این کار را انجام دهد از روش جدیدی استفاده میکند آنهم اینکه اگر فلان کار را انجام ندهی به شرکت میگویم تو را بلاک کند.

آیا فکر نمیکنید با زورگویی نه تنها باعث فعالیت مجموعه نمیشوید بلکه باعث از هم پاشی مجموعه نیز خواهید شد؟

پیشنهاد میکنم برای پیشرفت مجموعه خود، به جای زور گفتن از تشویق کردن استفاده نمایید تا هم مجموعه به شما احترام بگذارند و هم حرفهای شما را بابت دلسوزی به خود قلمداد نمایند.

مقایسه مجموعه با یكدیگر:

چنانچه می‌خواهید موجب پدید آوردن احساسات منفی شوید، به روحیه زیرمجموعه خود آسیب بزنید و در آنها به گونه‌ای نامطلوب چنان حس رقابتی بوجود آورید كه توان كار گروهی را از دست دهند، آنان را درجه بندی نموده یا با هم مقایسه نمایید. این شگردی تضمین شده است. بدین ترتیب لیدر نه تنها موجبات اصطكاك میان زیرمجموعه را پدید می‌آورد، بلكه خود، هدف اصلی این كینه توزی قرار می‌گیرد.

رقابت لازمه موفقیت است اما رقابت سالم نه رقابت ناسالم. اگر میخواهید در مجموعه خود رقابت ایجاد نمایید فقط کافی است مجموعه خود را به چندین تیم تقسیم کنید و در بین این تیم ها رقابت را ایجاد نمایید تا آسیبی به تک تک نفرات تیم ها نرسد و برای این کار باز توصیه میکنم از راه تشویق وارد شوید یعنی تیمی که موفق شد آن تیم را تشویق نمایید تا تیمهای دیگر نیز به رقابت بپردازند.

انتقاد:

انتقاد از عملکردی فردی یا تیمی یکی از رازهای موفقیت مجموعه میباشد اما انتقاد سالم.

بعضی از لیدرها وقتی میخواهند کسی را مورد انتقاد قرار دهند از الفاظ زشت و توهین آمیز استفاده میکنند. بعضی شخصیت فرد را در بین افراد دیگر از بین میبرند، و بعضی دیگر باعث میشوند افراد اعتماد به نفس خود را از دست بدهند.

هیچ کس کامل نیست و همه به نوعی اشتباه میکنند حال اگر لیدری با گفتن اینکه كارت افتضاح بود، تو لیاقت این كار را نداری و ... فکر میکند باعث میشود شخص دیگر آن اشتباه را انجام ندهد سخت در اشتباه است چون با این کار خود روحیه فرد را از بین برده و دیگر فرد اعتماد به نفس ندارد.

بهتر است لیدر برای انتقاد از راهنمایی کردن فرد استفاده نماید تا این فرد اشتباه خود را متوجه شود و نیز اعتماد به نفس بیشتری بدست بیاورد. در اینجاست که فرق بین لیدر با شبه لیدر مشخص میشود:

لیدر واقعی: كارت خیلی خوب بود ولی چند تا مورد هم داشت كه اگر آنها را برطرف كنی كارت بسیار  جالبتر خواهد شد.

شبه لیدر: كارت افتضاح بود ، گند زدی ، تو لیاقت این كار را نداری ، با این كارها اگه تو موفق بشی من اسم خودم را عوض می كنم.

ارزشیابی:

صرف وقت بیشتر برای ارزشیابی: صرف وقت بیشتر برای ارزشیابی عملكرد نسبت به طرح‌ریزی عملكرد و یا نسبت به ارتباط كاری موجود ارزشیابی عملكرد، نقطه پایان یك فرآیند پیوسته است. فرآیندی كه مبنای آن ارتباط مطلوب میان لیدر و زیرمجموعه است. بنابراین به جای ارزشیابی در پایان سال، وقت بیشتری را باید صرف پیشگیری از مشكلات عملكردی نمود. هنگامی كه لیدرها در طول سال رویه مثبتی را اتخاذ می‌كنند، ارزشیابی ساده و آسان خواهد بود.

فراموش كردن این مطلب كه هدف از ارزشیابی، پیشرفت است، نه سرزنش كردن: ما بدین منظور دست به ارزشیابی می‌زنیم كه به بهبود عملكرد كمك كنیم، نه آن كه مقصر بیابیم و سرزنش كنیم. لیدرهایی كه این امر را فراموش می‌كنند اعتماد زیرمجموعه خود و حتی سازگاری آنها را از دست می‌دهند.

باور به این كه فرم نرخ ارزیابی وسیله‌ای است عینی و بازتاب دهنده واقعیت به طور منصفانه: بسیاری از لیدرها برای ارزشیابی زیرمجموعه از فرم‌های نرخ ارزشیابی استفاده می‌كنند، چرا كه نسبت به گونه‌های دیگر ارزشیابی سریعتر انجام می‌گیرد. واقعیت این است كه اگر از دو شخص بخواهید یك زیر مجموعه را ارزشیابی كند، احتمال تطابق نتایج بسیار اندك است و این نشان می‌دهد این شیوه ارزشیابی تا چه حد ذهنی است. این مطلب را بارها و بارها به خود گوشزد كنید. نرخ‌ها ذهنی هستند. فرم‌های نرخ ذهنی است، عینی نیست.

استفاده صرف از ارزشیابی برای تعیین درآمد خود یا زیر مجموعه: بسیاری از لیدرها چنین می‌كنند. آنان تنها هنگامی ‌كه بخواهند افزایش درآمد خود و یا زیر مجموعه خود را ملاک تأیید یا رد زیر مجموعه كنند، دست به ارزشیابی می‌زنند. اما باید به خاطر داشت كه ارزشیابی عملكرد برای «بهبود عملكرد» است نه فقط برای درآمد امروز (گو این كه برخی می‌پندارند، تنها برای بدست آوردن درآمد امروزشان است). لیدرها باید این را بدانند که اگر بخواهند ملاک ارزشیابی را در درآمد خود قرار دهند این مسئله باعث بی اعتمادی زیرمجموعه شده که در آخر باعث از بین رفتن مجموعه میشود.

باور بدان كه آنها در موقعیتی قرار دارند كه می‌توانند ارزشیابی صحیحی به عمل آورند: چنین امری غیرممكن است. بیشتر لیدرها در موقعیتی نیستند كه به حد كافی بر زیر مجموعه خودشان نظارت مستمر داشته باشند. وانگهی، كدام لیدر تمایل به چنین كاری داشته یا زمان كافی در اختیار دارد؟ و كدام زیرمجموعه مایل است، لیدر كوچكترین حركات وی را زیر نظر داشته باشد؟ به همین دلیل است كه ارزشیابی، گونه‌ای همكاری میان لیدر و زیرمجموعه است.

به تعویق انداختن یا لغو نشست‌های ارزشیابی: این رویدادی بسیار شایع است. اما چرا نامطلوب است؟ زیرا زیرمجموعه ها درمی‌یابند كه این فرآیند در سازمان آنها بی اهمیت یا ساختگی است. آنها آنقدر زیرك هستند كه دریابند به ارزشیابی بهای چندانی داده نمی‌شود.

سنجش یا ارزیابی امور كم اهمیت: یكی از حقایق زندگی این است كه در انجام هر كار، آسانترین چیزهایی كه می‌توان سنجید یا ارزشیابی نمود، كم اهمیت ترین آنهاست. لیدرها، ارائه خدمات به مشتریان را فوراً  با عباراتی چون «جواب مشتری را فورا بدهید» یا مطالبی مشابه وصف و تعریف می‌كنند. اما آنچه را كه آسان نمی‌توان سنجید، كیفیت كلی خدماتی است كه مشتریان را جذب نموده و نگاه می‌دارد.

شگفت زده كردن زیر مجموعه ها در حین ارزشیابی: یك فن تضمین شده برای اتلاف وقت و اثر نامساعد گذاردن بر عملكرد این است: در طول سال با زیرمجموعه پیرامون عملكردشان صحبت نكنید!  وقتی اشتباهی مرتكب می‌شوند، بدان نپردازید و آن را «ذخیره» كنید، سپس در نشست ارزشیابی تك تك موارد را مطرح كنید!

باور به این كه تمامی‌ زیرمجموعه را می‌بایست دقیقاً به طریقی یكسان و با یك شیوه واحد ارزشیابی نمود: آیا تمام زیرمجموعه برای بهبود عملكرد خود نیاز به چیزی یكسان دارند؟ بدیهی است، پاسخ منفی است. پاره‌ای نیاز به بازخورد مشخص دارند، پاره‌ای خیر. برخی بیشتر از دیگران نیاز به ارتباط دارند و بدیهی است كه روحیه افراد متفاوت است.

آموزش:

گاها دیده میشود که لیدری تمایلی به آموزش ندارد برای همین است که بعد از مدتی تیم ایشان از بین میرود.

آموزش لازمه یک نتورک است و هیچ تیمی بدون آموزش موفق نخواهد شد. و لیدری که آموزش نبیند و آموزش ندهد لیدر نیست.

زیرمجموعه نیز باید آموزش داده شوند. چرا كه آموزش تنها در صورتی نتیجه بخش خواهد بود كه لیدر و زیرمجموعه با یكدیگر و با همكاری یكدیگر پیش روند. هم لیدر و هم زیرمجموعه می‌بایست بدانند كه چرا آموزش میبینند.

ماهیت و بهبود عملكرد

در اقتصاد نوین، برد و پیروزی از قابلیت‌های سازمانی همچون سرعت، پاسخگویی، چالاكی، ظرفیت یادگیری و صلاحیت زیر مجموعه سرچشمه خواهد گرفت. سازمان‌های موفق، سازمان‌هایی هستند كه قادرند:

- به سرعت استراتژی را به عمل تبدیل نمایند.

- به طور مؤثر و هوشمندانه فرآیندهای سازمان را مدیریت نمایند.

- تعهد و همكاری زیرمجموعه را به حداكثر برسانند.

- شرایط را به منظور ایجاد تغییری یك پارچه، فراهم سازند.

تشخیص مشكلات عملكرد

یكی از دشوارترین وظایف هر لیدر یا سرپرست، تعیین علت یك مشكل عملكردی است. از آنجا كه تصمیم‌های اتخاذ شده برای رفع مشكل به تشخیص علت بستگی دارد.

آنچه بر عملكرد شغلی تأثیر می‌گذارد، متأثر از چند عامل است. هنگامی‌كه عملكرد عالی است، شرایطی چند فراهم آمده كه این عملكرد عالی را امكان پذیر سازد. بنابراین، عملكرد برجسته مستلزم آن است كه «تمام» عوامل مربوط بر رفتار، به نحو مطلوبی اعمال شده باشد. متأسفانه، عملكرد ضعیف می‌تواند صرفاً  ناشی از «یك» عامل باشد كه كارایی را به شدت كاهش می‌دهد. به كرات دیده شده كه یك مشكل عملكردی بررسی نشده، ادامه یافته و تا جایی گسترش می‌یابد كه سایر عوامل را از حالت مثبت به حالت منفی در آورد.

یك الگوی هفت عامله در عملكرد

اكنون هفت عامل را معرفی می‌كنیم كه سطح عملكرد را معین نموده یا تحت تأثیر قرار می‌دهند. وجود نقص در هر یك از این عوامل، تأثیری منفی بر عملكرد خواهد داشت.

1- استعداد

منظور از استعداد، توان ذاتی یك شخص برای انجام وظیفه یا وظایف است. هر یك از ما نقاط قوت و ضعفی داریم كه معین می‌ كند آیا می‌توانیم كاری را انجام دهیم یا بیاموزیم یا خیر. استعداد اندك برای انجام یك كار می‌تواند بدان معنا باشد كه شخص، ولو آن كه از حداكثر پشتیبانی هم برخوردار باشد، نمی‌تواند انجام آن كار بخصوص را بیاموزد.

یک لیدر باید استعدادهای مجموعه خود را پیدا کنند و از آن استعدادها استفاده نماید.

2- سطح مهارت

حتی انجام ساده ترین وظایف نیاز به مهارت دارد. تفاوت مهارت با استعداد در این است كه مهارت را تا جایی كه فرد استعداد دارد می‌توان به او آموزش داد. برای پی بردن به این كه نقص عملكردی ناشی از نبود مهارت است یا خیر، باید پرسید: اگر زندگی این شخص وابسته به این كار باشد آیا خواهد توانست آن را انجام دهد؟ چنانچه پاسخ منفی باشد، مشكل می‌تواند ناشی از نداشتن مهارت باشد.

یک لیدر باید مهارتها لازم برای فعالیت در نتورک را به مجموعه خود آموزش دهد.

3- درك وظیفه(كار)

شخص باید به درستی ماهیت كار خود را و انتظاراتی كه از وی می‌رود، درك نماید. در غیر این صورت هیچ میزانی از مهارت یا انگیزش نمی‌تواند منجر به عملكرد موثر وی شود. مدیریت عملكرد وسیله‌ای رایج برای تفهیم كار است. بهترین راه برای ارزیابی درك زیرمجموعه آن است كه در یك محیط آموزشی پرسشهایی از آنان صورت پذیرد.

یک لیدر باید به مجموعه خود بفهماند که چه کاری میخواهند انجام دهند.

4- اجتناب از تلاش

این عامل و عامل بعدی، عوامل انگیزشی به شمار می‌روند. چنانچه یك شخص دارای استعداد، مهارت و درك باشد، علت اجتناب وی از تلاش ممكن است ناشی از عوامل شخصی یا محیط كار باشد. بررسی این كه آیا یك مشكل انگیزشی وجود دارد یا خیر، دشوار است و بهترین كاری كه می‌ توان در این مورد صورت داد بررسی سایر مشخصه‌های رفتاری است (از قبیل غیبت از كار، عدم مشاركت در نشست ها، یا عواملی دیگر كه نشانگر مشكلات انگیزشی است).

5- كاستن از سطح تلاش

برخی اوقات ممكن است فرد در كار خود تلاشی محدود به عمل آورد و بدین ترتیب منجر به ایجاد نتایج ناخواسته گردد.

6- عدم پایداری

عملكرد مطلوب مستلزم شروع و استمرار تلاش است. این عامل انگیزشی ممكن است نشانگر خستگی، ترس از شكست و یا نداشتن مهارت باشد. برای ریشه یابی این عامل به گفت وگویی دقیق و با درایت نیاز است.

7- عوامل بیرونی

پاره‌ای اوقات عواملی كه از كنترل شخص خارج است، می‌تواند عملكرد وی را كاهش دهد. خود سازمان ممكن است موانعی برای عملكرد مطلوب بوجود آورده باشد كه بر لیدرها و همكارانی كه روحیه همكاری ندارند اثر گذار باشد. گفت وگوهایی كه در طول مدیریت عملكرد با زیرمجموعه صورت می‌گیرد می‌بایست عواملی را نیز كه خارج از حیطه كنترل آنها بوده و باعث مهار پیشرفت می‌گردد، در بر گیرد.چنانچه اجازه داده شود كه این عوامل بیرونی ادامه یابند و وجودشان نادیده گرفته شود، سطوح انگیزش افت خواهد نمود و موضوع بغرنج تر خواهد شد.

نتیجه گیری

بسیار مهم است كه به محض بروز مشكلات عملكردی به آنها پرداخته شود و عواملی كه بدانها اشاره شد بررسی شوند تا نقش احتمالی آنها در كمك به مشكل، تشخیص داده شود. همیاری با زیرمجموعه، شناخت و رفع پاره‌ای از علل ریشه‌ای مشكلات عملكردی را امكان پذیر می‌سازد.

در مطالب فوق استفاده کرده ام از روزنامه همشهری با مطلب اشتباهات مدیران با منابع انسانی

منبع :  تيم وست ويژن تبريز FBR

نوشته شده توسط مدير در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 1:19 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

انسان موفق باآموزش متولد شد

 « آموزش به چه درد می خورد ؟» « اگه می خواستیم درس بخوانیم که می رفتیم مدرسه ؟!» « اینم یک بهانه دیگه واسه اینکه پول هامون رو ندن !»

 نظر به بهانه گیری برخی دوستان که تحت عناوین مختلف با هر تغییر و تحولی مخالفت می کنند وظیفه خود دیدیم تا با دید وسیع تری به مسائل نگریسته و مانع از بهره برداری عده ای هیاهو گروفرصت طلب از وقایع شویم ، البته به نظر نمی رسد این مبحث مورد قبول عده ای که ذکر شد قرار گیرد زیرا اگر قدری با انصاف به تحولات می نگریستند هرگز چنین مطلبی را در جلسات نمی گفتند

          حافظ ار خصم گفت نگیریم براو

                                                             ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

عده ای با کوبیدن برطبل توخالی سود بیشتر با جَو بیشتر بر بی فایده بودن آموزش در تجارت و بازاریابی شبکه ای تأ کید می ورزند که لازم است به این دوستان هم بگوئیم :

       کمال سحر محبت ببین نه نقص گناه

                                                             که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند

با وجود تمامی مشکلات من معتقدم که شرکت ما بر بلندترین قله های موفقیت نشسته است . در اول راه ما بازاریابان حتی نمی توانستیم تعریف نصف و نیمه ای از بازاریابی شبکه ای ارائه کنیم و یا درحضور یک مقام و مسئول به دفاع از آن بپردازیم ولی حالا با اعتماد به مدیران فروش و به برکت مدیر عامل متخصص و با ایمان خودمان به موفقیت های بزرگی دست یا فته ایم . یکی از اینها نیز افزایش سطح توانمندی بازایابان و همچنین برگزاری اولین آزمون تعیین سطح از بازاریابان بود .

به تعبیر یکی از دوستان لیدر ، متأ سفانه خود ناباوری برخی از ما باعث می شود که ارزش و جایگاه برخی موفقیت ها ی شرکتمان را نیافته و فکر کنیم که حتماً با ید شرکت ، توچال را روی دماوند بگذارد تا کار مهم و قابل تقدیری کرده باشد .

حال به بررسی لزوم آموزش در تجارت و بازاریابی و همچنین لزوم طبقه بندی مدیران فروش می پردازیم و هر کدام را بررسی می کنیم :

اهمیت آموزش برای چیست ؟ برخی از خود می پرسند که از این کارها چه نتیجه ای خواهیم گرفت ؟!

 ما این آموزش ها را می بینیم تا خود را برای دفاع از تجارتمان آماده کنیم هر صنفی برای دفاع از خود اقدام می کند ما آموزش می بینیم و توانمندی علمی خودمان را افزایش می دهیم تا دیگران نتوانند مارا ازبین ببرند در هر کجا که بازاریابی از شرکت هست باید آموزش و افزایش توانمندی علمی باشد . ما علاوه بر اینکه باید در همه حال آماده دفاع ار تجارت خود باشیم باید خود را برای روزی آماده کنیم که می خواهیم به بازارهای دیگر کشورها حمله کنیم . امروز بسیاری از مردم دیگر کشورها مارا نمی شناسند و نمی دانند که ما چه می گوئیم . ولی قطعاً اینگونه نخواهد ماند و روزی خواهد آمد که هر یک از بازاریابان توانمند شرکت به عنوان سفیری با دانش صدای ما را به گوش دیگران برسانند و ما بتوانیم اهداف خود را پیش ببریم .

پس باید سازمان فروش را ساماندهی کرد . باساماندهی سازمان فروش و ایجاد رتبه در میان بازاریابان هم ایجاد انگیزه مثبت جهت نیل به اهداف بلند مدت فردی شکل می گیرد و هم کل سازمان از این رقابت و رتبه بندی متنفع می گردد در این حالت افراد جهت دسترسی به مراتب بالاتر و طبیعتاً   کسب ارزشهای بیشتر که این ارزشها می تواند شامل پایگاه تجاری ، پایگاه اجتماعی و حتی کسب درآمد بیشتر باشد تلاش کنند. در ضمن در طی کردن چنین سلسله مراتبی میزان اعتماد متقابل بین فرد و شرکت افزایش می یابد و افرادی که منافع جمعی را بر منافع فردی ارجح می دانند و در راستای اهداف سازمان حرکت می کنند شناسایی شده و در جایی که لیاقت واقعی آن را دارند قرار می گیرند ، تا به حال چنین سیستم و مکانیزمی طراحی نشده بود و افراد بدون گذشتن از آزمونها و طی کردن سطوح مختلف مدیریتی و بدون مراحلی جهت سنجش میزان قابل اعتماد بودن به شرکت و کادر مدیریتی آن نزدیک می شدند و متأ سفانه خواسته یا نا خواسته باعث صدمه زدن به منافع جمعی می شدند که نمونه آن نیز بسیار می باشد .

لیکن با ترسیم چنین مکانیزمی علاوه بر افزایش دانش و شعور تجاری افراد ، بازاریابان از فیلترهای مختلفی نیز می گذرند .

در گذشته احترام به مدیر فروش یا لیدر در بسیاری از موارد رعایت نمی شد ولی با طراحی چنین سیستمی ، مدیرانی که در رده های بالاتر قرار می گیرند از احترام و موقعیت تجاری با ثبات تر و   کا نالیزه شده تری برخوردار خواهند شد و رفتار سازمانی نا خود آگاه در افراد سازمان شکل می گیرد .

در سیستم جدید ، عدم هماهنگی بین بازاریابان به حداقل خود خواهد رسید و هماهنگی در گفتار و رفتار افراد نمایان می شود و بازاریاب شرکت 80% همان کاری را که در اصفهان انجام می دهد را هم در مشهد و تبریز انجام می دهد که البته الباقی آن یعنی 20% به شرایط فرهنگی و اجتماعی آن منطقه مر بوط می باشد که در آینده به آن می پردازیم . این اکثریت در عملکرد یک هارمونی و آهنگ موزونی را ایجاد می کند که نا خود آگاه  باعث اعتماد بیشتر خریدار به فروشندگان می گردد و افزایش درآمد تمامی بازاریابان و کل سازمان فروش را در پی خواهد داشت . در سیستم طراحی شده افراد مجبور به رعایت برخی مسائل می شوند که در خریدار ایجاد احترام می کند و شعار احترام همیشگی به مشتری و خریدار به صورت اتوماتیک و سیستماتیک به فعل تبدیل می شود و افراد ناخواسته از خرید کردن از شرکت احساس لذت می کنند .اطلاع یابی از فروش برای مدیران از حالت استاتیک به حالت دینامیکی تبدیل شده و مدام چرخۀ بازیابی اطلاعات به کار افتاده و سیستم خودش را عیب یابی کرده و درصدد رفع نواقص و عیوب خود حرکت می کند .

در ضمن هر گروه دارای یک کارت یا پلاک مشخص شده می باشد که در سمینارها ، جلسات و معرفی کارها به دیگران از آن استفاده می کنند که این عمل علاوه بر افزایش اعتبار تجاری فرد و سازمان موجب خرسندی از نحوۀ فروش می شود.

 

مدیران فروش در سازمان طراحی شده شرکت وست ویژن به 5 دسته تقسیم می شوند :

1- توزیع کننده  Distributor   :

توزیع کننده اجازه معرفی کالا را نداشته و به عنوان دستیار در کنار بازایاب مقدماتی در جهت معرفی محصول حضور دارد .

2-  بازاریاب مقدماتی Junior Marketer  :

ایشان اجازه برگزاری همایش را ندارد و در جمع کمتر از 15 نفر می تواند بازاریابی محصول را انجام دهد در ضمن بازاریاب مقدماتی اجازه سیاستگذاری و تعیین استراتژی فروش را برای مجموعه خود نخواهد داشت .

3- بازاریاب پیشرفته  Senior Marketer   :

ایشان ضمن اینکه سیاستگذاری و استراتژی فروش گروه خود را باید با مدیر گروه بازاریابی هماهنگ کند اجازه برگزاری همایش و سخنرانی در همایش ها را ندارند .

4- مدیر گروه بازاریابی  Leader   :

ایشان ضمن توانایی جهت انجام تمامی کارها در جهت نیل به اهداف سازمانی و تعیین سیاستگذاری کلان جهت فروش کالاها ، توانمندی برگزاری همایش ها و سخنرانی های گو ناگونی را نیز دارا خواهند بود .

5- مدیر گروه ارشد بازاریابی  Top leader   :

 ایشان ضمن توانمندی جهت انجام تمامی وظایف دیگر افراد سازمان بیشترین وظیفه شان نظارت بر حسن انجام کارها می باشد در ضمن اینکه در نقش یک مشاور به تمامی مدیران گروه بازاریابی مشاوره می دهند .

همانگونه که اشاره شد این طبقه بندی مزایای بسیاری را درپی خواهد داشت که به مانند دیگر کارها یی که ما انجام دادیم و دیگران به کپی برداری از آن پرداختند از این روش نیز کپی برداری می کنند که صد البته خوشحال می شویم اگر رقیبان و دشمنان باهوشی داشته باشیم و این کار را نیز انجام دهند .

 

علی کاراندیش -- منبع :TheBestOfleader

نوشته شده توسط مدير در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 18:58 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

درهر حرفه ای که هستید نه اجازه دهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تاسف آور که برای هر ملتی پیش می آید شما را به یاس و ناامیدی  بکشاند .در آرامش حاکم بر آزمایشگاهها و کتابخانه هایتان زندگی کنید .نخست از خود بپرسید  :برای یادگیری  و خود آموزی چه کرده ام ؟ سپس همچنان  که پیشتر می روید بپرسید من برای کشورم چه کرده ام ؟و این پرسش  را آنقدر  ادامه  دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریت داشته اید.

 


اما هر پاداشی  که زندگی به تلاشهایمان بدهد یا ندهد هنگامی که به پایان تلاشهایمان نزدیک می شویم  هر کداممان باید  حق آنرا  داشته باشید  که با صدای بلند بگوییم:

من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام

نوشته شده توسط مدير در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 18:28 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

چه کسی فکر می کرد که شبکه کابلی که به فروش محصولات اختصاص دارد، بتواند بر روی شبکه تلویزیون هم موفقیت آمیز باشد؟ با وجود این که بیشتر مردم از آگهی های تجاری بپردازند، چه عاملی باعث می شود که برای دیدن برنامه ها وقت گذاشته و سرانجام خرید نمایند؟ساده است، شبکه ها از اصول کاربردی که قرنهاست محصولات را به فروش رسانده، استفاده می نمایند.۱

۱-توجه مشتری احتمالی را به خود جلب می نمایند. شبکه ها نگران زمان هستند چرا که فقط چند ثانیه ای برای جلب توجه تماشاگرانی که به سرعت کانالها را عوض می کنند تا برنامه ای را انتخاب کنند، فرصت دارند.
•راه حل آن صفحه نمایشی جذاب است که مشتری را به هیجان آورد.
• این تصاویر هزاران پیام دارند، اما در اینترنت این امر بسیار دشوار است، چرا که شما باید تیتری جذاب و تصاویری شگفت آور برای جلب توجه مردم داشته باشید که دانلود کردن آن بسیار وقت گیر است در حالی که تیتر در بخشی از ثانیه به روی صفحه ظاهر می شود کاملا مانند شبکه های فروش خانگی.
۲-به ایرادات مشتری پاسخ می گویند. اولین چیزی که پس از علاقمندی به محصول، توجه مشتری را جلب می کند، قیمت کالاست. حال مشتری می پرسد که آیا آن محصول اینقدر ارزش دارد و احتیاجات او را مرتفع می سازد یا خیر؟ و این همان زمانی است که فروشنده مهارت خود را نشان می دهد.
•پیش از اینکه برنامه ایشان پخش شود، تحقیقات لازم را انجام داده و نیازها و سوالهای بالقوه مشتریان را می شناسند.
•می دانند که هر نیاز و سوالی که نادیده گرفته شود باعث از دست دادن فروش می شود
•چنین مفهوم مشابهی را می توان به اینترنت نیزبسط داد. اگر نوشته خود را به صورتی تنظیم نمایيد که مشتری فکر کند محصول عالی را به او ارائه می دهید، حتما آن را خواهد خرید.
۳-مزایای محصول خود را بیان کرده و مشخصات آن را توضیح دهید. مثلا فروش پوشاک بسیار مورد علاقه من است. سالهاست که محصولات مشابهی فروخته می شوند، آنها می توانند هزاران هزار لباسی را که هرگز در یک فروشگاه بزرگ به فروش نمی رسد را بفروشند.
•این امر را با شمردن مزایایي مثل "شما زیباتر به نظر خواهید رسید و همه از شما تعریف خواهند کرد" انجام می دهند. این عبارات توجه مشتری بالقوه را جلب می نماید، اما آنها هنوز تردید دارند چرا که می خواهند مطمئن شوند که پولشان را برای محصولی ارزشمند از دست خواهند داد. بنابراین فروشنده خواهد گفت که " اين بلوز متفاوت است زیرا طرح جدیدی دارد و کاملا برازنده شماست " و حالا خریدار دلیل کافی برای خرید کردن در اختیار دارد.
•در اینترنت، این مرحله واقعا حیاتی است و مشتری باید علت خرید محصول شما را بداند و می بایست برایش تجسم نمایید که استفاده از محصول شما برای وی چگونه خواهد بود.
۴-قسمت مورد علاقه من توصیه هاست. در فروشگاه شبکه ای خانگی، آنها همیشه افرادی را دارند که تماس می گیرند و علت خرید خود را توضیح می دهند تا علت خرید خودشان را توجیه نمایند. همه می خواهند از خرید خود مطمئن شوند و به همین دلیل تماس می گیرند، بنابراین فروشنده می گوید. "بله، حق با شماست و دیگران باید راهنمایی های شما را بپذیرند. "
•من این توصیه ها را دوست دارم چون مردم دلایل مختلف و جالبی برای توجیه خریدشان دارند.
در حال نگارش این مطالب و گوش دادن به شبکه QVC بودم که خانمی داخل شد و علت علاقه خود به خرید از QVC و نه از فروشگاه های بزرگ را به تفصیل برای من توضیح داد. آن خانم گفت که از زمان آغاز فروش شبکه ای از QVC خرید کرده و آن را می پسندند چون برای خرید لباسهایش مجبور به بیرون رفتن از خانه نیست.
این مثال نشان می دهد که شما باید توجیه کنید تا مردم دلایلی برای خریدشان بیابند. مردم میل به خرید دارند اما تا زمانی که دلیلی نداشته باشند این کار را انجام نخواهند داد.
تمام این اطلاعات تنها ذره ای است از آنچه می توان از شبکه های فروش خانگی بدست آورد. پس شما هم وارد شوید.

منبع : VastGoal

نوشته شده توسط مدير در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 8:52 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

قريحه راهبردي:

ويژگي ها و قرايح راهبردي، آن دسته از ويژگي هاي مديريتي هستند كه نقش عمده در جهت گيري هاي مدير و تصميم گيري هاي وي را در تعيين سياست هاي وي بر عهده دارند. در اين مقاله مهارت هاي راهبردي به سه دسته تقسيم شده اند:

- هزينه پا Cost Controller: مديراني كه سياست هاي مديريتي آنها بر اساس كنترل و پايش هزينه ها مي باشد.

- رشد دهنده Grower:  مديراني كه سياست هاي مديريتي آنها بر اساس توسعه كسب و كار، بازار و غيره مي باشد.

- مدير دوره اي Cycle Manager

ميزان تطابق قرايح مديريتي مدير با نيازي كه يك سازمان در هنگام تصدي سمت توسط وي دارد، در موفقيت آن مدير تاثير گذار است. در صورتيكه نياز راهبردي سازمان منطبق بر تجربه راهبردي مدير منتخب باشد، ميزان نرخ بازده نا متعارف سالانه به طور متوسط تا 14.1 درصد افزايش يافته و در مواردي كه اين دو با هم منطبق نبوده اند، اين ميزان به منفي 39.8 درصد نزول كرده است. اين ميزان بيشترين تاثير درصد منفي را در بين ساير قريحه ها داراست.

 قريحه صنعتي:

 اين قريحه به تجربيات و علو دانش خاص مدير در صنعت مورد نظر مي پردازد. به عنوان مثال مديري كه در صنعت خودرو سازي فعاليت و تجربه داشته است، به خوبي به قوانين، استانداردها، نحوه عملكرد و ويژگي هاي صنعت خودرو سازي واقف است. در صورتيكه اين مدير به صنعت مواد غذايي منتقل شود امكان انتقال تمام و كمال اين تجربيات را ندارد. جنبه ديگر از اين قريحه آشنايي با مشتريان و خواسته هاي آنان مي باشد. بر اساس اين تحقيق هر گاه مديري به صنعتي مشابه نقل مكان كرده است ميانگين بازده نامتعارف سالانه شركت به 8.8 درصد افزايش پيدا كرده است و در مواقعي كه به صنعتي ديگر رفته است اين بازده به منفي 29.1 درصد رسيده است.

قريحه ارتباطي:

 سرمايه اجتماعي ايجاد شده توسط مديران در دوران مسئوليت، يعني برقراري پيوند با ساير مديران، داراي ارزش زيادي است. البته اين مهارت ها به مهارتهاي خاص شركت (كه در ادامه خواهد آمد) داراي همپوشاني زيادي است. در اين تحقيق مديراني كه اين سرمايه را به وسيله به همراه بردن برخي از افراد تيم مديريتي خود، منتقل مي كنند موفقيت بيشتري داشته اند. بر اساس اين تحقيق مديراني كه با تيمي شامل تعداد سه يا بيشتر مدير به شركت ديگري نقل مكان كرده اند، توانسته اند بازده نا متعارف سالانه را به 15.7 % برسانند در صورتيكه مديرانيم كه تنها يك يا هيچ مديري از مديران تحت نظر خود را منتقل كرده اند، بازده نامتعارف سالانه منفي 16.6 داشته اند.

قريحه شركتي:

آخرين قريحه مربوط مي شود به ويژگي هاي خاص يك شركت نظير رويه ها، روال ها، فرهنگ سازماني و هنجارهاي غير رسمي كه در يك سازمان وجود دارد. اين قرايح خاص يك شركت بوده و مي تواند در موفقيت مدير تاثير گذار باشد. اما با توجه به سطوح اختيار و قدرت مدير، وي توانايي پياده سازي اين رويه ها و دستورالعمل ها و هنجارها را در محيط جديد دارد. به عنوان مثال يك مدير به محض تصدي سمت جديد مي تواند سيستم مديريت مطابق با ميل و خواسته خود را در سازمان جديد پياده سازي كند. اما اين امر از اختيار يك كارشناس جديد خارج است. در اين تحقيق بازده نامتعارف سالانه شركت هايي كه از اين نظر شبيه و الگو گرفته شده از جنرال الكتريك بودند با انتقال مدير جنرال الكتريك به 17.5 درصد رسيد و اين مورد در مورد شركتهايي كه تجانسي به فرهنگ و ساختار و سيستم مديريت جنرال الكتريك نداشتند به منفي 37.7 درصد رسيد.

قريحه در مديريت عام:

 اين قريحه عبارتست از مهارت هاي مديريتي در گرد آوري، پرورش و بكارگيري منابع انساني، مالي و فني.  افراد علاوه بر تخصص هاي كاري بايد در رهبري و تصميم گيري نيز توانمند باشند. گرچه اين مهارت به كلي قابل انتقال دادن است اما مديران بايد علاوه بر اين مهارت ها بايد مهارت هاي عام ديگري نظير تعامل با سرمايه گذاران و بازار بورس و نيز با هيات مديره  و غيره را نيز دارا بوده و بتوانند با خود منتقل كنند. بر اساس اين تحقيق كليه قريحه هاي يك مدير را مي توان در مجموعه اي به نام سبد قريحه ها و يا سرمايه انساني مدير در نظر گرفت. اين قريحه ممكن است  با انتقال مدير از سازماني به سازمان ديگر قابل انتقال باشند با نباشند. ترتيب انتقال پذيري اين قرايح با انتقال از سازماني به سازمان ديگر عبارتند از: 1- قريحه در مديريت عام   2- قريحه راهبردي   3- قريحه صنعتي    4- قريحه ارتباطي   5- قريحه خاص شركت كه اغلب غير قابل انتقال است. 

اگر چه اين مقاله به خوبي توانسته قرايح مديريتي را دسته بندي و ميزان تاثير گذاري آن را در ميزان موفقيت در جابجايي آنها مورد بررسي قرار بدهد، اما به نظر مي رسد اولا تعداد كم نمونه انتخاب شده و نيز انتخاب اين نمونه ها از يك جامعه (مثل جنرال الكتريك) كمي نتايج اين تحقيق را با شك مواجه مي كند.

از نظر خود من مواردي همچون ميزان موفقيت قبلي مدير (تاثيري كه اين موفقيت ها و شهرت و آوازه آن بر روي كاركنان سازمان جديد مي گذارد) جداي از موارد بالا مي تواند در ميزان موفقيت يك سازمان موثر باشد. بعلاوه ويژگي هاي شخصيتي مدير نظير اخلاقيات، منش ها و ميزان انعطاف پذيري وي در تصميم گيري با توجه به شرايط بوجود آمده نيز مي تواند اثر مثبت بر روي عملكرد وي بگذارد. مديري را فرض كنيد كه به عنوان مثال از صنعت خودرو سازي به صنعت داروسازي منتقل شود. اگرچه قرايح صنعتي و شركتي و حتي ارتباطي با وي منتقل نمي شود، اما وي مي تواند با رفتار و منش خود به خوبي روابط مناسب را با مديران همكار جديد خود برقرار نموده و با استفاده از انعطاف پذيري شخصيتي و توانايي تطبيق خود و تصميمات خود با شرايط محيط، وي همچون مديري كه از صنعت مشابه به اين صنعت وارد شده مي تواند توانايي خود را به ظهور برساند.

لذا به نظر مي رسد بتوان با بررسي هاي بيشتر جنبه هاي تاثير گذار بيشتري را در اين موارد شناسايي و مورد ارزيابي قرار داد.

از اين تحقيقات مي توان به خوبي براي انتخاب مديران موفق براي سازمان هاي جديد با توجه به ويژگي ها و قرايح مدير و نيز شرايط سازمان بهره گرفت و از انتخاب كوركورانه مديران براي هر پست و سمتي در هر سازماني جلوگيري نمود. كاري كه امروزه بطور غير علمي و بسيار فراوان انجام مي شود. مديري كه در وزارت راه و ترابري بوده مسئول ورزش كشور مي شود و هزاران مثال ديگر از اين دست. به اميد روز يكه تصميمات ما در جامعه علمي تر و منطقي تر گردد

منبع : Vastgoal

نوشته شده توسط مدير در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 8:48 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

پازل کامیابی و ثروت۱

پازل کامیابی و ثروت۲

پازل کامیابی و ثروت ۳

پازل کامیابی وثروت۴

نوشته شده توسط مدير در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 8:38 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

۱- اگر می خواهی زندگیت را عوض کنی ، باید از عوض کردن اندیشه هایت شروع کنی.

۲- مشکل تا زمانی مشکل است که تو آن را مشکل بدانی. هرچه ذهن نیرومندتر باشد ، مشکلات ناچیزتر خواهد بود.

۳- اشخاصی که صبر می کنند تا اوضاع و شرایط عالی از راه برسد ، هرگز کاری به انجام نمی رسانند. زمان مطلوب برای عمل همین حالاست.

۴- انسان متوسط از ترس حرف دیگران و یا از دست دادن امنیت ، هرگز جرات نمی کند کاری را که دوست دارد به انجام برساند.

۵- به خاطر بیاور که در اوجی از آسمان ، دیگر ابری نیست. اگر زندگیت ابری است ، به این دلیل است که روحت آنقدر که باید بالا نرفته است!!

منبع : The Best Of Leaders

نوشته شده توسط مدير در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 16:40 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

فقط به پيروزي فكر نكن، به راه رسيدن به آن فكر كن. «آلفرد نوبل»

نامه ابراهام لينكلن به معلم فرزندش

 

مي‌دانم كه بايد بياموزد. همه انسانها، با انصاف و درستكار نيستند، اما اين را هم به او بياموز كه به ازاي هر انسان رذلي، قهرماني هم هست و در مقابل هر سياستمدار خودخواهي، رهبري ازخود گذشته و فداكار. به او بگو به ازاي هر خصمي، دوستي هم هست.

 

     مي‌دانم كه بايد مدتي وقت صرف كرد، اما اگر مي‌تواني به‌ او بياموز كه زحمت كسب يك دلار، ارزشي بسيار بيش از شادي پيدا كردن پنج دلار دارد. شكست را به او بياموز وهمچنين لذت پيروزي را . او را از حسادت برحذر دار و اگر مي‌تواني، راز خنده خاموش را به او بياموز و از شگفتي هاي كتابها برايش بگو. زماني هم به او بده تا به راز پرواز پرندگان در آسمـان، زنبـورها در نور خورشيد و گلها در دامنه هاي سرسبز بينديشد.

 

  به او بياموز مردود شدن بسيار شرافتمندانه‌تر از تقلب كردن است. به او بياموز به نظرات خودش، ايمان داشته باشد، حتي اگر همه به او بگويند اشتباه فكر مي‌كند.

 

     بياموز كه با مردم مهربان و متواضع، به مهرباني و تواضع رفتار كند و با مردم متكبر و خشن، به تكبر و خشونت. بياموز به آدمهاي عيب جو و منفي‌باف اعتنا نكند. بياموز كه قدرت بازو و مغزش را به بالاترين مزايده‌ها بفروشد،امـا هرگز اجازه ندهد برچسب قيمتـي بر قلب و روحش آويخته شود. بياموز گوشهايش را بر عربده‌هاي اراذل و زورگويان ببندد، بايستد و مبارزه كند.

 

     با او به ملايمت و مهرباني رفتار كن، اما او را در آغوش نگير چون تنها، آزمون آتش است كه استيل گرانبهايي را مي‌آفريند. به بودن و زندگي كردن، تشويقش كن و بگذار صبر را تجربه كند تا شجاع و بي‌باك شود، به او بياموز هميشه عميق ترين ايمان را به خود داشته باشد، چرا كه دراين صورت هميشه عميق‌ترين ايمان را به نوع بشر خواهد داشت.

 

     خواهش بزرگي است، مي‌دانم. اما ببين چه كار مي‌تواني برايش بكني. آخر، او پسرك خوبي است.

با آرزوي موفقيت براي تمامي اعضاء وست ويژن

منبع: گروه آموزشي فتح بهشت

نوشته شده توسط مدير در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت 13:56 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

آلماني ها داستاني دارند به اين مضمون كه:( سمت نگاه )

 

روزي مردي ديد تبرش سر جايش نيست و بلافاصله به همسايه اش شك كرد. مدتي او را زير نظر گرفت و متوجه چيزهايي شد كه قبلا نمي ديد! يعني متوجه شد كه همسايه اش خيلي مشكوك رفتار مي كند و كارهايش مرموز به نظر مي رسد. او از اين كه تاكنون متوجه اين خصوصيت همسايه نشده بود تعجب كرد و نتيجه گرفت كه با اين شيوه رفتار و زندگي حتما همين همسايه تبر او را دزديده است و با اطمينان از اين موضوع لباس پوشيد تا نزد قاضي برود و از همسايه شكايت كند.

در اين هنگام همسر مرد سر رسيد و معلوم شد كه تبر را همسر مرد جابجا كرده و در جايي ديگر قرار داده و همسايه بي گناه است. مرد دوباره در رفتار و حركات و سكنات همسايه دقيق شد و متوجه شد كه او فردي است بسيار معصوم و با شخصيت و دوست داشتني كه اصلا به كشي كاري ندارد و آنقدر اصيل است كه اساسا امكان ندارد مال كسي را بردارد و كار خلافي انجام دهد!!!

در واقع اين سمت اشتباه نگاه مرد بوده است كه باعث شد همسايه تبديل به موجودي چند چهره شود!

چند نفر را مي شناسيد كه مانند آن همسايه، فقط به خاطر يك «سمت اشتباه نگاه»، قرباني صدها اتهام و بي حرمتي شده اند و با مرور زمان مشخص شده است كه اين فقط نگاه اشتباه بوده كه باعث خطاكارنمايي آنها شده است؟!

شخصي به صداقت همسرش مطمئن نيست و در لابه لاي حرف ها، برق چم ها و لحن گفتارش چيزي مشكوك و آزار دهنده اي مي بيند كه از نظر او همسر را سزاوار هزار جمله ناگفتني مي كند و بعد وقتي متوجه معصوميت و بي خبري همسر مي شود تنها چيزي كه برايش مي ماند شرمندگي و توسل به كلمه تكراري مرا ببخش است!

شخص ديگري نزد صاحب كار مدام از همكار كناري اش بد مي گويد و با دليل و مدرك و جمع كردن قرائن و شواهد و با دلايل متقن و مستدل ثابت مي كند كه همكار كناري اش دشمن مجموعه است و لايق توبيخ و تنبيه و حتي اخراج و ...

بعد كه پرده ها كنار مي رود و صداقت گفتار و كردار همكار كناري ظاهر مي شود، تنها مقصر اصلي يك سوء تفاهم كوچك و يك سمت اشتباه نگاه قلمداد مي شود و داستان تكراري جلب رضايت مكدر شده همكار تكرار مي شود.

پدر و مادر يك دختر يا پسر جوان، با چند دقيقه دير شدن و ساعتي خلوت گزيني جوان، هزار و يك فكر و خيال در سر خود مي پرورانند و مخفيانه سعي مي كنند سر از كار جوان درآورند و وقتي ناغافل وسط ميدان مي پرند و مي خواهند به زعم خود جوان را سربزنگاه غافلگير كنند مي بينند سمت نگاهشان اشتباه بوده است و فضاي فكري جوان از زمين تا آسمان با پنداشته هاي آنها تفاوت دارد.

سمت اشتباه نگاه در هر ثانيه هزاران نفر را در معرض اتهام هزاران كار ناكرده قرار مي دهد و لحظاتي را كه مي توانند مملو از محبت و عشق و لطافت باشند، به ساعت هاي عذاب آور و كشيك و بازپرسي و بازرسي هاي آشكار و مخفي تبديل مي كند. ديوار هاي اعتماد و اطمينان با يك سمت اشتباه نگاه، ترك بر مي دارند و لحظاتي كه مي توانند از طريق با هم بودن گرم و لطيف شوند در سردي تنهايي و خلوت و انزوا مي سوزند و از بين مي روند.

سمت نگاه هر فرد شخصي ترين دارايي آن فرد است و نمي توان همه نگاه ها را به سمت اعتماد و دوستي و اطمينان هدايت نمود، اما لااقل مي توانيم نگاههاي خود را از سمت افكار و انديشه هاي ناخوشايند و آزار دهنده برگردانيم و آن را به سوي دوستي، بخشش، اغماض و چشم پوشي از خطا متوجه كنيم. وقتي نگاه ما سمت نور باشد، هر كه مقابل ما بايستد بي اختنيار سمت نگاه ما را دنبال خواهد كرد و وقتي نور را ببيند، تاريكي ترديد براي هميشه از دل و چشم او رخت مي بندد. بياييد از اين پس بي اعتنا به چهت نگاه ديگران، سمت نگاه خود را به سوي روشنايي برگردانيم و مطمئن باشيم كه تنها با نيكو ديدن ديگران مي توانيم نيك دلي و نيك كرداري را در جهان بگسترانيم.

 

منبع :گروه آموزشي فتح بهشت

نوشته شده توسط مدير در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت 13:54 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

1-با همه خوش برخورد باش
2-بنشينيم و ببينيم که موفقيت برای ما چه معنی ميدهد ( با اين کار بهتر ميتوانيم آينده نگری کنيم و مشکلات را حل کنيم )
3-انگيزه شما از زندگی چيست ؟ ( زندگی بی انگيزه بی معنی است )
4-از هر جمله مثبت يک مصرف کننده ، 11 نکته منفی از طرف افراد گفته ميشود ( مردم هميشه از انتقاد کردن لذت میبرند پس منتظر موجهای منفی باشيم )
5-     همه ما که در شبکه های مختلف مشغول فعاليت هستيم نسبت به کل صنعتی که آن را ارائه ميکنيم مسئوليم .
6-     اگر تمرکز خود را از روی شخص خود به چيزی بزرگتر معطوف کنيم ، آنگاه مشکلات بزرگ همگی کوچک خواهند شد.( وقتی به قله کوه نگاه ميکنی تپه ها ديگر به نظر نمی آيند )
7- هدفی بزرگتر از خودت داشته باش و هر چه هدفت بزرگتر باشد ، بسياری از چيزها کوچک خواهند شد .
8-در اين کار مهم اين است که قابل همانند سازی باشی .( ماهی گرفتن را ياد دهيم نه ماهی را)
9-داشتن اطلاعات بصورت کلی باعث موفقيت نميشود بلکه بايد تمرين کرد و با تمرين به آن رسيد.( اينکه بدانيم چگونه و با چه زاويه ای بايد به توپ ضربه بزنيم تا در گل قرار گيرد فقط تئوری است بايد بارها و بارها تمرين کرد تا موفق به زدن ضربه به بهترين وجه شد )
10-در مورد اشتباهات ديگران از خود اشخاص بپرس ( با اين کار بجای اينکه جوابی آماده را به او بدهی باعث ميشوی که خود او با استدلال خودش و با تفکر خودش پی به اشتباهش ببرد )
11-درباره خيلی از اتفاقات نبايد احساسم مرا کنترل کند ، بهتر است تنها روی اين تمرکز کنم که چه اتفاقی افتاده و برای اين اتفاق کاری انجام دهم .( بهترين راه بعد از هر اتفاقی بررسی دقيق آن و مشخص کردن دلايل آن ميباشد)
12- سه چيز برای پيروزی کافيست ، نتيجه داشتن ، آموختن ، لذت بردن
13- معنای واقعی تجارت شبکه ای اين است : هميشه روی نتيجه نبايد تمرکز کنی چه در برخورد با خودت و چه در برخورد با افرادی که در گروهت هستند .
14- تو کيستی ؟ من مجموع همه تجربياتی هستم که تا بحال داشته و همه فکرهايی که درباره اين تجربيات کرده ام ، همچنين همه چيزهايی که هر کس تا بحال درباره من گفته است.
15- رنج آور بودن يا هرچيزی ديگر بودن قابل تغيير است ، در صورتی که ما ذهن مان را معطوف آن کنيم .( هر چيزی ممکن است فقط اگر بخواهيم )
16- تمام تلاشتان را متمرکز بر رشد کسانی کنيد که به اين کار متعهد شده اند.( ما در اين کار يک جنسی را ميخريم و بعد از خريد حق بازاريابی به ما تعلق ميگيرد حال اگر خواستيم از اين حق استفاده کنيم که ميتوانيم با استفاده از آموزشها و تجربيات بالاسری ها در آن موفق شويم وگر نه هيچ اجباری برای بازاريابی در اين کار وجود ندارد بنابراين مشخص ميشود که خيلی از افرادی که وارد اين مجموعه ميشوند به دلايل شخصی از فعاليت در اين کار باز ميايستند و شما هر چه نيرو بگذاريد چون آنها خود نميخواهند موفق نميشوند پس بياييد نيرويتان را صرف کسانی کنيد که به اين کار متعهد شده اند)
17-سرايداری بهترين تمرين برای راهبری در تجارت شبکه ای است ، همه تجارت شبکه ای يعنی پذيرفتن مسئوليت مردم.( شما در اين کار درباره هر کسی که وارد ميکنيد مسئوليد که تمامی آموزشها را بدهيد و تا ميتوانيد او را پيگيری کنيد)
18-عادات باور شده من بر مهارتم در تعيين اهدافم به صورت واقعی تاثير ميگذارد ، عاداتی که من الآن دارم يا اين که دست کم تا به حال داشته ام من را به جايی که الآن هستم رسانده است ، پس بايد روی آنها کاری کنم زيرا من در جايگاهی که ميخواهم باشم نيستم ، پس گام اول متعادل کردن ترازوست .
19-برای امکاناتی که در اختيار ماست ارزش قائل باشيم .
20-به ديگران آموزش بده که به ديگران آموزش بدهند ، چيزی که به آن ميرسی موفقيت طولانی تر ، راهبران بيشتر و فرهنگ راهبری بيشتر در مجموعه است چيزی که باعث خلاقيت و استحکام بيشتر ميشود.
21- اگر من ميتوانم انجامش دهم ، اگر ميتوانم موفق شوم پس شما هم ميتوانيد حرکت کنيد ، باورتان را تغيير دهيد ، فقط بدانيد که ميتوانيد روياهايتان را زنده کنيد .
22-چيزی که ذهن آنرا باور کند ، تو ميتوانی آنرا بدست آوری.( پس بياييم به باور برسيم )

نوشته شده توسط مدير در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 16:40 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

 

1- الگوي خوبي باشيد. مردم بيشتر به عملتان توجه مي كنند تا به حرفهايتان. شخصي باشيد كه ارزش داشته باشد از شما تقليد شود.

2 - به ديگران توجه كنيد. اكثر مردم به علم و دانش شما اهميت نمي دهند بلكه بيشتر مي خواهند بدانند كه شما چقدر به آنها توجه داريد. به آنها توجه كنيد و به طور واقعي نسبت به مردم علاقه نشان دهيد.

3 - آنان را تشويق كنيد. همه افرد دير يا زود دوران سختي راتجربه مي كنند. وقتي كه شما در اين دوران مردم را تشويق مي كنيد، در حقيقت به آنها الهام مي دهيد كه در خودشان و شرايطشان بهترين چيزها را ببينند.

4 - خودتان هم الهام پذير باشيد. به دنبال افراد، ايده ها، موقعيت ها يا دانش هايي باشيد كه همواره الهام بخش و تشويق كننده هستند.

5 - در تجربه هاي خود با ديگران شريك شويد. شما بيشتر از آن كه بدانيد توانايي كمك روحي به ديگران را داريد، از معادن پر ارزش تجربيات زندگي ونقطه نظرهاي منحصر به فرد خودتان به ديگران الهام ببخشيد. ممكن است شما تنها كسي باشيد كه پيام هاي الهام بخشتان مي تواند در روحيات يك نفر موثر باشد و زندگي او را پر از شادي و نشاط سازد.

6 - در شكست هايتان با ديگران شريك شويد. آمادگي داشته باشيد كه نه تنها موفقيت ها بلكه شكست هايتان را نيز با ديگران شريك شويد. ديگران بهتر مي توانند با شما همبستگي و ارتباط برقرار كنند زماني كه بدانند در سختي ها و دشواري ها خواستار كمك آنان هستيد و دوست نداريد كه تنها باشيد.

7 - داستان تعريف كنيد. حقايق گفته مي شوند ولي داستان ها باور مي شوند. گفتن داستان نيز مي تواند الهام بخش باشد. ما همگي از داستان ها بهتر درس مي گيريم. نياز داريم كه خود داستان هاي الهام بخش بسازيم.

8 - ارتباطتان را با ديگران افزايش دهيد. ياد بگيريد با ديگران خوب ارتباط برقرار كنيد. افزايش توانايي ارتباط موثر با ديگران يك مهره اصلي براي الهام بخشيدن به ديگران است.

9 - به طرز سخن گفتن و كلماتتان توجه داشته باشيد. از واژه هاي مثبت و اميد بخش در سخنانتان استفاده نماييد. جهت افزايش ارتباط با ديگران از روي افراد موفق،‌ الگو برداري كنيد. همچنين از كتاب هاي موجود در اين زمينه و يا كلاس هاي آموزشي مهارت هاي ارتباط با ديگران بهره جوييد.

10 - از مردم توقع داشته باشيد. خيلي از ما آموزگاراني سخت گير داشته ايم. آنها از ما انتظار و توقع داشتند كه بهترين باشيم و به خاطر همين توانستيم خود را بهتر سازيم.

11 -  به مطالعه كتاب هاي مفيد و مطالب آموزنده عادت كنيد. ممكن است تمام افرادي كه كتاب و يا اطلاعات ديگر را مي خوانند رهبر و پيشرو خوبي نباشند، ولي به طور حتم تمام رهبرها كتاب خوان هستند. سعي كنيد هميشه مطالعه كنيد. با ديگران در مورد كتاب هايي كه به شما الهام بخشيدند صحبت كنيد. در علم و دانش با ديگران شريك شويد و در پراكنده كردن و گسترش مطالب خوب فردي فعال و موثر باشيد.
 

نوشته شده توسط مدير در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 14:30 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

در اين نوشتار برآنيم تا به توصيه‌هاى بیل گیتس برای موفقیت در كسب و كار اشاره کنیم تا با شيوه كسب و كار و رازهاى موفقيت اين غول كامپيوترى آشنا گرديم. 
بیل گیتس ثروتمندترین مرد جهان است که 11 سال متوالی برنده این عنوان بوده و دارایی او در حدود 51 میلیارد دلار تخمین زده می شود. گیتس در سن 43 سالگی ثروتمندترین مرد جهان بود. او از سن 20 سالگی تاکنون رئیس شرکت مایکروسافت بوده است که ارزش آن چیزی در حدود 50 بیلیون دلار است. گیتس با دگرگونى مایكروسافت و تبدیل آن به یك بازیگر مهم در صنعت كامپیوتر و استفاده از جایگاه برتر جدید براى ایجاد بسترى جهت رشد خیلى زیاد در برنامه‌هاى كاربردى فكر خود را به منصه ظهور گذاشت. گیتس از همان ابتدا و خیلى زود دریافت كه اگر بخواهد فكرش را به نتیجه برساند، لازم و ضرورى است كه یك استاندارد صنعتى ایجاد شود. او همچنین مى‌دانست كه اگر هركسى زودتر و قبل از همه‌ به آنجا برسد فرصت و شانس مهم‌ترى براى داشتن قدرت در صنعت كامپیوتر خواهد داشت.
ثروت گیتس به اندازه ای است که خارج از درک ما است و این خود هم مایه رشک ما است و هم کنجکاوی ما را بر می انگیزاند. اما آنچه مهم می نماید شیوه کسب و کار گیتس است که در آن گیتس به مدیران هشدار مى دهد؛ «به همه کسب و کارها هشدار می دهم که حتی اگر تاکنون در صنعت خود بی رقیب هستید، ممکن است به زودی مورد هجوم بازیگران داد و ستد اینترنتی قرار بگیرید!»

در واقع گیتس پدیده قرن بیستم یعنی بزرگترین غول کامپیوتری است که طلوع برق آسای وی همراه با شهرت و اقبالش، موید ظهور یک نظم تجارت جهانی جدید است. گیتس در شیوه كسب و كار خود به مدیران توصیه مى كند كه با «الگوى زندگى اینترنتی» آشنا شوند؛ « دستهاى خود را بكار اندازید! بایستى با پست الكترونیك و دیگر ابزار دیجیتالى كار كنید و با روش كار آنها خوب آشنا شوید. باید به چشم ببینید كه «سایت» اینترنتى رقیبان چگونه است. بایستى خود از كاربران اینترنت گردید؛ چندین كتاب در این زمینه بخوانید و سفر با شبكه جهانى را آغاز كنید!»

توصیه اول: جریان اطلاعات‏ را خون زندگى بخش بدانید
گیتس عقیده دارد كه شایسته ترین راه شاخص نمودن شركت در میان رقیبان‏ و بهترین راه پیش افتادن از دیگران، بهره بردارى كارآمد از «اطلاعات» است و چگونگى و روش گردآوری، مدیریت و كاربرد اطلاعات است كه سرنوشت برد و یا باخت ما را رقم مى زند. به نظر گیتس برندگان آنهایى خواهند بود كه با برپا كردن یك «دستگاه عصبى دیجیتالى سراسری»، جریان اطلاعات را در میان همكاران و مشتركهاى وابسته به خود، ساده و روان نمایند و در سایه آن، به بهینه سازى و یادگیرى پیوسته بپردازند.
گیتس براى روان ساختن جریان پیوسته اطلاعات در سازمان ها، دوازده گام بنیادین را برمى شمارد:

1- در انجام ارتباطات سازمانى از راه «پست الكترونیكی» پافشارى كنید، زیرا مى توانید در برابر خبرهاى تازه با شتاب بازتاب هاى عصبى واكنش نشان دهید.

2- داده ها و اطلاعات فروش را همواره به صورت «در خط» (مستقیم) – از روى نمایشگر رایانه ـ بررسى كنید تا به آسانى به سهم و روند بازار آگاه شوید. به روند كلى و همچنین خدمات موردى مشتریان توجه نمایید.

3- در تجزیه و تحلیل وضعیت كسب و كار، از رایانه شخصى (‍PCS) بهره بگیرید و كاركنان فرهیخته را در بخشهاى نیازمند به سطح فكرى بالا در زمینه تولید، خدمات، و سودآورى بگمارید.

4- به یارى ابزار دیجیتالی، «تیم هاى نمادین (مجازى) فراسازمانی» بیافرینید تا اعضا بتوانند آگاهیهاى همدیگر را در سراسر جهان و به هنگام بیفزایند.

5- همه فرآیندهاى «كاغذی» را به «دیجیتالی» تبدیل كنید و تنگناهاى ادارى را برطرف نمایید. بدین گونه‏ كاركنان فرهیخته براى انجام وظیفه هاى مهمتر آزاد مى شوند.

6- با بكارگیرى ابزار دیجیتالى از فعالیتهاى «تك- وظیفه‌ای» بكاهید و یا آنها را به فعالیتهاى «ارزش‌افزا» تبدیل كنید، تا مهارتهاى كاركنان فرهیخته را خوب بكار گیرید.

7- یك جریان «بازخورد» دیجیتالى بوجود آورید تا به افزایش كارآیى فعالیتهاى كمی، و كیفیت كالاها و خدمات، بیفزاید. بایستى همه كاركنان به آسانى بتوانند كه رعایت معیارها و استانداردهاى اصلى را پیگیرى كنند.

8- نظام دیجیتالى را براى انتقال دیدگاهها و شكایتهاى مشتریان به كاركنانى كه مسئولیت و توان بهسازى فرآورده ها را دارند‏، بكار گیرید.

9- به یارى ارتباطات دیجیتالی، طبیعت و چگونگی، مرزها، و پیرامون كسب و كار خود را دوباره بررسى كرده و خوب بشناسید. با دریافت اخطارهاى ناشى از دگرگونى وضعیت مشتریان، سازمان را بزرگتر و مهمتر/ یا كوچكتر و خودمانى‌تر (صمیمى‌تر و نزدیكتر به هر مشترى) كنید.

10- اطلاعات بازرگانى را با شتاب انتقال دهید. با بكارگیرى روش جابجایى دیجیتالی، چرخه داد و ستد اسناد را با تامین كنندگان و شریكان، كوتاه كنید و در همه موارد به هنگام باشید.

11- فرآورده ها (كالا/ خدمات) را با كمك روشهاى دیجیتالى به مشتریان برسانید و دست واسطه ها را كوتاه كنید. چنانچه كسب و كار شما خود جنبه واسطه گرى دارد، با بكارگیرى ابزار دیجیتالی، ارزش و اهمیت داد وستد را در نزد مشترى بالا ببرید.

12- با كمك ابزار دیجیتالی، مشتریان را در حل مشكلات خود راهنمایى كنید. دیدارهاى حضورى را به پاسخگویى به نیازمندیهاى پیچیده و پرارزش تر مشتریان اختصاص دهید.

توصیه دوم: بازرگانى اینترنت را بشناسید و به كار گیرید
گیتس مى گوید كه شركتها و سازمان هاى تجارى در دهه آینده ابزارهاى دیجیتالى را به خدمت خواهند گرفت چرا كه تصمیم گیرى هاى پرشتاب، واكنشهاى كارآمد و تماس هاى بى واسطه با مشتریان، از ویژگیهاى شركتها و سازمانهاى سده بیست و یكم است كه در آنها بسیارى از داد و ستدها به صورت «خودخدمتی» (سلف سرویس) دیجیتالى درخواهند آمد، واسطه ها یا به فعالیتهاى ارزش آفرین رو خواهند آورد و یا میدان را خالى خواهند كرد‏، واحد «خدمات مشتریان» پیشاهنگ فعالیتهاى ارزش افزا در هر كسب و كارى خواهد شد. بنابراین تیم مدیریت یك شركت و یا سازمان تجارى باید خود را با اینترنت آشنا كرده و زمانى را صرف آماده ساختن دیدگاهى از دهه آینده و دگرگونى هاى رخ داده در كسب و كار كند و راههاى پیاده كردن چنین دیدگاهى را با گروه «فن آورى اطلاعات» شركت در میان بگذارد.

گیتس عقیده دارد كه اینترنت با ارتباط دادن مستقیم خریداران و فروشندگان راه رسیدن به «سرمایه‌دارى بى دردسر» را هموار خواهد ساخت و با كاستن از هزینه هاى داد و ستد، واسطه را از میان خواهد برد. تنها دسته كوچكى از دارندگان كسب و كارها با برگزیدن قیمت هاى بسیار پایین به پیروزى خواهند رسید و بسیارى دیگر باید راهبرد خدمت بهتر به مشتریان را پیشه كنند. پس با توجه به نظر گیتس در این مورد، اگر بخواهیم در دهه آینده براى موفقیت سازمان به كارهاى خدماتى سرگرم شویم، باید كاركنان فرهیخته را با ابزار دیجیتالى اطلاعات مجهز كنیم تا بدان وسیله بتوانند با مشتریان ارتباط تنگاتنگى برقرار نمایند.

بیل گیتس مى گوید كه براى بهره گیرى از توانمندى هاى بى مانند اینترنت در آفرینش پیوند دو سویه با مشتریان باید یك «سایت» در شبكه جهانى برپا سازیم كه این امر خود نیازمند به پشتیبانى بى‌دریغ مدیریت ارشد و شناخت ایشان از فن‌آورى اینترنتى مى باشد. به نظر گیتس یك شبكه خوب جهانى مى‌تواند فروشندگان را به مشاوران مشترى تبدیل كند. از سوى دیگر بخش بزرگى از ارتباطهاى دوسویه اینترنتى با مشتریان مربوط به عرضه خدمات و پشتیبانى از فعالیت ایشان است. چنانچه كیفیت خدمات پایین باشد، موجب بدنامى گسترده و شكست مى شود؛ زیرا گستره اینترنت فراوان است. بنابراین باید نظام دیجیتالى شركت و سازمان تجارى ما، توان عرضه خدمات ویژه شخصى به مشتریان را داشته باشد‏، این فرصت را فراهم كند كه اطلاعات را جانشین دارایى‌هاى عینى نماید و همچنین زیربناى نظام دیجیتالى ما ، كاربرد ابزار صوتی، تصویرى و حركتى (ویدیویى) را در آینده ممكن سازد.

گیتس توصیه مى كند كه ما با «الگوى زندگى تار عنكبوتی» سازگار شویم كه در آن شبكه جهانى از راه اینترنت با هم پیوند مى خورد. در «الگوى زندگى تار عنكبوتی» گیتس حركت در شبكه اینترنت همانند حركت عنكبوت در تور خود است كه مى‌تواند در همه جهات و با شتاب حركت كند. بنابراین توصیه گیتس به ما این است كه بازرگانى اینترنتى را بشناسیم و الگوى زندگى تار عنكبوتى را به كار گیریم تا در شبكه اینترنت در همه جهات و با شتاب حركت كنیم.

بنابراین ما باید ارتباط دو سویه با مشتریان خود را به كمك اینترنت از همین امروز آغاز كنیم و ابزارها و نظامهاى دیجیتالى مشتریان را كه به هنگام روى آوردن از نظام سنتى به الگوى اینترنتى نیاز دارند‏، برآورد كنیم.

به نظر گیتس فن آورى «الگوى تار عنكبوتی» ایجاب مى‌كند كه نظام دیجیتالى ما باید این امكان را داشته باشد كه ما با افراد حرفه‌اى «برون سازمانی» مانند وكیلان دادگسترى و حسابداران ارتباط مستقیم و پیوسته داشته باشیم و همچنین در این نظام دیجیتالى بیشتر به كارهاى اصلى و شایستگى‌هاى ویژه سازمان بپردازیم و بقیه كارها را به پیمانكار بدهیم.

گیتس مى گوید كه در هر كسب و كارى «نخستین» باشید و پیش از دیگران به بازار وارد شوید تا موقعیت رقابتى شركت را بهبود بخشید. اما نكته اى كه گیتس در این میان مطرح مى‌كند‏، این است كه «شتاب» و «نخستین» بودن در كسب و كار بیشتر فرهنگى است تا فنی؛ یعنى باید دست‌اندركاران را قانع كنیم كه ادامه كار پیروزمندانه سازمان، در گرو حركت پرشتاب همگانى است. گیتس در همین خصوص توصیه مى‌كند كه براى رسیدن به برگشت سریع سرمایه، كیفیت برتر و بهاى ارزان فرآورده‌ها از جریان روان داده‌هاى دیجیتالى استفاده كنیم و در میان سازندگان، تامین كنندگان، بخش فروش و دیگر فعالیتها … ارتباط الكترونیكى برقرار سازیم تا برنامه‌ریزى را هر چه سنجیده‌تر نماید و به تغییرات پیش‌آمده در تولید، در همان نوبت هشت ساعته كاری، واكنش نشان دهد.

توصیه سوم: دانش و آگاهی را به خدمت اندیشه های راهبردی درآورید
توصیه سوم بیل گیتس، ثروتمندترین مرد جهان و غول کامپیوتری قرن بیست و یکم، برای موفقیت در کسب و کار این است که دانش و آگاهی را به خدمت اندیشه های راهبردی درآوریم و برای این منظور گیتس، رعایت نکات زیر را ضرورى مى داند:

1- خبرهای ناگوار را با شتاب پخش کنید

گیتس عقیده دارد که یکی از ویژگیهای هر مدیر خوب اینست که بتواند به جای انکار خبرهای بد، با آنها کنار بیاید و چگونگی خبرها را به خوبی شناسایی کند. پس مدیران عامل، باید خبرهای بد را جستجو و پذیرش کنند و سازمان را به پاسخگویی مناسب بدان تشویق کنند و به این مهم اطمینان داشته باشند که خبرهای بد نیز همانند خبرهای خوش در مدیریت خریدار دارد. همچنین به نظر گیتس توانایی یک شرکت در میدان رقابت به توان پاسخگویی آن شرکت در برابر رخدادهای برنامه ریزی نشده (خوب و یا بد) بستگی دارد، گیتس توصیه می کند باید اشتباه های ارزشمند –تجربه های شکست خورده در راهی درست- را ارج بنهیم و به آنها پاداش دهیم.

گیتس در برخورد با خبرهای ناگوار توصیه می نماید که نظامهای دیجیتالی را در سراسر سازمان به وجود آوریم تا به ما در شناخت ابعاد گوناگون رخدادهای بد در سراسر سازمان و آگاه ساختن پرشتاب مدیریت از آنها کمک کند. این نظام دیجیتالی باید ما را در گردآوری داده های مورد نیاز و تشکیل تیمهای مشکل گشا، یاری رساند. همچنین گیتس توصیه می کند که از افرادی در واحدهای مختلف و نقاط جغرافیایی دور از هم، تیمهای نمادین (مجازی) تشکیل دهیم تا در وضعیت بحران سازمان به کمک مدیریت بشتابند.

2- خبرهای بد را به خوب تبدیل کنید

گیتس عقیده دارد که برای موفقیت در کسب و کار باید به پیشواز خبرهای بد برویم تاجاهایی را که نیاز به بهسازی دارند بشناسیم و خبرهای بد را به پیامدهای خوب تبدیل کنیم. گیتس برای موفقیت در این امر توصیه می کند که «ناخشنودترین مشتریان» را به عنوان بزرگترین منبع یادگیری مدیریت دریابیم و در کسب و کار خود ساختار و سیاست هایی پیاده کنیم که شکایتها را با شتاب و بی‌واسطه با راه حلها پیوند دهند. برای این منظور می توانیم یک نظام دیجیتالی را ایجاد کنیم تا بتوانیم اطلاعات بازخوردی از مشتریان را با ابزار الکترونیکی دریافت و تجزیه و تحلیل کنیم تا دریابیم که آنها از ما چه می خواهند؟، این نظام دیجیتالی باید شکایتهای دریافتی از مشتریان را با شتاب به افراد مسئول برساند تا اشکالات را برطرف سازند. همچنین این نظام دیجیتالی باید توان پاسخگویی به پرسش کنندگان را به هنگام و در زمان مناسب داشته باشد.

توصیه دیگر گیتس در این خصوص این است که پرسشهای عادی و تکراری را در «سایت» شبکه‌ای پاسخ دهیم و تلفن را برای تماس های ضروری و دشوار نگه داریم.

3- از آمارهای خود آگاه باشید

برای آنکه به اهمیت آمار در مدیریت واقف شویم به این سخن «ویلیام گرلی» در کتاب «بالای سر جمعیت» اشاره می کنیم که می گوید: « برای رسیدن به نور رستگاری، باید اطلاعات دقیقی از سفارش خریدهای همه مشتریان (تازه و قدیمی) و هر گونه اموال شرکت (ثابت و عینی و موجودیهای گوناگون) داشته باشید. چگونه می توانید چنین کنید؟ فن آوری اطلاعات و بکارگیری دلیرانه آن، چنین امکانی را برای شما فراهم می آورد.»

گیتس نیز عقیده دارد که آگاهى از اعداد و تحلیل و فهم آنها بنیان شناخت هر كسب و كار است و مى‌گوید: آگاهی به عدد و رقم های سازمان، چیزی بیش از تراز کردن ماهانه دفترهای حسابداری است. این داده ها در بازاریابی و امور مالی هم به درد می خورند. عددها بر کاغد حالت ایستاد و مرده دارند اما داده های دیجیتالی آغازگر اندیشیدن و حرکت هستند. آمار و عددهای درست و تازه، ما را به پاسخگویی به هنگام به مشتریان و شریکان وا می دارند. بنابراین گیتس توصیه می کند که نظام دیجیتالی که ما در سازمان به وجود آورده ایم باید بتواند داده های مربوط به کسب و کار را بی‌درنگ و از نقطه داد و ستد با مشتریان و شریکان دریافت کند. داده های متعلق به شریکان را با داده های ما یک کاسه کند و همه نیازها را برآورده سازد.

4- انسانها را به کارهای فکری بکشانید

گیتس می گوید که باید نرم افزارهای تحلیلگری را ارایه دهیم که به ما این فرصت را بدهد تا نیروی انسانی ارزشمند خود را از گردآوری اطلاعات رهانیده و به فعالیتهای ارزش آفرین بگمارد، تا این نیروها بازده شگرفی داشته باشند. تجزیه و تحلیل های نرم افزاری خود را باید ابتدا در جاهایی بکار بگیریم که نتیجه های مشخص ببار آورند و حرکت را از بازاریابی و تبلیغات توده وار و همگانی به سوی تبلیغات هدفدار و بر روی گروهی مشخص آغاز کرده و ادامه دهیم. برای رسیدن به این اهداف گیتس توصیه می کند که نظام دیجیتالی ما باید توان تجزیه و تحلیل پیچیده الگوهای خرید مشتریان را داشته باشد، به گونه ای که بتواند در به نتیجه رساندن خدمات ویژه فردی به مشتریان، یاور سازمان باشد. این نظام دیجیتالی باید بتواند به کمک داده های جمعیتی، مانند درآمدها، گروه سنی، توزیع جغرافیایی، و یا آمارهای دیگر، گروههای مشتریان سودآور و گروههای کم بازده را شناسایی کند. همچنین این نظام دیجیتالی باید بتواند این امکان را برای کارکنان فراهم کند تا آنها از کار عادی و تکراری، به فعالیتهای اسثنایی بپردازند. این کارکنان باید به آسانی به عددها و داده های دیجیتالی دسترسی داشته باشند و از سرفصلها و چکیده ها به ریز داده بروند و داده‌ها را از جهتهای مختلف دیده و بررسی کنند.

5- بهره هوشی سازمان خود را بالا ببرید

این بحث را با سخنی از «جک ولش» رئیس هیات مدیره جنرال الکتریک آغاز می کنیم که می‌گوید: «توان یادگیری و به عمل درآوردن پرشتاب آموخته ها، بزرگترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان می‌گذارد.»

گیتس برای آنکه بهره هوشی سازمان خود را بالا ببریم، توصیه می کند که از «مدیریت دانایی» استفاده کنیم؛ یعنی اطلاعات را گردآوری و سازماندهی کرده و سپس به کاربرانی که بدان نیاز دارند برسانیم و برای بهسازی پیوسته اطلاعات از راه تجزیه و تحلیل داده ها با دیگران همکاری داشته باشیم، به واکنش مشتریان شتاب ببخشیم و آموزش را بی دردسر کنیم به گونه ای که به افراد این امکان را بدهیم تا در خانه و یا محل کارشان، در پشت میز خود و هر گاه که برنامه هایشان اجازه دهد، به آموختن بپردازند. باید بر روی بزرگترین دارایی یعنی «افراد باهوش» سرمایه گذاری کنیم و افراد هوشمند را به استخدام سازمان درآوریم.

گیتس نقش مدیر عامل را در بالا بردن بهره هوشى سازمان بسیار موثر می داند و عقیده دارد که نقش مدیر عامل در بالا بردن بهره هوشی شرکت حکم می کند تا محیط کار را به گونه ای بیافریند، که همکاری و مشارکت در اندوخته های علمی را برای کارکنان فراهم سازد؛ نقاطی را که در آنها هم‌اندیشی و همکاری سودمند است، نشان دهد؛ ابزار دیجیتالی به منظور آسان ساختن پخش مهارتها و مشارکت در دانسته ها را فراهم نماید؛ و به کارکنان در برابر همکاریها و از خود گذشتگی هایی که برای آموزش دیگران از خود نشان می دهند، پاداش مناسب بدهد.

6- به یاد داشته باشید كه بردهای بزرگ با خطرهای بزرگ همراهند

به نظر گیتس در آغوش کشیدن پیروزی های بزرگ، گاهی به خطر کردنهای بزرگ نیاز دارد و باید در صنعت، اطلاعات را جانشین موجودی انبارها کنیم و در فعالیتهای دانش بر، اطلاعات را در برابر خطرها قرار دهیم. گیتس در این خصوص می گوید: «دور بودن از اطلاعات در میدان کارهای دانش‌بر، همانند جدا کردن مغز از پیک دانشمند فرهیخته است». بنابراین گیتس توصیه می کند که یک نظام دیجیتالی را در سازمان به وجود آوریم و این نظام را دربست در اختیار خود قرار دهیم تا بتواند مدیریت دانایی، عملیات سازمان و نظامهای بازرگانی را آنچنان به هم پیوند زند که با همدیگر یک نظام یکپارچه دیجیتالی بیافریند، این نظام دیجیتالی باید بتواند توان آزمایش فرآورده ها بر مبنای استانداردها و پذیرش جهانی را داشته باشد و ضمن بازنگری های لازم، مهار کار را از دست ندهد.

توصیه چهارم: به عملیات سازمان بینش بیفزایید

یكى دیگر از توصیه هاى بیل گیتس براى موفقیت در كسب و كار این است كه به عملیات سازمان بینش بیفزایم. گیتس در این خصوص نیز رعایت موارد زیر را توصیه مى‌كند:

1- فرآیندهایی را برگزینید که به کارکنان اختیار می دهند

گیتس عقیده دارد که باید به نیروی ابتکار فرد میدان داده شود و کارکنانی که نسبت به نظامهای تولید و طرز کار آنها آگاهی بیشترس دارند، بهتر و هوشمندانه تر بکار گرفته شوند. گیتس در این خصوص مى گوید:« من سخت اعتقاد داریم كه اگر شركتها به كاركنان خود آگاهى و اختیار لازم و ابزار بكارگیرى آنها را بدهند، دستاوردهاى شگفت انگیز و آفرینشهاى چشمگیرى از آن جوانه خواهد زد.» بنابراین باید کارکنان فرهیخته ای به کار گرفته شوند تا شغلهای وظیفه محور از میان برود و یا در فرآیندهای گسترده ای ادغام شود. برای این منظور گیتس توصیه می کند که کارکنان خط تولید به داده های به هنگام دسترسی داشته باشند تا به کمک آنها بتوانند کیفیت فرآورده ها را بهتر کنند و نظام تولید و ساخت فرآورده ها را با دیگر نظامها یکپارچه سازند.

2- به یاری فن آوری اطلاعات به مهندسی دوباره بپردازید

«پاول اونیل» رئیس هیات مدیره و مدیر عامل «الکوا» (CEO Alcoa) می گوید: «من به فن‌آوری اطلاعات به چشم یک نظام مستقل می نگرم. از دید من، این نظام یک رهگشای پرارزش است. شاید مهمترین اثرش اینست که ما را به چنین پرسشی وا می دارد: چرا، چرا، چرا؟»

گیتس عقیده دارد که فن آوری اطلاعات عصای دست فرآیندهای کارآمد است که این فرآیندها در زمان و منابع دیگر تا ده برابر از پیش، صرفه جویی می کنند. گیتس می گوید که باید همه فرآیندها را باز ارزشیابی کنیم و فرآیندهایی بیافرینیم که ساده و موثر باشند و همه مانع ها را دور بریزیم. برای حل بسیار از مشکلات باید فرآیندها را در جهت عرضه اطلاعات روان و بهینه، از نو طراحی کنیم. شمار افراد درگیر در یک فرآیند و نیز شمار دست به دست شدن کار را کاهش دهیم تا مسایل کم و ساده شوند. باید رهبران کسب و کارها، را برای تصمیم گیری در کنار مدیران فن آوری اطلاعات، در زمینه نیازهای شرکت به کار بگیریم.

به نظر گیتس پیچیدگی سبب مرگ برنامه های مهندسی دوباره می شود، بنابراین باید یک نظام دیجیتالی را ایجاد کنیم که به رشد پرشتاب راه‌حلها در بستر زمان کمک کند، امکان پیگیری وضعیتهای گوناگون را به کاربران بدهد، روند پیشرفت کارها و آنجاهایی را که به تصمیم گیری مدیریتی نیاز هست، نشان دهد، یک فرآیند بزرگ را به چندین زیر مجموعه مستقل تبدیل کرده و نتیجه کار آنها را بهم ارتباط دهد تا یک نظام کارآمد بوجود آید، از یک جریان روان اطلاعات دیجیتالی برای ساده کردن سراسر فرآیند کار بهره بگیرد و با آفرینش ابزارها و راه حلهای کوچکتر و سراسر دیجیتالی، از روی آوردن به چرخه های گسترده و دراز مدت حل مسایل، خودداری کند.

3- فن آوری اطلاعات را منبعی راهبردی به حساب آورید

بیل گیتس عقیده دارد که مدیرعامل باید به فن آوری اطلاعات به چشم منبعی راهبردی بنگرد که به افزایش درآمد شرکت کمک می کند. باید مدیرعامل فن آوری اطلاعات را نیز همپای دیگر فعالیتهای شرکت به خوبی بشناسد و مدیر ارشد فن آوری اطلاعات (CIO) باید خود عنصری از گروه گسترش راهبردهای شرکت باشد تا بتواند نظام اطلاعات را در خدمت اجرای راهبردها سامان دهد.

گیتس توصیه می کند که نظام دیجیتالی ما هر ساله بخش اندکی از بودجه را صرف امور جاری و بخش بزرگتر را در راه گسترش نظام اطلاعات و دستیابی به ابزار بهتر هزینه کند. همچنین این نظام دیجیتالی باید چند ابزار درجه یک در اختیار داشته باشد و در مواقع لزوم پاره ای ابزار کار تازه به نظام کنونی افزوده شود.

توصیه پنجم: در انتظار غیر منتظره ها باشید

«جك ولش» مدیر عامل شركت جنرال الكتریك مى گوید: «هر دگرگونی، با خود فرصتى به همراه مى آورد. بنابراین سازمانها باید به جاى رخوت، از دگرگونى‌ها نیرو بگیرند.»

بیل گیتس نیز از دگرگونى ها استقبال كرده و عقیده دارد كه رهبران پیروزمند آنهایى هستند كه به پیشواز روشهاى نوین كسب و كار مى روند بنابراین گیتس توصیه مى كند كه براى آینده دیجیتالى محور خود را آماده سازیم تا از فن آورى بالاترین بازده را بدست آوریم.

اما آنچه كه گیتس بیش از همه بر روى آن تاكید دارد این است كه باید بپذیریم كه در عصر دیجیتالى زندگى مى كنیم تا از پیامدهاى مثبت و توانمندیهاى آن بهره بگیرم؛ گیتس خود مى گوید كه من فرد خوش بین هستم و به پیشرفت اعتقاد دارم. من از اینكه در چنین دوره اى از تاریخ زندگى مى كنم خشنودم؛ ابزار دوران صنعتى به كمك ماهیچه هاى ما آمدند، ابزار دوران دیجیتالى میدان فعالیت و توان مغز و اندیشه ما را گسترش مى دهند. بسیار خوشحالم كه فرزندانم در این دوران رشد مى‌نمایند.»

بیل گیتس عقیده دارد؛ براى آنكه بتوانیم با دگرگونى ها كنار آمده و این دگرگونى ها را به خدمت بگیریم باید ابزارهاى دیجیتالى را براى بازآفرینى روش كار خود به خدمت بگیریم تا به یارى یك سیستم عصبى دیجیتالى با شتاب اندیشه به كسب و كار بپردازیم.

نوشته شده توسط مدير در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 14:20 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

آنچه را که باید در رابطه با پلان

Bi-Solar

بدانید !

 

طی نظر سنجی اعضاء وست ویژن همچنین قسمت پاسخ گویی دفتر مرکزی نسبت به اطلاعات وست ویژنی ها در رابطه با پدیده پلان با سولار ، بر آن شدیم تا اطلاعات کامل و جامعی در رابطه با کلیات و جزئیات این طرع ارائه کنیم .

 

- تاریخچه پلان بای سولار :

 

حدودآ بیش یک سال از ایجاد نظریه سولار می گذرد و مانند هفت خان رستم ، مدیر عامل سخت کوش و پر تلاش وست ویژن شبانه روز در پی به اجرا در آوردن و عملی کردن این پلان در تکاپو بودند . حدودآ شهریور ماه 85 بود که سر و صدای سولار در آمده بود و لیدر ها کم کم خودشان را آماده کرده بودند تا بتوانند مزایای این پلان را لمس کنند .

چندین همایش و جلسه گذاشته شد و فاز اول اجرایی پلان بای سولار توسط شخص آقای بابایی توضیح داده شد . لینک های زیر مربوط به همان زمان است :

1119 - دعوت از راهبران اصلی شرکت و معرفی پلان جدید" Bi-Solar "

1116 - بر گزاری همایش به منظور توضیح پلان سولار 30/05/85

1138 - همایش دوم و اعمال تغییرات نهایی در پلان بای سولار 07/06/85

- سولار چیست و به چه درد می خورد :

 

لزومی به گفتن نیست ، برای توضیح این قسمت به شما پیشنهاد می کنیم مستقیمآ به روزنامه مراجعه نمایید :

1142 - روزنامه هدف و اقتصاد  : سولار ، راه آهن بی نهایت در فروش کالا 09/06/85

سیر پیشرفت و تکمیل این پلان نشان از زحمات یک مدیر لایق است و این پیشرفت سر انجام بعد از اجرایی شدن فاز دوم آن ، به بار نشست و تغییرات نهایی انجام شد و نخستین محصول این پلان نیز برای عرضه به بازار آمد :

1344 - آخرین اخبار جلسه تاپلیدرها و پلان سولار 26/09/85 "اخبار وست ویژنی"

1345 - اولین محصول پلان بای سولار به بازار عرضه شد 26/09/85 "اخبار سایت وست ویژن"

 

- و اما امروز ،بای سولار و نحوه استفاده از آن :

 

- سولار در یک شمای کلی :

 

در پلان باينري شما بازوي بالا و پایین دارید اما در پلان باي سولار ديگر بازاريابي به دو دست بالا و پايين محدود نمي شود بلكه شما مي توانيد بی نهایت فروش مستقيم داشته باشيد. اما سيستم فروش مستقيم يا سولار هيچ ارتباطي با تعادل دست باينري شما نخواهد داشت و بی نهایت بازوی جدا خواهد بود (البته این موضوع مربوط به جایگاهی می شود که مستقیمآ در آن سولار فروخته شود ). همانطور كه در شكل مي بينيد دست بالا و پايين بازاريابهايي هستند كه به صورت باينري پيش مي روند و در بین آنها بازاريابهاي سولار قرار خواهند گرفت.

پلان بای سولار برای اولین بار در دنیا به گونه ای تعبیه شده است که تمامی بازاریابان می توانند پلان سولار و باینری را در یک راستا داشته باشند . در ادامه به توضیح کامل آن خواهیم پرداخت .

 

- سولار و شکل آن :

به عنوان یک سمبل شکلی ، از این به بعد سولار را با یک چهار ضلعی نشان می دهیم .

 

- سولار و نحوه پورسانت دهی آن :

 

قبل از هر چیزی باید یاد آور شویم که در پلان بای سولار ، تعادل وجود ندارد - بلکه تمامی پورسانتها به صورت Level حساب می شود . برای مثال اگر شما 20 عدد سولار را مستقیم به 20 نفر بفروشید ، تمامی آنها در لول 1 شما قرار می گیرند !

حال اگر هر کدام از آن 20 نفر - 1000 سولار مستقیم به فروش برسانند ، تمامی این 20.000 نفر در لول 2 شما قرار دارند و الی آخر .

 

- سولار و مقدار پورسانت آن :

 

همانطور كه در شكل مي بينيد در پلان سولار شما از هر شاخه تا Level هشتم به صورت درصدي كميسيون دريافت مي كنيد. به اين صورت كه :

 14% از فروش مستقيم خود (Level يكم) ،

8% از فروش مستقيم Level دوم ،

6% از Level سوم ،

5% از Level چهارم ،

4% از Level پنجم ،

3% از Level ششم ،

2% از Level هفتم و

1% از Level هشتم را به عنوان كميسيون دريافت مي كنيد

و از لول هشتم به بعد پورسانتی پرداخت نمی شود .(برای جلو گیری از ورشکستگی)

- سولار و نحوه نقد شدن پورسانت :

 

تمامی پورسانت ها در این پلان واریز به E-Bank شده و مانند قبل قابل انتقال بوده و به راحتی به پول نقد تبدیل می شود . لازم به ذکر است که نوع پورسانت اعم از باینری و یا سولار در E-Bank به صورت مجزا حساب و مشخص می شود .

 

- سولار و نحوه تحویل محصول :

 

نحوه خرید کالا در این پلان به این صورت است که شما مبلغ مورد نظر را به حساب شرکت واریز می کنید و کالای خود را به همراه یک عدد E-Card از دفتر پشتیبانی تحویل می گیرید.یعنی کالا به همراه یک کارت(E-Card ) یکجا به شما تحویل داده می شود .

 E-Card کارتی است که بر روی آن یک شماره سریال وجود دارد (درست مثل کارت اینترنت). شما پس از انجام عملیات Register ، با وارد کردن این شماره سریال در قسمت مربوط به E-Card ، می توانید جایگاه خود را فعال کنید.

 

- سولار و نحوه Register کردن :

 

Regist کردن سولار با Silver هیچ فرقی ندارد ، با این تفاوت که در هنگام Register به جای وضعیت ( بالا یا پایین ) وضعیت (Solar) را انتخاب می کنید .بعد از آن به صورت اتوماتیک ، گزینه  ( کد معرف ) پاک می شود و فقط (کد جایگاه )باقی می ماند . این بدان معنی است که Solar شما دقیقآ به جایگاه داده شده می چسبد .

بعد از اتمام کار ، پس از ورود به دفتر کاری (Vid داده شده)  - توسط گزینه فعال سازی با E-Card  ، جایگاه را فعال می نمایید .
 

- سولار و چگونگی نمایش آن در جنلوجی Genealogy:

 

چه مستقیم سولار فروخته باشید ، چه زیر مجموعه های شما فروخته باشند - به سادگی در قسمت وضعیت Genalogy نوع دوم ، تعادل و یا تعداد فروش سولار به صورت مجزا نمایش داده می شود .

 

- سولار و نکات بسیار مهم آن :

 

نکته 1: مانند شکل زیر اگر شما مستقیم سولار فروختید و نفر بعد از سولار باینری خرید و باینری کار کرد ، برای شما طبق لول پورسانت محاسبه می شود .

نکته 2: برای سولار فرقی ندارد که فروش چقدر باشد ، مثلآ اگر در لول یکم  200.000 تومان فروش شده باشد ، 14% این مبلغ به عنوان پورسانت شما محسوب می شود .

 

نکته 2: سولار به هر جایگاهی بچسبد ، آن جایگاه نیز پورسانت درصدی سولار را دریافت خواهد کرد . مثلآ اگر شما به صورت مستقیم سولار بفروشید ، حتی اگر جایگاه شما سیلور باشد ، از نظر پورسانت درصد سولار را هم دریافت خواهد کرد .

به عبارت ساده تر ، هر جایگاهی که در ارتباط مستقیم با سولار باشد ، پورسانت سولار را خواهد گرفت . خواه Solar باشد ، خواه Silver .

 

نکته 3: اگر زیر مجموعه سولار باینری هم خرید شود ، برای جایگاه بالای سولار ، همان سولار حساب می شود ، اما یک لول بالا تر از آن ؛ باینری و سولار به صورت مجزا جزء تعادل باینری او حساب می شود . برای درک بهتر این موضوع مثالی می زنیم .

با در نظر گرفتن شکل زیر فرض بفرمایید شما 3 جایگاه دارید :

در شکل بالا

تعادل جایگاه شماره یک : تعادل 9 به 7 سیلور - تعادل 7 به 6 سولار - 0  سولار(مستقیم)

تعادل جایگاه شماره دو : تعادل 4 به 4 سیلور - تعادل 3 به 4 سولار - 0 سولار(مستقیم)

تعادل جایگاه شماره سه : تعادل 0 به 0 سیلور - تعادل 0 به 0 سولار - 12 سولار(مستقیم)

 

نکته 4: هر 6 به 6 تعادل سولار معادل 3 به 3 تعادل Silver حساب می شود و می توانید از آن پورسانت باینری نیز دریافت کنید . یعنی اگر زیر مجموعه سمت چپ و راست شما اقدام به فروش سولار کنند . در صورت فروش سولار آنها و بابت متعادل شدن 6هر  به 6 سولار شما 30.000 تومان نیز پورسانت می گیرید .

برای درک بهتر این موضوع بهتر است به مثال بالا توجه بیشتری فرمایید .

 

نکته 5: اگر شما در سمت چپ خود 1000 سیلور باشید و سمت راست خود 400 سولار ؛ پورسانت دریافت نخواهید کرد . تعادل سیلور با سیلور و تعادل سولار با سولار محاسبه خواهد شد . اما پورسانت تعادلی 400 و 800 و 1024 را دریافت خواهید کرد . برای مثال سمت راست شما 500 سیلور است و سمت چپ شما 300 عدد سیلور و 100 عدد سولار . در این حالت شما تعادل 400 و به همین ترتیب پورسانت تعادلی 800 و 1024 را نیز می توانید دریافت کنید .

یعنی سولار و سیلور فقط از لحاذ پورسانت تعادلی(آفر 400و800و1024 )با هم حساب می شوند .

 

نکته 6: جایگاه سولار  Platinum ، Gold و یا Royal نخواهد شد و فقط تا لول 8 پورسانت خواهد گرفت .

 

نکته 7: جایگاه سولار G Bank ، O Bank ، V Bank ، E Serial ندارد و تمامی پورسانت آن نقدی می باشد و گزینه وضعیت E Bank و انتقال برای نقد شدن پورسانت در آن محیا می باشد .

 

- سولار و محصولات فعلی آن :

 

1- پارچه کت و شلواری وست ویژن به همراه کیف چرم .
2- آموزش زبان انگلیسی (مقدماتی ) از طریق شرکت در کلاسهای غیر حضوری سایت وست ویژن .
3- آموزش تجارت الکترونیک و بازاریابی شبکه ای ( مقدماتی ) ازطریق شرکت در کلاسهای غیر حضوری سایت وست ویژن .
ضمن اینکه قرار دادهای پکیج "سفر کیش" هم تا چند روز آینده به اتمام خواهد رسید و پکیج "چای" و "گلیم" هم عنقریب اضافه خواهد شد.
 

- سولار و استراتژی های فروش آن :

 

آنهايي كه مديريت بازاريابي را به خوبي ميدانند و مديران موفقي هستند در باينري موفق تر خواهند بود و اشخاصي كه نمي توانند به خوبي مجموعه خود را مديريت كنند مي توانند در سيستم سولار فروشنده جزء باشند و البته بعضي از افراد هم كه هم مدير خوبي هستند و هم مي خواهند فروشنده جزء باشند ، از سيستم Bi-Solar (باینری - سولار)استفاده خواهند کرد.

بايد توجه داشته باشيد كه در اين سيستم اين امكان وجود دارد كه شما بي نهايت سود كنيد!!

در سیستم سولار شما می توانید محصولات را در مغازه ، فروشگاه اینتر نتی با وجود هر گونه تبلیغات به فروش برسانید . در پلان سولار امکان هر گونه فروش از هر راهی برای شما فراهم آورده شده است .

*** همچنین با وجود توان کار بری سولار و باینری در کنار هم ، با کمی دقت و محاسبه می توانید بیشترین پورسانت را عاید خود کنید  ***

 

در انتها :

 

برای بهبود کیفیت تمامی مطالب وبلاگ فتح بهشت از تمامی بینندگان خواهشمندیم بعد از مطالعه پست ها انتقادات ، پیشنهادات و در صورت امکان اگر ایرادی در متن بود آنرا به ما متذکر شوند .

 

یا حق

منبع : گروه آموزشی فتح بهشت

نوشته شده توسط مدير در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 17:38 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت    

مروری بر تجارت الکترونیک

تجارت الکترونیک یا Electronic Commerce  به فرایند خرید، فروش، ارائه خدمات، در یک سیستم الکترونیکی مثل اینترنت یا شبکه ها کامپیوتری گفته می شود. البته معنای تجارت الکترونیک با گذشت زمان تغییر یافته است. تجارت الکترونیک در ابتدا به معنای تجهیز کردن معاملات با استفاده از ابزار الکترونیکی بود. یعنی بدین ترتیب که تجارت الکترونیک شامل ارسال مدارک از قبیل فاکتور فروش، سفارش خرید و ... به صورت تجارت الکترونیک الکترونیکی بوده است که "مبادله الکترونیکی داده ها" Electronic Data Interchange (EDI)  که در اواخر دهه 1970 میلادی معرفی شد.

بعدا تجارت الکترونیک ابعاد گسترده تری به خود گرفت و خرید و فروش محصولات و خدمات را از طریق اینترنت شامل گردید. در این مدل تجارت الکترونیک که نوع جدیدی از تجارت الکترونیک بود، ابتدا روش پرداخت بدین ترتیب بود که اقلام را خرید و پول به هنگام تحویل پرداخت می گردید. Cash on Delivery نحوه پرداخت تجارت الکترونیک در آن زمان بود (البته در تجارت الکترونیک امروز هنوز هم از این روش استفاده می گردد). با گذشت زمان و ایجاد امنیت بیشتر و اسقبال بسیار خوبی که از تجارت الکترونیک شد، کارتهای اعتباری بهترین راه حل برای پرداخت در تجارت الکترونیک به شمار آمدند.

وقتی در سال 1994 تجارت الکترونیک به طور کامل معرفی شد، بسیاری از کارشناسان تجارت الکترونیک را بخش بزرگ اقتصادی آینده عنوان نمودند. با این حال 4 سال تا ایجاد امنیت معطل شد و در سال 1998 با ایجاد پروتکل امنیتی https کلیه راه حلهای تجارت الکترونیک ایمن برای همه ایجاد شد. و بدین ترتیب بود که در اروپای غربی و امریکا بین سالهای 1998 تا 2000 شاهد میل بسیار زیاد به ایجاد سایتهای اینترنتی و هجوم به سوی تجارت الکترونیک بودیم.  

البته بین سالهای 200-2001 شاهد ورشکستگی تعدادی از سایتهای فقط تجارت الکترونیک بودیم. اما در همین زمین کسانیکه از تجارت غیر الکترونیک و سنتی سود می بردند علاوه بر دادن اطلاعات از طریق سایتهای خود، قابلیت تجارت الکترونیک را نیز به سایت خود اضافه نموده و از آن بهره مند شدند.

در سال 2005 تمامی کشورهای اروپا، امریکا و کانادا از تجارت الکترونیک بهره می بردند و اکنون وسعت تجارت الکترونیک و رشد آن در آسیای شرقی وسعت چشمگیری داشته است. اما کشورهای جهان سوم رشد بسیار کمی در این زمینه داشتند و حتی در برخی از این کشورهای تجارت الکترونیک اصلا انجام نمی شود.

فاکتورهای موفقیت در تجارت الکترونیک

  1. تامین روش امن و مناسب سفارش گذاری. کارتهای اعتباری متداولترین روش پرداخت در اینترنت می باشند و بالغ بر 90% از معاملات از طریق کارتهای اعتباری انجام می شود.  شماره کارتهای اعتباری به راحتی و با امنیت و مستقیم بین خریدار و فروشنده از طریق درگاه پرداخت انتقال می یابد.
  2. تهیه دیدگاه 360 درجه ای از ارتباط مشتری به طوریکه همه پرسنل تامین، سرویس و کلیه کارمندان شرکت می توانند از آن بهره مند شوند.
  3. به روز بودن به تغییرات تکنولوژی که کمک بسیار زیادی به ماندن در عرصه رقایت تجارت الکترونیک می نماید. 
  4. تهیه وب سایت با طراحی و برنامه نویسی مناسب نیز امکانی است که کمک زیادی به تجارت الکترونیک می نماید.

همانطور که ملاحظه نمودید موارد فوق می تواند کمک زیادی به تجارت الکترونیک نماید.

شاید بسیاری فکر کنند که قیمت در تجارت الکترونیک مهمترین معیار برای خرید می باشد. البته با نوجه به اینکه خرید کنندگان در تجارت الکترونیک امکان مقایسه قیمت و دیدن چندین سایت را قبل از خرید دارند، اما مهمترین معیار در ترجیه دادن مشتریان به تجارت الکترونیک به جای خرید کردن از فروشگاه های سنتی، در دسترس بودن در همه زمانها و صرفه جویی در وقت می باشد.

جایگاه تجارت الکترونیک در ایران

در ایران بحث تجارت الکترونیک بحث تازه می باشد و هنوز به طور کامل قابلیت اجرا پیدا نکرده است. دلایلی از قبیل عدم اطمینان فروشنده و خریدار. بدین ترتیب که فروشنده ریسک سرمایه گذاری برای فروش از طریق اینترنت را نمی کند و بزرگترین دلیل آن عدم اطمینان از برگشت سرمایه اش می باشد. خریداران نیز اطمینان خرید از طریق اینترنت را ندارند و ترس از جابجا شدن اشتباه پول از حساب خود و ...

البته راه حل پرداخت که مهمترین عامل در این زمینه می باشد تاثیر زیادی روی تجارت الکترونیک در ایران دارد. بعضی از شرکتها  با استفاده از روش پرداخت به هنگام تحویل کالاهای خود را می فروشند که این مورد با توجه به تازه بودن تجارت الکترونیک جای خرسندی است.  بسیاری از شرکتها نیز از سایت خود به عنوان یک کاتالوگ و یا بروشور الکترونیکی استفاده می کنند که برای معرفی محصولات خود می باشد و انتظار می رود با توجه به افزایش تجارت الکترونیک، فروشگاههای الکترونیکی نیز بیشتر شوند. البته دولت نیز با عنوان نمودن بحث دولت الکترونیکی در این زمینه پیش قدم شد.

به هر حال امید می رود که با افزایش تجارت الکترونیک، کشور ما نیز همانند سایر کشورهای توسعه یافته از مزایای تجارت الکترونیک و شاخه های آن از قبیل بازاریابی الکترونیک٬مدیریت ارتباط با مشتری٬   مدیریت تامین زنجیره، و .... استفاده نمایند و با توجه به تعامل بین تجارت الکترونیک وسنتی بتوانیم از این تکنولوژی استفاده بهینه نماییم.منبع:اینترنت مارکتینگ

نوشته شده توسط مدير در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 17:7 |

                                               نقد و نظر شما همه چيز نيست ، اما ما را مي تواند به همه چيز برساند.  لينك ثابت